menusearch
caspianculturalstudies.ir

خزرها چه کسانی بودند؟

تقویم
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

خزرها چه کسانی بودند؟

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
تعداد بازدید خبر 45
خزرها چه کسانی بودند؟

آلکساندر بارسوف

 

در میان تمام امپراتوری‌های کوچ‌نشین استپی، خزرهای یهودی یکی از بزرگ‌ترین معماهای تاریخی به شمار می‌روند. این قوم کوچ‌نشین استپی که قابل مقایسه با هون‌های (Huns) آتیلا (Atilla) و مغول‌هاست، به دلیل گرویدن ظاهراً عجیبشان به یهودیت، توجه زیادی را به خود جلب کرده‌اند. در تصور عمومی، یهودیان پس از ویرانی معبد دوم توسط رومیان در سال ۷۰ میلادی، عموماً به عنوان مردمی از بازرگانان دوره‌گرد و علمای دینی شناخته می‌شوند. این ایده که گروهی از جنگجویان خشن استپی و کوچ‌نشینان آسیایی ساکن چادرها به یهودیت بگروند، اغلب به عنوان یکی از عجیب‌ترین فصل‌های تاریخ جهان تلقی می‌شود.  
امپراتوری خزرها در قرن هفتم میلادی به قدرت رسید و در قرن دهم از هم پاشید. این قوم که عمدتاً ترک‌تبار و کوچ‌نشین بودند، امپراتوری ساختند که تمامی سرزمین‌های استپی پونتیک-خزری (Pontic-Caspian) را در بر می‌گرفت؛ منطقه‌ای که از دشت‌های اوکراین در غرب تا دریای خزر در شرق و از کوه‌های قفقاز در جنوب تا جنگل‌های روسیه امروزی در شمال امتداد داشت. خزرها به مدت بیش از ۳۰۰ سال بر استپ‌های غرب اوراسیا تسلط داشتند و شرایطی را ایجاد کردند که مورخان بعدی آن را «پاکس خازاریکا» (Pax Khazarica) یا «صلح خزری» نامیدند. تحت این «صلح خزری»، امنیت و نظم برقرار شد و برای نخستین بار در این بخش از جهان، بستری برای شکل‌گیری «تمدن» فراهم آمد. 
پیش از ظهور خزرها، استپ‌های پونتیک، خزری و قفقاز شمالی مدت‌ها زیستگاه کوچ‌نشینان بود. در دوران باستان، اقوامی مانند کیمری‌ها (Cimmerians)، سکاها (Scythians) و سارماتی‌ها (Samartians) در این مناطق در حرکت بودند و تنها چند جزیره پراکنده از زندگی یکجانشین در دریای بی‌کران کوچ‌نشینی وجود داشت. شهرهای مستعمره یونانی در کرانه‌های دریای سیاه رابطه‌ای اقتصادی مکمل با این اقوام کوچ‌نشین داشتند، اما هون‌ها و ترک‌هایی که در اواخر دوران باستان به سمت غرب حرکت کردند، هر تمدنی را که در سر راهشان قرار گرفت، درهم شکستند. حتی در میان پیشینیان نسبتاً صلح‌طلب‌تر آتیلا و ترک‌های بعدی، کوچ‌نشینان استپی در وضعیتی از هرج‌ومرج نیمه‌دائمی به سر می‌بردند.  
این وضعیت عمدتاً نتیجه سبک زندگی دامداری آن‌ها بود که امکان تحرک بالا را فراهم می‌کرد و مانع از شکل‌گیری هرگونه ساختار دولتی پایدار می‌شد. اغلب اتحادهایی بین طوایف شکل می‌گرفت، حتی گاهی اتحادیه‌هایی از طوایف برای دستیابی به هدفی مشترک همکاری می‌کردند، اما این روابط بسیار گذرا و حفظ آن‌ها دشوار بود. اگر طایفه‌ای یا گروهی از طوایف به هر دلیلی از وضعیت خود ناراضی بودند، به سادگی می‌توانستند کوچ کنند و از هرگونه ترتیبات سیاسی که پیش‌تر در آن مشارکت داشتند، خارج شوند. این امر البته تنها به این دلیل ممکن بود که کوچ‌نشینان به راحتی می‌توانستند با گله‌های گوسفند، گاو و اسب‌های خود نقل مکان کنند. در واقع، سبک زندگی دامداری آن‌ها ایجاب می‌کرد که در طول سال به چراگاه‌های مختلف مهاجرت کنند. همه این عوامل باعث می‌شد که زندگی سیاسی کوچ‌نشینان ذاتاً بی‌شکل باشد.

 

تصویری از یک سوار خانات خزر در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی


برای روشن‌تر شدن این موضوع، مقایسه‌ای بین وضعیت استپ‌ها و فتوحات و تشکیل دولت در جهان یکجانشین مفید خواهد بود. رومیان امپراتوری خود را از طریق فتح سرزمین‌ها ساختند و اگر شهری شورش می‌کرد، ارتش روم به سادگی آن شهر را بازپس می‌گرفت و رهبران شورش را مجازات می‌کرد. جابه‌جایی یک شهر یا جامعه کشاورزی کار آسانی نیست. شهرها و مزارع در مکان‌های ثابت قرار دارند و در معرض تهدید هر کسی هستند که بتواند لشکری را علیه آن‌ها به حرکت درآورد. مثالی دیگر، اسکندر مقدونی (Alexander) هنگام لشکرکشی به آسیای مرکزی توانست شهرها و دژهای بلخ (Bactria) و سغد (Sogdia) را فتح کند و آن مردم را تحت فرمان خود درآورد، اما نتوانست سکاهای کوچ‌نشین آن سوی رود سیحون را مطیع کند، چرا که آن‌ها به سادگی می‌توانستند با گله‌های خود بگریزند و از اسارت دور بمانند.  
این ناتوانی در فتح و مطیع‌سازی دائم یکدیگر، مانع از تشکیل دولت‌های پایدار توسط اقوام کوچ‌نشین می‌شد. البته، آتیلا امپراتوری‌ ساخت، اما امپراتوری او بلافاصله پس از مرگش فروپاشید. جهان کوچ‌نشینی با دولت‌های گذرا، هرج‌ومرج و جنگ‌های تقریباً دائمی دست‌به‌گریبان بود. چنین شرایطی مانع از ظهور چیزی می‌شد که بسیاری آن را «تمدن» تعریف می‌کنند. ارسطو (Aristotle) در «سیاست» (Politics) می‌گوید: زندگی متمدنانه تنها به واسطه قوانین ممکن است و قوانین محصول گردهم‌آمدن خانواده‌ها برای تشکیل شهری هستند که در آن این قوانین می‌توانند رسمیت یابند. بدون شهر، هیچ‌یک از این‌ها ممکن نیست. هرج‌ومرج و جنگ‌های دائمی در استپ، ایجاد زندگی شهری را غیرممکن می‌ساخت. برای ایجاد و حفظ شهرها، مازاد قابل‌توجهی از محصولات کشاورزی مورد نیاز بود. علاوه بر این، آبیاری، تأمین مداوم آب آشامیدنی و دیگر زیرساخت‌های پرهزینه نیز ضروری بودند. اما کشاورزی در مقیاس بزرگ به دلیل تهدید دائمی هجوم کوچ‌نشینان و لگدمال شدن محصولات غیرممکن بود. و بدون کشاورزی گسترده، هیچ مازاد کشاورزی‌ای برای تغذیه زندگی شهری ایجاد نمی‌شد.  

 

کماندار آلان خانات خزر در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی

 

شایان ذکر است که اصطلاحاتی مانند «تمدن» و «زندگی متمدنانه» چندان مفید نیستند و باید با احتیاط و محدود به کار روند. این اصطلاحات اغلب گمراه‌کننده هستند و بار ارزشی ذهنی دارند. کوچ‌نشینان شاید «متمدن» نبوده‌اند، اما سبک زندگی آن‌ها به خودی‌خود بسیار پیچیده بود. مهم‌تر از آن، این «بربرهای» کوچ‌نشین استپی بارها در طول تاریخ فاتح تمدن‌های جنوبی خود شدند، علیرغم اینکه تقریباً همیشه از نظر تعداد به مراتب کمتر بودند. این کوچ‌نشینان مردمان رو‌به‌زوال آن سوی استپ‌ها را فتح می‌کردند و حاکمان آن‌ها می‌شدند. وایکینگ‌ها بر روس‌ها حکومت کردند، مغول‌ها و منچوها (Manchus) چین را فتح کردند، ترک‌ها بیزانس (Byzantium) را به تسخیر درآوردند و نمونه‌های بسیار دیگری نیز وجود دارد. به گفته نیچه (Nietzsche): «طبقه اشرافی همواره طبقه بربر بوده است». در موارد بسیاری در تاریخ، «وحشی» نامیدن کوچ‌نشینان چیزی جز خشم اخلاق‌گرایانه مردمان ضعیف‌تری نبود که کاری بیش از این از دستشان برنمی‌آمد. باز هم به نقل از نیچه: «این نژادهای اشرافی بودند که مفهوم «بربر» را در مسیر حرکت خود برجای گذاشتند». در دوران افول و ضعف خود، رومیان هون‌ها را بربر می‌خواندند، همان‌گونه که گال‌ها قرن‌ها پیش رومیان را بربر می‌پنداشتند. برای کوچ‌نشینان و دیگر «بربرها»، سبک زندگی «ابتدایی» آن‌ها منبع قدرتشان بود. شاید این بحث حاشیه‌ای به نظر برسد، اما این مسائل در بررسی کوچ‌نشینان یا هر موضوع تاریخی دیگری بسیار مهم هستند. طرح ادعاهای اخلاقی معمولاً تنها به تاریک‌تر شدن فهم ما از رویدادها و فرآیندهای تاریخی می‌انجامد.  
این وضعیت هرج‌ومرج دائمی در استپ‌ها با برقراری «پاکس خازاریکا» به طور موقت پایان یافت. برای نخستین بار در استپ‌های غرب اوراسیا، آبیاری، کشاورزی، آبزی‌پروری و زندگی شهری ممکن شد. شهرها در استپ‌ها سر برآوردند و به تدریج خزرها به مردمی نیمه‌یکجانشین تبدیل شدند که دیگر کاملاً کوچ‌نشین نبودند و چادرهای خود را با زندگی شهری عوض کردند. صلح همچنین فرصت‌های تجاری به همراه آورد و به مرور زمان خانات خزر به مرکزی برای تجارت بین‌المللی تبدیل شد که کاملاً در جاده ابریشم (Silk Road) ادغام شده بود. این خانات هم مرکزی برای ترانزیت کالاها از شرق به غرب و شمال به جنوب بود و هم صادرکننده دو کالای بسیار ارزشمند در جهان پیشامدرن، یعنی خز و برده. به لطف «پاکس خازاریکا»، بازرگانان خارجی می‌توانستند با امنیت در سرزمین‌های استپی غرب اوراسیا سفر کنند و به تجارت بپردازند، بدون آن‌که ترسی از راهزنی یا مرگ داشته باشند.

 

سرگئی ایوانوف. مذاکرات تجاری در سرزمین اسلاوهای شرقی. 1909. رنگ روغن روی مقوا. 59.3X82 سانتی‌متر. موزه هنری کراشیتسکی سواستوپول

 

دوره خزرها یکی از درخشان‌ترین دوره‌های جاده ابریشم بود. ظهور سلسله تانگ در چین و گسترش ترک‌ها در سراسر استپ‌های اوراسیا، دوره‌ای از فعالیت‌های تجاری گسترده را آغاز کرد که تنها در دوران مغول از آن پیشی گرفت. «پاکس خازاریکا» در این میان نقشی حیاتی داشت، چرا که امکان داد تجارت از طریق استپ‌ها به اروپا برسد و برده‌ها و خزهای ارزشمند را به جنوب منتقل کند. علاوه بر این، صلح خزری ثباتی ایجاد کرد که به نفع تمدن‌های همجوار استپ، مانند بیزانس، تمام شد. بقای بیزانس در قرن‌های هفتم و هشتم تا حد زیادی مدیون خزرها بود.  
خزرها همواره به دلیل گرویدنشان به یهودیت مورد توجه ویژه بوده‌اند. این تغییر دین بسیار عجیب به نظر می‌رسد، اما در واقع آن‌قدرها هم که در نگاه اول می‌نماید، غریب نیست. جزئیات دقیق این تغییر دین عمدتاً ناشناخته است و اطلاعات موجود آشکارا افسانه‌ای هستند. همچنین دقیقاً مشخص نیست که چرا به این دین گرویدند، یا چرا یهودیت را انتخاب کردند. نظریه‌ها و تفسیرهای تاریخ‌نگارانه متعددی برای پاسخ به این پرسش‌ها وجود دارد، اما در نهایت همگی حدسیات هستند.  
خزرها برای تحکیم سیاسی خانات خود به یهودیت گرویدند؛ آن‌ها از طریق جذب بازرگانان یهودی و استفاده از دیاسپورای بین‌المللی یهودیان، به ویژه رادخانی‌ها که در آن زمان تاجران بزرگی در جاده ابریشم بودند، ثروت خانات را افزایش دادند و افرادی را جذب کردند که می‌توانستند به عنوان مدیران و دیوان‌سالاران عمل کنند. خزرها به عنوان مردمی ترک‌تبار و کوچ‌نشین، سنت یادگیری و سواد نداشتند و بنابراین برای اداره امپراتوری نامناسب بودند. با گرویدن به یهودیت، آن‌ها مردمی با تحصیلات عالی را جذب کردند که مهارت‌هایی داشتند که خزرها فاقد آن بودند. به طور خلاصه، خزرها برای استفاده از یهودیان در راستای تحکیم سیاسی امپراتوری خود به یهودیت گرویدند.  
تغییر دین خزرها بخشی از الگوی گسترده‌تر گرویدن کوچ‌نشینان استپی به ادیان ابراهیمی است؛ خزرها در این مورد منحصر به فرد نیستند. بسیاری از امپراتوری‌های ترک معاصر آن‌ها نیز به ادیان یکتاپرستی گرویدند و اغلب به دلایلی مشابه. در واقع، خانات اویغور معاصر رابطه‌ای تقریباً یکسان با سغدی‌های مانوی داشتند، همان‌گونه که خزرها با یهودیان داشتند. تنها نکته منحصر به فرد در مورد خزرها این است که آن‌ها یهودیت را انتخاب کردند. در دوره‌های بعدی تاریخ، بسیاری از اقوام ترک کوچ‌نشین به مسیحیت نسطوری گرویدند و تا قرن بیستم تمامی کوچ‌نشینان استپی به دینی گرویده بودند که بومی استپ نبود. تا آن زمان تقریباً تمام ترک‌ها مسلمان شده بودند، در حالی که مغول‌ها و منچوها پیرو آیین بودایی تبتی بودند.  
تاریخ خزرها مطالعه موردی جالبی است درباره چگونگی شکل‌گیری و فروپاشی امپراتوری‌های کوچ‌نشین. از طریق خزرها می‌توانیم درک بهتری از عملکرد کوچ‌نشینان داشته باشیم و برخی از تصورات نادرست، مانند این‌که کوچ‌نشینان وحشیانی سرگردان و کاملاً بی‌تمدن بودند که صرفاً بر اساس هوس به یکجانشینان حمله می‌کردند را اصلاح کنیم. به طور گسترده‌تر، درک خزرها کلید فهم تاریخ اوراسیای غربی در اوایل قرون وسطی است. خانات خزر نقش حیاتی در روابط بین‌المللی آن دوران ایفا کرد. بدون شناخت خزرها، تاریخ بیزانس و خلافت اسلامی در این دوره به درستی قابل درک نیست.  
منابع اولیه درباره خزرها بسیار محدود است. تنها اسناد باقی‌مانده از خود خزرها، «مکاتبات خزری» (Khazar Correspondence) و «نامه شختر» (Schechter Letter) هستند. مکاتبات خزری مجموعه‌ای از نامه‌ها در میانه قرن دهم بین یوسف، پادشاه خزرها و حسدای بن شپروط (Hasdai ibn Shaprut)، وزیر یهودی خلافت قرطبه (Cordoba) در اسپانیاست. نامه شختر نیز نامه‌ای از یک خزر ناشناس در قسطنطنیه به یک مقام یهودی است. هر دو سند عمدتاً به چگونگی گرویدن خزرها به یهودیت می‌پردازند. هر دو سند روایت‌هایی بسیار افسانه‌ای از این تغییر دین ارائه می‌دهند. علاوه بر این، چندین منبع اولیه از نویسندگان بیزانسی، عرب، سریانی (Syriac)، گرجی و ارمنی وجود دارد. برجسته‌ترین این منابع عبارتند از ابن فضلان (Ibn Fadlan)، «وقایع‌نامه تئوفانس» (Chronicle of Theophanes Confessor)، «اداره امپراتوری» (De Administrando Imperio) اثر امپراتور کنستانتین پورفیروژنیتوس (Constantine Porphyrogenitus) و «تاریخ آلبانیای قفقاز» (History of the Caucasian Albanians) نوشته مووسس داسخورانسی (Movses Dasxuranci). بخشی از اطلاعات ما درباره خزرها نیز از یافته‌های باستان‌شناسی، عمدتاً در قفقاز شمالی، سواحل دریای سیاه و منطقه دونباس به دست آمده است. باید تأکید کرد که به دلیل کمبود منابع، اطلاعات موجود درباره خزرها بسیار محدود است و حدسیات سهم بزرگی در تاریخ‌نگاری آن‌ها دارند.

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب