menusearch
caspianculturalstudies.ir

سنت شکار با عقاب در استپ‌های قزاقستان

تقویم
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

سنت شکار با عقاب در استپ‌های قزاقستان

(2)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
تعداد بازدید خبر 14
سنت شکار با عقاب در استپ‌های قزاقستان

Традиция охоты с орлом в степях Казахстана

Хание Песараклу

Студентка Русского языка 

haniehpesarakloo@gmail.com

 

В бескрайних степях Казахстана веками живёт традиция охоты с золотым орлом — беркутом. Это не просто способ добычи пищи, а глубокая философия, где человек и хищник становятся партнёрами. Охотник-беркутчи воспитывает птенца с раннего возраста, строя отношения на терпении и взаимном доверии. Процесс требует особых навыков: знание повадок птицы, умение читать ветер и местность. Используются традиционные инструменты — томга (кожаный колпачок), байлай (рукавица), балдак (подставка) — каждый предмет веками совершенствовался. Охота сопровождается ритуалами, укрепляющими связь поколений. Сегодня традиция переживает трудности: урбанизация, изменение климата, строгие законы об охране природы. Но в Казахстане возрождают искусство беркутчи через фестивали, школы и передачу знаний молодёжи. Охота с орлом остаётся живым символом свободы, силы и гармонии, напоминая о вечном союзе человека с дикой природой.

 


 

هانیه پسرکلو

دانشجوی زبان روسی

 

در افق‌های بی‌کران استپ‌های آسیای مرکزی، جایی که خط مرز میان زمین و آسمان به‌دشواری قابل تشخیص است و باد همچون حافظه‌ای زنده، قصه‌های کهن را زمزمه می‌کند، سنتی دیرپا همچنان نفس می‌کشد: قوش‌بگیلیک[1] یا سایات[2] یا هنر شکار با پرنده شکاری.[3] این آیین نه‌فقط روشی برای تأمین معاش بلکه جلوه‌ای از نوعی جهان‌بینی است که در آن، انسان خود را بخشی از نظم طبیعی می‌داند؛ نظمی که با احترام، صبر و درک متقابل معنا می‌یابد. در چنین بستری، شکار به کنشی مکانیکی فرو کاسته نمی‌شود بلکه به تجربه‌ای فرهنگی و زیباشناختی ارتقاء می‌یابد.

در میان سرزمین‌های این پهنه، قزاقستان جایگاهی ویژه در تداوم این سنت دارد. حضور «بورکیتشی‌ها[4]» (شکارچیان با عقاب) در این منطقه، بازتابی از حافظه‌ جمعی مردمانی است که در اقلیم‌های سخت، با اتکاء به دانش بومی و مهارت‌های انباشته، راهی برای بقاء و بالندگی یافته‌اند. عقاب طلایی یا بورکیت[5] در این میان نه یک ابزار بلکه همراهی شریف است؛ موجودی که شکوه پروازش تخیل انسانی را به چالش می‌کشد و درعین‌حال، در پیوندی ظریف با انسان، تن به همکاری می‌دهد. اصطلاحات دیگری همچون قوش‌بگی[6] به معنای «سالار پرندگان» و سایات‌شی[7] نیز برای اشاره به شکارچیان با پرندگان شکاری به‌کار می‌رود. شکار با پرندگان شکاری نه‌تنها به رویکردی ماهرانه نیاز داشت، بلکه انتخاب ویژه‌ای از تجهیزات را نیز می‌طلبید.

ریشه‌های تاریخی و تداوم فرهنگی

شواهد تاریخی و مردم‌نگارانه نشان می‌دهد که استفاده از پرندگان شکاری برای صید، قدمتی چند هزار ساله دارد. در بستر جوامع کوچ‌نشین که جابه‌جایی، دسترسی محدود به منابع و تغییرات اقلیمی جزئی از زندگی روزمره بوده، این شیوه به‌تدریج به نظامی کارآمد و درعین‌حال آیینی تبدیل شده است. انتقال این دانش، اغلب به‌صورت شفاهی و از طریق تجربه‌ زیسته انجام می‌گیرد و همین امر، به شکل‌گیری زنجیره‌ای از سنت‌ها، باورها و قواعد نانوشته انجامیده است که همچنان معتبر شمرده می‌شوند. این تداوم، فقط نتیجه‌ کارآمدی عملی شکار با عقاب نیست؛ بلکه ریشه در هویتی دارد که پیرامون آن شکل گرفته است. برای بسیاری از خانواده‌ها، بورکیتشی بودن نه یک حرفه بلکه میراثی است که با غرور به نسل‌های بعدی سپرده می‌شود. در چنین چارچوبی، هر حرکت، هر ابزار و هر آیین، حامل معنایی فراتر از کارکرد مستقیم خود است. از دوران باستان، شکار با پرندگان نه تنها روشی برای به‌دست آوردن طعمه، بلکه هنر و سرگرمی نیز بود و این تفریح، ویژگی اساسی فرهنگ در قزاقستان به شمار می‌رود.

 

عقاب به‌مثابه همکار: از انتخاب تا اعتماد

فرآیند برگزیدن و تربیت عقاب، هسته‌ مرکزی این سنت است. برخلاف برداشت‌های ساده‌انگارانه، این فرآیند مبتنی بر خشونت یا سلطه‌ یک‌جانبه نیست بلکه بر شکل‌گیری تدریجی نوعی اعتماد دوطرفه استوار است. به‌طور معمول جوجه عقاب‌ها در سنین مشخصی از طبیعت گرفته می‌شوند؛ سنی که در آن، امکان سازگاری با حضور انسان وجود دارد بی‌آنکه غرایز طبیعی به‌طور کامل تضعیف شده باشد. از همان ابتدا، تماس مداوم، تغذیه‌ منظم و حضور نزدیک شکارچی، به ایجاد پیوندی عاطفی می‌انجامد. عقاب به صدا، بو و الگوهای رفتاری صاحب خود خو می‌گیرد و در مقابل، شکارچی نیز نسبت به ظرایف رفتاری پرنده حساس می‌شود: از تغییرات جزئی در حالت چشم‌ها و پرها گرفته تا نشانه‌های آمادگی یا بی‌میلی برای پرواز. این تفاهم تدریجی، زیربنای موفقیت در شکار است. آموزش‌ها مرحله‌به‌مرحله پیش می‌رود: از عادت دادن پرنده به نشستن بر روی دست تا پاسخ به علائم و در نهایت، تمرین‌های شبیه‌سازی‌شده‌ شکار. هر مرحله نیازمند صبر، تکرار و انطباق با ویژگی‌های فردی هر عقاب است؛ زیرا هیچ دو پرنده‌ای به‌طور کامل مشابه نیستند.

 

فناوری‌های سنتی: ابزارهایی در خدمت شکار

در کنار مهارت انسانی، مجموعه‌ای از ابزارهای سنتی نیز به کار گرفته می‌شود که هر یک در کارکردی دقیق تعریف شده‌اند. دستکش یا بیالای[8]، نخستین و ضروری‌ترین وسیله‌اند که از دست شکارچی در برابر چنگال‌های قدرتمند عقاب محافظت می‌کنند. بیالای بر روی دست راست بورکیتشی پوشیده می‌شود و می‌تواند پنج‌انگشته یا سه‌انگشته باشد. دستکش برای حمل پرنده بر روی دست و آرام کردن پرنده خشمگین طراحی شده است و از دست شکارچی در برابر چنگال‌های تیز و قدرتمند عقاب محافظت می‌کند.

کلاه چشمی یا تومگا[9] که در زمان‌های خاص بر سر عقاب قرار می‌گیرد، به کنترل تحریکات محیطی و حفظ آرامش او کمک می‌کند. تومگا که چرمی است برای محافظت از حمله به افراد دیگر و حیوانات اهلی نیز بر سر پرنده قرار می‌گیرد. تاندائیاگاش[10] ابزاری معادل دهان‌بند است و گاه برای جلوگیری از صدای عقاب به‌کار می‌رود. دهان‌بند ابزاری برای انضباط پرنده است. تاندائیاگاش به منقار عقاب بسته می‌شود تا طعمه با جیغ او نترسد. شکل آن مانند یک ملاقه معمولی است که از قطعه چوب تراشیده شده است. وقتی عقاب سعی در جیغ زدن دارد، به‌تدریج این ترفند را کنار می‌گذارد زیرا نمی‌تواند بر مانعی که منقارش را محکم می‌بندد غلبه کند.

پایه بازو یا بالداق[11] که بر زین اسب نصب می‌شود، بازوی شکارچی را در سفرهای طولانی حمایت می‌کند. این وسیله‌ای ویژه برای موقعیت راحت دست در هنگام اسب‌سواری با عقاب است که به‌صورت یک تسمه زیردستی طراحی شده است. بند پا که آیاق بائو[12] نامیده می‌شود برای مهار و حمل پرنده به‌کار می‌رود. همچنین ژمکالتا[13] یعنی کیف خوراک برای حمل غذای عقاب است. کیف خوراک کیسه‌ای از نمد ضخیم تمیز است که شکارچی غذا را برای عقاب در طول سفرهای طولانی در آن حمل می‌کند.

محافظ‌هایی مانند پاچه محافظ یا آیاقاپ[14] و شانه‌پوش یا ایقاپ[15] نیز از عقاب در برابر سرما و آسیب محافظت می‌کنند. ایقاپ تجهیزی برای محافظت از استخوان بازوی پرنده در برابر سرماست. پرنده‌ای با شانه‌های یخ‌زده ممکن است سردش شود و به‌سرعت انرژی از دست بدهد و به بیماری مبتلا شود. بورکیتشی‌های باتجربه مناطق شمالی، ایقاپ را از نمد می‌دوزند، با پارچه آستر می‌کنند و با بافت غنی تزئین می‌کنند. شانه‌پوش بر روی «شانه‌های» پرنده انداخته می‌شود و با کمک نخ ضخیم به بال‌ها متصل می‌شود. شانه‌پوش‌ها بر اساس برش و کاربرد به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند: ژائورین ایقاپ[16] (شانه‌پوش شانه‌ای)، ژاباسالما ایقاپ[17] (شانه‌پوش-شنل)، کوساکتائولی ایقاپ[18] (شانه‌پوش دوگانه).

قاتیر[19] برای پایان دادن سریع و انسانی به زندگی موجود صیدشده استفاده می‌شود. قاتیر وسیله‌ای به‌شکل سوزن بزرگ است که برای کشتن سریع حیوان گرفته‌شده توسط عقاب، نجات حیوان از رنج بی‌دلیل و محافظت از چنگال‌های پرنده در برابر دندان‌های شکارچی استفاده می‌شود. به دستکش بسته می‌شود یا در حین شکار نزدیک زین آویزان می‌شود. کمربند طعمه (بلقانژیگا[20]) تجهیزی برای آویزان کردن طعمه‌های شکار یا حمل چاقو، طناب، سنگ‌چخماق و سایر ملزومات شکارچی بر روی کمربند است. از تسمه محکم و خام‌دوزی بافته می‌شود و حلقه‌های فلزی به انتهای بافت‌ها متصل می‌شوند. قلاب‌هایی که به حلقه‌های کمربند کمری متصل می‌شوند، از حلقه‌های بخش بالایی بافت عبور داده می‌شوند. شکار کوچک توسط پنجه‌ها با نوارهایی به حلقه‌های لبه پایینی بسته می‌شود. هر برکوتشی باید تجهیزات اضافی نظیر شیلیک[21] نیز داشته باشد. شیلیک چوبی است از تنه درخت بید جوان که به بیرون کشیدن صید از لانه کمک می‌کند.

این ابزارها نه اشیای کاربردی صرف بلکه حاصل نسل‌ها تجربه و آزمون هستند. طراحی آن‌ها به‌گونه‌ای است که کمترین اختلال را در رفتار طبیعی پرنده ایجاد کند و درعین‌حال، بیشترین کنترل را برای شکارچی فراهم آورد. تداوم استفاده از این ابزارها، خود بخشی از میراث ناملموس به شمار می‌رود.

مراقبت از عقاب

گاه در صورت آسیب دیدن یا کنده شدن چنگال عقاب، آن را با چنگال نقره‌ای مصنوعی جایگزین می‌کنند. به پرنده آسیب‌دیده ژزتویاق[22] (چنگال مسی) می‌گویند تا حساسیت موضوع کاهش یابد. حرکت چنین پرنده‌ای در گرفتن حیوان یا مبارزه با آن، از چابکی سابق خود محروم است. بورکیتشی‌های باتجربه به‌جای چنگال کنده شده، از چنگال عقاب مرده استفاده می‌کرده‌اند. شکستگی پرهای بال هنگام افتادن عقاب بر روی طعمه نیز ممکن است. پرهای شکسته در جای خود تنظیم می‌شوند و به‌جای پرهای ازدست‌رفته، پرهای دیگر قرار داده می‌شوند. برای این کار در طول تابستان، پرهای عقاب یا پرندگان دیگر مانند کرکس، کرکس سیاه و عقاب شاهی جمع‌آوری می‌شود. بورکیتشی‌ها در صورت ابتلای پرندگان شکاری به بیماری بال یا چنگال، آن‌هارا با پرندگان دیگر جایگزین می‌کرده‌اند.

گهواره یا قونداق[23] سبدی گرد است که از بید بافته می‌شود تا پرنده را در آن بپیچند. گهواره از پرهای عقاب در برابر شکستگی و از سرما، برف و باران محافظت می‌کند. انواع مختلفی دارد: بافته شده از شاخه‌های بید جوان به شکل دان خوری پرندگان، گرد؛ چوبی لولایی؛ ساخته شده از نمد با نوارها. پس از شکار، پرنده خسته و یخ‌زده مانند نوزاد قنداق می‌شود، در گهواره قرار می‌گیرد و با نوارهای کمربند بسته می‌شود. همچنین عقاب در سفرهای طولانی در آن حمل می‌شود.

مهارت به‌مثابه دانشی انباشته

شکار با عقاب، میدان بروز مجموعه‌ای از مهارت‌های پیچیده است. شکارچی باید قادر باشد وضعیت جوی، جهت باد، پستی‌وبلندی زمین و الگوهای حرکتی طعمه را هم‌زمان تحلیل کند. زمان رهاسازی عقاب، فاصله تا هدف و حتی زاویه‌ی پرواز، همگی در موفقیت نهایی نقش دارند. کوچک‌ترین خطا می‌تواند به از دست رفتن فرصت یا حتی آسیب به پرنده بینجامد. در این میان، تجربه نقشی تعیین‌کننده دارد. بسیاری از این مهارت‌ها قابل تقلیل به دستورالعمل‌های صریح نیستند و فقط از طریق حضور در میدان و تکرار موقعیت‌ها به دست می‌آیند. به همین دلیل، رابطه‌ی استاد ـ شاگردی در این سنت اهمیت ویژه‌ای دارد و انتقال دانش، اغلب در بستر زندگی روزمره رخ می‌دهد.

ابعاد آیینی، اجتماعی و اخلاقی

فراتر از کارکرد عملی، شکار با عقاب در بستر اجتماعی نیز معنا می‌یابد. گردهمایی‌ها و جشنواره‌های محلی، صحنه‌هایی هستند که در آن‌ها بورکیتشی‌ها مهارت‌های خود را به نمایش می‌گذارند و هم‌زمان، به بازتولید هویت جمعی کمک می‌کنند. این رویدادها، فرصتی برای مقایسه، یادگیری متقابل و نیز انتقال ارزش‌ها به نسل جوان فراهم می‌آورند. در چنین فضاهایی، روایت‌ها، خاطرات و حتی رقابت‌ها، همگی در چارچوبی آیینی قرار می‌گیرند. حضور خانواده‌ها، نقش زنان در پشتیبانی و گاه مشارکت مستقیم و توجه کودکان به جزئیات این هنر، نشان می‌دهد که این سنت، به‌طور عمیق در بافت اجتماعی تنیده شده است.

همچنین یکی از وجوه کمتر دیده‌شده اما بنیادین این سنت، نظامی از ملاحظات اخلاقی است که رفتار شکارچی را هدایت می‌کند. احترام به چرخه‌های طبیعی، پرهیز از شکار بی‌رویه و توجه به تعادل زیست‌بوم، در قالب قواعد نانوشته اما الزام‌آور وجود دارند. در این چارچوب، شکار نه به‌مثابه بهره‌کشی بلکه به‌عنوان مشارکت در نظمی بزرگ‌تر درک می‌شود. رابطه با عقاب نیز از همین منطق پیروی می‌کند. نگهداری، تغذیه و حتی رهاسازی نهایی برخی پرندگان به طبیعت، نشان‌دهنده‌ درکی فراتر از مالکیت صرف است. این نگاه، در تقابل با رویکردهای ابزاری صرف به حیات‌وحش، واجد اهمیتی ویژه است.

چالش‌های معاصر

با ورود به عصر مدرن، این سنت با مجموعه‌ای از چالش‌ها مواجه شده است. شهرنشینی، تغییر الگوهای معیشتی و کاهش وابستگی به شکار ازجمله عواملی هستند که دامنه‌ی عملی این هنر را محدود کرده‌اند. از سوی دیگر، قوانین مربوط به حفاظت از حیات‌وحش اگرچه در راستای حفظ تنوع زیستی ضروری هستند اما در برخی موارد، اجرای سنت‌های دیرپا را با پیچیدگی‌هایی همراه کرده‌اند. افزون بر این، تغییرات اقلیمی و دگرگونی زیستگاه‌ها نیز بر حضور طعمه‌ها و مسیرهای مهاجرتی تأثیر گذاشته و به‌طور غیرمستقیم، شرایط شکار با عقاب را دگرگون کرده است. در چنین وضعیتی، استمرار این سنت نیازمند انطباق با شرایط جدید و یافتن راه‌حل‌های بینابینی است.

همچنین در سال‌های اخیر، توجه رسانه‌ها و گردشگران به شکار با عقاب افزایش یافته است. این امر از یک سو، فرصتی برای معرفی و حمایت اقتصادی از جوامع محلی فراهم کرده و از سوی دیگر، خطراتی همچون ساده‌سازی، نمایشی شدن افراطی و حتی تحریف برخی ابعاد سنت را به همراه داشته است. تبدیل یک آیین زنده به «نمایش»، اگر بدون حساسیت فرهنگی انجام شود، می‌تواند به تضعیف معنای اصیل آن بینجامد. بنابراین مدیریت این روند، نیازمند رویکردی متوازن است که هم منافع اقتصادی را در نظر بگیرد و هم از اصالت فرهنگی صیانت کند.

در پاسخ به این چالش‌ها، اقدامات متعددی در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی صورت گرفته است. برگزاری کارگاه‌های آموزشی، مستندسازی دانش بومی و حمایت از جشنواره‌ها، ازجمله راهکارهایی هستند که به حفظ این میراث کمک می‌کنند. به‌ویژه نقش نهادهای فرهنگی در ایجاد چارچوب‌های حمایتی و نیز آگاهی‌بخشی عمومی، در این میان قابل‌توجه است. از همه مهم‌تر، استمرار واقعی این سنت در گرو حضور نسل جوان است. هنگامی‌که نوجوانان و جوانان، نه از سر اجبار بلکه با علاقه و درک ارزش‌ها، به یادگیری این هنر روی ‌آورند، می‌توان به تداوم آن امید داشت. در این مسیر، پیوند میان آموزش رسمی و دانش بومی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

شکار با عقاب اگرچه در ظاهر به کنشی مشخص یعنی صید محدود می‌شود اما در عمق خود، حامل شبکه‌ای از معانی، روابط و مهارت‌هاست که آن را به یکی از پیچیده‌ترین جلوه‌های تعامل انسان و طبیعت بدل می‌کند. در این سنت، مرز میان ابزار و همراه، میان مهارت و آیین و میان نیاز و زیبایی، به‌گونه‌ای ظریف درهم‌تنیده است. تداوم این میراث، نه‌فقط به حفظ یک روش خاص از شکار بلکه به صیانت از نوعی نگاه به جهان وابسته است؛ نگاهی که در آن، انسان خود را در پیوندی مسئولانه با محیط پیرامون تعریف می‌کند. در جهانی که شتاب تغییرات، بسیاری از سنت‌ها را به حاشیه رانده، بازخوانی و پاسداشت چنین آیین‌هایی، فرصتی برای تأمل در نسبت خود با طبیعت فراهم می‌آورد؛ نسبتی که بیش از هر زمانی نیازمند بازتعریف آگاهانه است.

 

[1]. Құсбегілік / Qusbegilik

[2]. Саят / sayat

[3]. اگرچه این مقاله به سنتی تاریخی اشاره می کند، اما این دوفصلنامه هر شکلی از عمل بی‌رحمانه شکار در جهان امروز که بیانگر خودخواهی انسان و با درد و رنج موجودی زنده‌ همراه است را تحت هر توجیهی تقبیح می‌کند.

[4]. Бүркітші / Bürkitshi

[5]. Бүркіт / Bürkit

[6]. Құсбегі / Qusbegi

[7]. Саятшы / Sayatshy

[8]. Биялай / Biyalai

[9]. Томаға / Tomaga

[10]. Таңдайағаш / Tandaiagash

[11]. Балдақ / Baldaq

[12]. Аяқ бау / Ayaq bau

[13]. Жемқалта / Zhemqalta

[14]. Аяққап / Ayaqqap

[15]. Иыққап / Iyqqap

[16]. Жаурын иыққап / Zhauryn iyqqap

[17]. Жабасалма иыққап / Zhabasalma iyqqap

[18]. Қосактаулы иыққап / Qosaktauly iyqqap

[19]. Қатыр / Qatyr

[20]. Белқанжыға / Belqanzhyga

[21]. Шілік / Shilik

[22]. Жезтұяқ / Zheztuyaq

[23]. Құндақ / Qundaq

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب