

.jpg)
Редакционная коллегия
В статье представлен анализ двух подлинных древних праздников русской культуры: Масленицы (проводы зимы) и Ивана Купалы (летнее солнцестояние). Масленица, уходящая корнями в славянские обряды плодородия, характеризуется такими символами, как выпечка блинов (круглых и золотистых, символизирующих солнце) и сжигание чучела Масленицы (символа зимы). Этот праздник занял место в православном календаре как неделя перед Великим постом, демонстрируя умное сочетание древних верований и религиозных традиций. Иван Купала, отмечаемый в ночь на 7 июля, включает яркие ритуалы: разведение костров и прыжки через огонь, сбор целебных трав и пускание венков на воду. Эти древние обряды отражают почтение к природе и веру в её целительную силу. Оба праздника, несмотря на прошедшие века, сохранили своё место не только в сельской культуре, но и в современной жизни России, свидетельствуя о богатстве народной культуры страны. Они представляют собой уникальный синтез языческих и христианских традиций, продолжая оставаться важной частью культурной идентичности русского народа.
تحریریه
سنت ماسلنیتسا[1] که در زبان انگلیسی به نام «روز پیش از چهارشنبه توبه»[2] شناخته میشود، یکی از کهنترین جشنهای روسیه است و ریشههای آن به دوران پیش از مسیحیت و آیینهای بتپرستی اسلاوها بازمیگردد. در آن دوران، این جشن نمادی از پایان زمستان و آغاز بهار بود و مردم با برگزاری آیینهایی پرشور، بازگشت گرما، باروری زمین و روشنایی خورشید را گرامی میداشتند.
ماسلنیتسا در اصل در حوالی ۲۲ مارس، روز اعتدال بهاری، برگزار میشد، زیرا سال نو در تقویم اسلاوی از این زمان آغاز میشد. بر اساس نسخهای دیگر، جشن در ۲۴ فوریه برگزار میشد تا ایزد گاوها، «ولس»، گرامی داشته شود. ماسلنیتسا مجموعهای کامل از آیینها و سنتهاست. برخی از این آیینها به نسبت جدید هستند، مانند تصرف «شهر برفی» که به اوایل قرن 18 بازمیگردد، و برخی دیگر بسیار کهن هستند، مانند پختن پنکیک (بلینی به روسی)، زیارت قبرها و دیگر مراسم یادبود.
در واقع، ماسلنیتسا در ابتدا جشنی برای خداحافظی با تاریکی و سرما و خوشامدگویی به زندگی و زایش دوباره طبیعت به شمار میرفت. جشنهای کشاورزی اغلب در زمان کاشت و رشد اولیه محصولات برگزار میشد. برخلاف مصریان و یونانیان باستان که خدایان کشاورزی را همواره گرامی میداشتند، اسلاوها در طول زمان این ایزدبانوی گیاهان را فراموش کردند.
در اصل، جشنهای بتپرستی برای گرامیداشت خدای بتپرست ولس (یا وولوس)[3] برگزار میشد که حامی گاوها و کشاورزی بود. مردم او را با یک خرس مرتبط میدانستند، بنابراین، خرس یک حیوان مقدس بود که دارای قدرت شفابخش جادویی بود. برخی حتی فکر میکردند که یک خرس موجودی قویتر از خود شیطان است. رقصیدن مانند یک خرس در اطراف خانه قرار بود از سوختن آن محافظت کند.
همچون بسیاری از آیینهای کهن، ماسلنیتسا نیز در گذر زمان با ورود مسیحیت به فرهنگ روسی، معنایی دوگانه یافت؛ از یک سو ریشه در باورهای بتپرستانه دارد و از سوی دیگر در چارچوب تقویم کلیسای ارتدوکس جای گرفته است. کلیسا سعی کرد این سنت را ریشهکن کند، اما با مواجهه با محبوبیت فراگیر شخصیت ولس، با تغییر تمرکز جشن از خدای بتپرست به سنت وولوسی تسلیم شد. برای مسیحیان متدین مرسوم است که در طول ماسلنیتسا پنکیکها را به شمایل او دربیاورند تا او را شاد کنند و از محصول فراوان و دامهای سالم در تابستان آینده اطمینان حاصل کنند.
در سنت مسیحی، این جشن بهعنوان آخرین هفته پیش از آغاز روزه بزرگ[4] برگزار میشود. این دوره برای افراد فرصتی است تا پیش از آغاز ایام روزهداری که در آن خوردن گوشت، ماهی، لبنیات و تخممرغ ممنوع است، از لذتهای دنیوی و خوراکیهای خوشطعم بهرهمند شوند. ماسلنیتسا با تقویم کلیسایی همزمان شد. هدف اصلی از جشن، خوشگذرانی، خوردن کافی پیش از روزه و دورکردن زمستان بود.
عروسک مادر که پیشتر نماد باروری بود، با سرمای زمستان و تاریکی مرتبط شد. سنت سوزاندن عروسک ماسلنیتسا نیز دیرینه است. در گذشته این ایزدبانوی زمینی «مارنا»[5] نامیده میشد. در برخی مناطق، عروسک را در زمین دفن میکردند و در برخی دیگر، آن را پاره کرده و در مزرعه میپاشیدند. گاهی اوقات، مارنا به شکل انسان مجسم میشد و «تدفین» او جنبهای نمادین داشت.
فولکلوریست ولادیمیر پروپ[6]، با بررسی آیینهای کهن ماسلنیتسا، معتقد بود که این جشن منشأ کشاورزی داشته و آیینی برای باروری بوده است. ماسلنیتسا بخشی از یک چرخه بزرگتر جشنهای کشاورزی مانند سِمیک[7]، تثلیث[8]، ایوان کوپالا[9] و «تدفین کاستروما»[10] بود. مردم باور داشتند که مردگان در زمین میتوانند بر حاصلخیزی خاک تأثیر بگذارند.
بلینی غذایی یادبود و آیینی بود که نقش مهمی در ارتباط انسانهای زنده با گذشتگان داشت. این خوراک سنتی را بهعنوان نمادی از یادآوری و احترام به مردگان، یا در کنار قبرها قرار میدادند یا آن را روی پنجره میگذاشتند تا روح درگذشتگان بتواند از آن بهرهمند شود. در فرهنگ مردمی، این عمل اغلب با عبارت مشهور «اولین پنکیک برای مردگان» توصیف میشد که نشان میداد نخستین بلینیِ پختهشده در این روز، نه برای زندگان، بلکه برای عزیزانی است که از دنیا رفتهاند.
در آخرین روز جشن ماسلنیتسا، یکشنبه آمرزش، مردم بهرسم دیرینه به قبرستانها میرفتند تا با رفتگان خود وداعی دوباره کنند و از آنان طلب بخشش و یاری نمایند. این زیارت آیینی نوعی ارتباط نمادین میان دو جهان بود و فرصتی فراهم میکرد تا بازماندگان ضمن یادآوری مردگان، چرخه زندگی و مرگ را نیز گرامی بدارند.

بوریس کوستودیف[11]، ماسلنیتسا، 1916، رنگ روغن بر روی بوم، 98 × 71 س.م.، موزه ایزاک برودسکی[12]، سنپترزبورگ، روسیه
یکی از نمادهای اصلی ماسلنیتسا، بلینی یا پنکیک روسی است که بهصورت گرد و طلایی تهیه میشود و نماد خورشید و گرمای آن است. خوردن بلینی در این ایام نه فقط یادآور خورشید و امید به روزهای روشنتر است، بلکه بازتابی از همزیستی عناصر بتپرستی و مسیحی در فرهنگ روسی نیز به شمار میآید. نام این تعطیلات، ماسلنیتسا (مشتق شده از واژه روسی به معنای کره یا روغن[13] است) وجود خود را مدیون سنت پختن پنکیک (یا بلینی، به روسی) است که برای جشن ماسلنیتسا ضروری هستند. بلینی پنکیکهای نازکی هستند که از خمیر مخمر درست میشوند. آنها جزء اصلی میز روسی در روز قبل از چهارشنبه توبه هستند که بهعنوان نمادی از خورشید و بهار سرو میشوند. بلینی همچنین در طول سال محبوب است و با مواد پرکننده مختلف سرو میشود و با خامه ترش یا کره پوشانده میشود.
«تدفین» عروسک ماسلنیتسا نمادی برای تضمین محصول خوب بود. با مقایسه منابع روسی و کهن، میتوان مراحل تولد ایزد گیاهان را مشاهده کرد: ابتدا تجسم قدرت در چوب بود، اغلب درخت بید؛ سپس این نیرو در درخت تصور میشد و بهتدریج شکل انسانی به خود میگرفت، به طور معمول بهصورت عروسک. بعدها این موجود نام میگرفت: یاریلو[14]، کاستروما، ایوان[15]، مارنا یا کوپالا و ارتباط آن با چوب کمکم فراموش میشد، بهطوریکه عروسکها از پارچه یا حتی غلات ساخته میشدند، تا نمادی از آرزوها و محصول کشاورز باشند.
در طول این هفته، مردم در سراسر روسیه جشنها، رقصها و بازیهای سنتی برگزار میکنند. حتی در قرن 19، کشاورزان هنوز ارتباط ماسلنیتسا با محصول آینده را به یاد داشتند. مسابقات مشتزنی برگزار میشد تا نیرو و قدرت شرکتکنندگان به گندم منتقل شود. تنها جوانان بلندقد در رقصها شرکت میکردند تا «کتان بلند شود» و با افتخار میگفتند: «تا گاوها تکثیر شوند». همچنین، تازهعروسان مورد احترام بودند، زیرا باور داشتند نیروی باروری آنها به زمین منتقل میشود.
از دوران باستان، همه اقوام جهان اوج تابستان را جشن میگرفتند. نسخه روسیه از چنین تعطیلاتی ایوان کوپالا است. در شب 6 ژوئیه، همه این تعطیلات عرفانی اما درعینحال شاد را پر از اعمال آیینی، قوانین و ممنوعیتها، آهنگها، مناجات و انواع فالگیری، افسانهها و باورها جشن میگرفتند.
حتی در زمان بتپرست باستان، روسهای باستانی کوپالو، خدای حاصلخیزی تابستان را داشتند. بهافتخار او مردم آهنگ میخواندند و از روی آتش میپریدند. این عمل آیینی به یک جشن سالانه انقلاب تابستانی تبدیل شده است که سنتهای بتپرستی و مسیحی را با هم ترکیب میکند.
کوپالا پس از مسیحی شدن روسیه، ایوان نام گرفت؛ زمانی که یحیی تعمیددهنده جایگزین او و زادروزش در 7 ژوئیه جشن گرفته میشد.
در آن روز مردمی که جشن میگرفتند، کمربندهایی از گل و تاجهایی از گیاهان میپوشیدند، میچرخیدند، آواز میخواندند، آتش روشن میکردند و تیرهایی با چرخهای سوزان در بالای آن، نماد خورشید، را به آتش میکشیدند.
آهنگهایی که در روستاها خوانده میشدند، از کوپالا بهعنوان فردی دوستداشتنی، پاک و شاد یاد میکرد. در روز ایوان کوپالا، دختران تاجهایی از گیاهان درست میکردند و عصرها آنها را روی آب رها میکردند و دورشدن آنها را تماشا میکردند. باور بر این بود که فرورفتن تاج به معنای پایان عشق و عدم برگزاری عروسی بود.
سنت دیگر این بود که آب کثیف را روی همه کسانی که در دید بودند میریختند. اعتقاد بر این بود که هر چه بیشتر مردم برای شنا میروند، روحشان پاکتر میشود. شفابخشترین شنا در سپیدهدم در نظر گرفته میشد.
شب شنا با آتشهای تطهیر روشن میشد تا در اطراف آن برقصند و از روی آن بپرند. بلندترین پرشکننده خوششانسترین فرد بود. مادران پیراهنهای فرزندان بیمار خود را در آن آتشها میسوزاندند به این امید که از شر بیماریهای وحشتناک خلاص شوند. جوانان در بازیهای پر سروصدا، زد و خوردها، مسابقات دو شرکت میکردند. رایجترین بازی، مسابقه فرار و گرفتن بود.
مردم بر این باور بودند که تمام گیاهان معجزهآسا و شفابخش در شب ایوان کوپالا شکوفه میدهند؛ بنابراین، افراد آگاه و باتجربه و بهویژه شفادهندگان روستا هرگز آن شب را از دست نمیدادند و ریشهها و گیاهان دارویی را جمعآوری میکردند تا برای کل سال آینده نگه دارند.
شایعهای وجود داشت که در نیمهشب سرخس شروع به شکوفه دادن میکند. گل آتشین معجزهآسا میتواند به یک گنج دفن شده اشاره کند، مهم نیست که چقدر عمیق پنهان شده باشد. در حدود نیمهشب، غنچهای بر روی برگهای پهن ظاهر میشد. بالاتر و بالاتر میرفت و سپس شروع به پریدن در اطراف میکرد. با فرارسیدن نیمهشب، غنچه رسیده میترکید و یک گل قرمز آتشین بیرون میآمد. هیچ فردی نمیتوانست گل را بردارد. اما اگر آن را میدیدید، هر آرزویی برآورده میشد.
همیشه چیزی معجزهآسا در مورد روز ایوان کوپالا وجود داشت. هیچکس در شب نمیخوابید، زیرا اعتقاد بر این بود که همه شیاطین فعال میشوند: جادوگران، گرگنماها، خونآشامها، پری دریاییها... مردم فکر میکردند که ایوان کوپالا روزی است که جادوگران نیز تعطیلات خود را دارند و سعی میکنند تا جایی که ممکن است به انسانها آسیب برسانند. تعطیلات ایوان کوپالا اینگونه برگزار میشود: مملو از آیینها، فالگیری و سایر شوخیهای شاد.
[1]. Maslenitsa
[2]. Shrovetide
[3]. Veles / Volos
[4]. Lent
[5]. Marena
[6]. Vladimir Propp
[7]. Semik
[8]. Trinity
[9]. Ivan Kupala
[10]. funeral of Kostroma
[11]. Boris Kustodiev
[12]. Isaac Brodsky Museum
[13]. maslo
[14]. Yarilo
[15]. Ivan
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
فعالیت های این دوفصلنامه بر معرفی و مطالعه درباره جوانب گوناگون فرهنگی و تاریخی کشورهای حاشیه دریای کاسپین و همچنین در ابعادی وسیع تر، بر مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و سراسر روسیه و ایران تمرکز دارد
Деятельность этого полугодового журнала сосредоточена на представлении и изучении различных культурных и исторических аспектов стран прикаспийского региона, а также в более широких рамках, охватывающих регионы Центральной Азии, Кавказа и всей России и Ирана
آدرس: رشت، میدان جهاد، کوچه پیک حرفه، ساختمان الماس نگین، واحد 7، کدپستی 4153919612
Адрес: Иран, остан Гилян, г. Решт
площадь Джахад, ул. Пейк-е Нафас
здание «Алмаз-е Негин», кв. 7
Почтовый индекс: 4153919612
تلفن (телефон ):013-32584645 , 09118358643
پست الکترونیک (электронная почта):
info@caspianculturalstudies.ir
استفاده از مطالب این وبسایت با ذکر منبع، آزاد است
Использование материалов этого вебсайта разрешено с указанием источника



.jpg)