menusearch
caspianculturalstudies.ir

از قهرمان بایرونی تا انسان زیادی: دگردیسی عاملیت در ادبیات روسیه قرن نوزدهم

تقویم
شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

از قهرمان بایرونی تا انسان زیادی: دگردیسی عاملیت در ادبیات روسیه قرن نوزدهم

(3)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
تعداد بازدید خبر 98
از قهرمان بایرونی تا انسان زیادی: دگردیسی عاملیت در ادبیات روسیه قرن نوزدهم

От байронического героя к лишнему человеку:  трансформация агентности в русской литературе XIX века

Махла ТахмасбиМагистр по специальности Режиссура кино

mahlaa.tahmasebii@gmail.com

 

Статья посвящена трансформации агентности в русской литературе XIX века — от байронического героя к типу «лишнего человека». Автор утверждает, что поражение декабристов и политические ограничения Российской империи существенно сузили возможности общественного действия для образованной части общества, что нашло отражение в литературе. Байронический герой, символизировавший волю, бунт и стремление изменить мир, постепенно превращается в персонажа, разрываемого противоречием между желанием действовать и невозможностью реализовать это стремление. Эта эволюция прослеживается на примере Евгения Онегина, Печорина, Чулкатурина, Рудина и Обломова. Автор показывает, что «лишний человек» — не просто пассивный или ленивый персонаж, а образованный и самосознательный человек, утративший способность превращать свои идеи и намерения в значимое действие. Тем самым данный литературный тип становится художественным воплощением кризиса агентности в российском обществе XIX века.

 


 

مهلا طهماسبی

کارشناس ارشد کارگردانی سینما

 

در ادبیات روسیه قرن 19، شخصیتی را می‌بینیم که مسئله‌ اصلی او نه فقدان آگاهی یا توانایی، بلکه ناتوانی در تبدیل این ظرفیت‌ها به عمل است و بارها به شکل‌های گوناگون تکرار می‌شود: انسانی باهوش و تحصیل‌کرده اما ناتوان از تبدیل توانایی خود به کنشی معنادار. در این قرن و از دل این ویژگی‌ها به تدریج تیپ ادبی شکل گرفت که بعدها «انسان زیادی[1]» نامیده شد. این تیپ ادبی که یکی از صورت‌های ادبی رابطه فرد با امکان کنش در جامعه‌ روسیه‌ی قرن 19 است را نمی‌توان فقط متشکل از شخصیت‌هایی منفعل و بی‌عمل دانست. به منظور فهم پیدایش انسان زیادی باید به نسلی بازگردیم که بر خلاف این شخصیت هنوز به امکان تغییر جهان باور داشت: دکابریست‌ها[2].

در آغاز قرن 19، نظام سلطنتی مطلقه بر روسیه حاکم و تزار در رأس حکومت بود. رعیت‌داری برقرار بود و اشراف از امتیازات گسترده برخوردار بودند. روشنفکران و کنشگران اگرچه آثار مهم اروپایی را خوانده بودند اما امکان مشارکت در امور اجتماعی و سیاسی کشور را نداشتند. از زمان شروع جنگ ناپلئون با روسیه در ۱۸۰۵ و پیوستن روسیه به ائتلاف سوم[3] علیه فرانسه، این نبردها به‌خصوص لشکرکشی‌های ۱۸۱۲ تا ۱۸۱۴ برای افسران روس تجربه‌ای تعیین‌کننده بود. حضور ارتش روسیه در اروپای مرکزی و غربی و تجربه‌ مستقیم جوامع اروپایی در سال‌های پس از 1812 برای برخی از آن افسرانآااتئئ اهمیت سیاسی و اجتماعی پیدا کرد. آن‌ها جامعه‌ اروپای غربی را از نزدیک دیدند و با قانون اساسی و آزادی‌های مدنی آشنا شدند. هنگامی بازگشت به روسیه، شرایط اجتماعی فرانسه را با وضعیت فعلی روسیه مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که روسیه باید اصلاح شود. ریشه‌ نابسامانی‌های جامعه را بیش از هرچیز در دو مورد می‌دانستند: شیوه‌ حکومت پادشاهی و حق سرف‌داری[4] که رعایا را به دارایی مالکان تبدیل کرده بود. اما این افسران که اغلب از خانواده‌های تحصیل‌کرده و اشرافی بودند، در آن مدت نه فقط با قانون اساسی و آزادی‌های مدنی اروپا بلکه با فضای فکری، فرهنگی و هنری فرانسه و آلمان نیز آشنا شدند.

آن دوره همزمان با اوج رمانتیسم اروپایی و محبوبیت جورج گوردون بایرون[5] شاعر بزرگ رمانتیک انگلیسی بود. لرد بایرون برای روشنفکران آن زمان فقط یک شاعر نبود و در ذهن بسیاری از خوانندگان و روشنفکران به نماد آزادی‌خواهی و مخالفت با ظلم تبدیل شده بود. او از مهم‌ترین کسانی بود که سرخوردگی، بیگانگی و ملال مدرن را به تصویر کشید. قهرمان‌های بایرون توسط دیگران درک نمی‌شوند و در تقابل با جامعه به سر می‌برند. این تیپ ادبی، نه می‌تواند جامعه را ترک کند و نه می‌تواند خود را با آن یکی بپندارد. در نتیجه به خلوت و تنهایی خود پناه می‌برد. بایرون در چایلد هارولد[6] می‌نویسد:

“I stood among them, but not of them.”

«در میان آن‌ها ایستاده بودم، اما از آن‌ها نبودم.»[7]

قهرمان بایرونی[8]، اغلب با سفر و حرکت مرتبط است و میل به کنش و تغییر جامعه‌ دارد. او فردی است که خود را صاحب اراده و امکان اثرگذاری بر جهان می‌داند، زیرا باور دارد قوانین جامعه برای افراد عادی ساخته شده است. می‌خواهد خودش را از نظم موجود جدا کند و در تلاش است علیه سنت طغیان کند. این شخصیت ادبی بیش از همه در دو اثر مانفرد[9] و چایلد هارولد ظاهر می‌شود. شخصیت چایلد هارولد خود را از ارزش‌های پذیرفته‌شده جامعه متمایز می‌بیند و می‌خواهد بر اساس اراده و احساس شخصی خود زندگی کند. 

اما تجربه‌ اروپا برای این افسران روسی فقط مواجهه با آزادی‌های سیاسی نبود؛ مواجهه با امکان دیگری برای عمل کردن بود. آن‌ها بعد از بازگشت در محافلی کوچک گرد هم می‌آمدند و درباره‌ آینده روسیه صحبت می‌کردند. محافلی که بعدها به بخشی مهم از شکل‌گیری فرهنگ جمعی و سیاسی روشنفکران روس تبدیل شدند.[10] از جمله سازمان‌های این دوران می‌توان به اتحادیه نجات[11]، اتحادیه رفاه[12] و به دنبال آن انجمن شمالی[13] و انجمن جنوبی[14] و... اشاره کرد. هرچند در ابتدای امر، این افسران قصد انقلاب نداشتند اما نوامبر ۱۸۲۵ که تزار آلکساندر یکم[15] درگذشت و بحران جانشینی او شکل گرفت، فرصتی مناسب برای این افسران بود تا به اصلاحات مورد نظر خود نزدیک‌تر شوند.

تزار آلکساندر یکم فرزندی نداشت و طبق سنت باید برادر کوچک‌تر او، کنستانتین به سلطنت می‌رسید اما کنستانتین از ادعای خود نسبت به تاج و تخت صرف نظر کرده و این را پیش‌تر محرمانه بیان کرده بود. در نتیجه سلطنت به نیکلای[16] برادر دیگر می‌رسید. بحران زمانی شکل گرفت که بعد از مرگ آلکساندر یکم، کنستانتین در ورشو به سر می‌برد و کناره‌گیری خود را از حکومت به‌طور رسمی اعلام نمی‌کرد. افسران نیز طبق برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده، در ۱۴ دسامبر ۱۸۲۵ در میدان سنا[17] در سن‌پترزبورگ دور هم جمع شدند. آن‌ها از سوگند وفاداری به نیکلای خودداری کردند و عده‌ای از ایشان خواستار بازگشت کنستانتین (که او را معتدل‌تر از سایر برادران می‌دانستند) و رسمیت گرفتن حکومت او شدند. قیام دکابریست‌ها فقط چند ساعت دوام آورد و نیکلای یکم، دستور سرکوب قیام را صادر کرد. چند تن از رهبران محکوم به اعدام و باقی آن‌ها به سیبری تبعید شدند.

این قیام یکی از رخدادهایی بود که خودآگاهی سیاسی و مدنی در روسیه را افزایش داد و بر جنبش‌های آزادی‌خواهانه سال‌های بعد و حافظه‌ سیاسی اثر گذاشت. اما فضای حکومتی تا سال‌ها امنیتی و تحت سانسور شدید نیکلای یکم باقی ماند.

شکست قیام دکابریست‌ها نقطه پایان یکی از نخستین تلاش‌های اصلاح‌طلبانه روشنفکران روس به منظور تغییر ساختار سیاسی امپراتوری بود. این نسل خود را برای رقم زدن کنش سیاسی و اجتماعی آماده کرده بود اما اکنون با وضعیتی روبه‌رو بود که امکان عاملیت را از آن‌ها می‌گرفت و فضا برای کنش اصلاح‌طلبانه بسیار محدود شده بود. نکته‌ حائز اهمیت این است که اعضای جنبش دکابریست‌ها هنوز به تغییر و اصلاحات از طریق کنش اجتماعی باور داشتند و دچار انفعال و ناامیدی نشده بودند. نسل بعدی دیگر امیدی چندان به تغییر و امکان اصلاح جامعه نداشت. در فضای ادبی  نیز این دگرگونی به صورت انتقال از قهرمان بایرونی اهل عمل به قهرمان منفعل بازتاب یافت.

ادبیات روسیه یکی از نخستین و مهم‌ترین عرصه‌های به‌تصویر کشیده شدن این تغییر است. اما چگونه قهرمان بایرونی که در رمانتیسم اروپایی مظهر طغیان و اراده بود، در ادبیات روسیه به شخصیتی تبدیل شد که ظرفیت عمل دارد اما قادر به تحقق آن نیست؟ نویسندگان آن دوره، تیپ قهرمان بایرونی را از ادبیات اروپایی وام گرفتند و متناسب با شرایط حاکم بر کشور خود، آن را متحول کردند. البته شخصیت‌هایی که در ادامه بررسی می‌شوند نباید حلقه‌های یک زنجیره‌ تکاملی خطی دانست بلکه می‌توان آن‌ها را صورت‌های متفاوت تاریخی مسئله‌ای مشترک خواند. به منظور دنبال کردن این دگردیسی، باید میان فعال بودن و عاملیت تفاوت قائل شویم. منظور از عاملیت، توانایی فرد برای تبدیل خواست و اراده به کنشی است که به پیامدی واقعی و ملموس در زندگی شخصی یا اجتماعی فرد بینجامد. بنابراین ممکن است شخصیتی، بسیار فعال باشد اما عاملیت او از غایت تهی باشد؛ یا شخصیتی فعال نباشد اما نسبت به ناتوانی خود در عمل آگاهی داشته باشد. مسئله‌ انسان زیادی، در همین شکاف میان اراده و امکان تحقق آن‌ شکل می‌گیرد.

از نویسنده‌های آن زمان روسیه، می‌توان به آلکساندر سرگیویچ پوشکین[18] اشاره کرد که هم‌عصر دکابریست‌ها بود و در محفل‌های ایشان نیز شرکت می‌کرد. تعدادی از رهبران از جمله کوندراتی فئودورویچ ریلیف[19]، ایوان ایوانویچ پوشچین[20] و ویلهم کارلویچ کبوخلبکر[21] از دوستان نزدیک او بودند. قهرمان بایرونی در روسیه و نزد نویسندگان آن از جمله پوشکین، با تناقض‌هایی مواجه می‌شود و یوگنی اونگین (1833) را می‌توان یکی از نخستین تجسم‌های این دانست. شخصیت اصلی این منظومه، حاصل تلفیق سنت رمانتیک اروپایی و واقعیت اجتماعی و سیاسی روسی است. 

 یوگنی اونگین[22] فردگراست، دچار ملال است و آزادی می‌خواهد اما نمی‌تواند این نارضایتی خود را به کنش تاریخی یا اجتماعی اثرگذار تبدیل کند زیرا در روسیه، بایرونیسم[23] نمی‌تواند همان معنای اولیه‌ خود را حفظ کند. اونگین اگرچه ملال‌زده است  و از جهان و طبقه‌ اجتماعی که او را ساخته نیز بیزار است، اما قادر نیست جهانی دیگر برای خود بسازد. او به املاک روستایی‌ می‌رود، برای روابط شخصی‌اش تصمیم‌هایی می‌گیرد، دوئل می‌کند و در پایان حتی تلاش می‌کند به شخصیت تاتیانا[24] نزدیک شود اما کنش‌های یوگنی نمی‌توانند به ایجاد افقی معنادار در زندگی شخصی و اجتماعی‌ او بینجامد.

اما اگر اونگین از جهان فاصله می‌گیرد، پچورین[25] در قهرمان عصر ما[26] (1839) هنوز میلی شدید به درگیر شدن با جهان دارد. پچورین نیز مانند قهرمان بایرونی، بیش از آنکه بخواهد خود را با جهان اطرافش هماهنگ کند، در پی تجربه جهان و تحت تأثیر قرار دادن آدم‌های پیرامون است. عاملیت هنوز وجود دارد اما از هدف تاریخی و اخلاقی تهی شده است. او نمی‌تواند جهان را تغییر دهد اما می‌تواند بر آدم‌های اطرافش اثر بگذارد. آنچه در مورد پچورین اهمیت دارد، سطح بالای خودآگاهی و شناخت او از جهان و آدم‌های اطرافش است. او رفتار دیگران را به‌خوبی پیش‌بینی می‌کند و در بسیاری از روابط، میل به شناخت، پیش‌بینی و تسلط بر رفتار دیگری بر تجربه‌ رابطه‌ای متقابل غلبه می‌کند. همین آگاهی به او اعتمادبه‌نفسی می‌دهد که گویی هر لحظه می‌تواند مسیر اتفاقات را تغییر دهد. اگر بحران اونگین ناتوانی یافتن میدان کنش است، بحران پچورین بی‌معنا شدن خود کنش است.

توانایی او در شناخت و تحت تأثیر قرار دادن دیگران، در نهایت به ارضای کنجکاوی و غلبه موقت بر ملال محدود می‌شود. چه عشوه‌گری ورا[27] و چه سادگی و بلاهت مری[28] و بلا[29]، در نهایت برای او به یک نتیجه می‌رسند: ملال. پچورین درباره‌ مری می‌نویسد:

«او از خودش ناراضی است: او خودش را به سردی متهم می‌کند... این نخستین و اصلی‌ترین بخش پیروزی است! فردا او در پی آن خواهد بود که به من پاداش بدهد. من همه‌ این‌ها را از برم، همین هم ملال‌آور است!»

پچورین هر بار برای فرار از این ملال، خود را وارد موقعیت‌هایی تازه می‌کند و این درگیری با جهان به معنای یافتن معنا نیست. توانایی او به جای آنکه به کنشی سازنده تبدیل شود، بیشتر ماهیتی ویرانگر پیدا می‌کند. آزادی او نیز در همین چارچوب اهمیت می‌یابد. آزادی برای پچورین، به رها بودن از هرگونه تعهد تبدیل شده است و می‌خواهد هر زمان که بخواهد وارد زندگی دیگری شود و هر زمان که بخواهد از آن بیرون بیاید. احساس گذرایی که حاصل دوست داشته شدن موقتی است برای او کافی است و توقع دیگری، چه دوست و چه معشوق را در محبت‌ورزی برآورده نمی‌کند. شاید لحظه‌ای که ماکسیم ماکسیمیچ[30] توقع در آغوش گرفتن دوستش را دارد اما پچورین به دست دادنی کوتاه اکتفا می‌کند، مصداقی خوب برای این وضعیت باشد. اگر اونگین از جهان فاصله می‌گیرد و پچورین برای فرار از ملال دوباره به جهان بازمی‌گردد، در مورد شخصیت چولکاتورین[31] در یادداشت‌های آدم زیادی (1850)، مسئله حتی از ناتوانی در انتخاب و اثرگذاری فراتر می‌رود:

«درباره‌ من حرف دیگری نمی‌توان زد: زیادی‌ام و دیگر هیچ. آدمی خارج از برنامه‌ام، همین و بس. از قرار معلوم طبیعت برنامه‌ای برای حیاتم نداشته و در نتیجه با من مانند میهمانی سرزده و ناخوانده رفتار کرده است.»

چولکاتورین که به گفته‌ خودش فقط دو هفته از زندگی‌اش باقی مانده، خواننده را به درون زندگی خود می‌برد و رابطه عاطفی چهار نفره‌ای را روایت می‌کند که بی‌اهمیت‌ترین شخص در میان آن‌ها خود اوست. اضافی بودن دیگر فقط یک موقعیت اجتماعی نیست، به بخشی از خودآگاهی شخصیت تبدیل شده است. راوی اول‌شخصی که تورگنیف[32] در اینجا برگزیده، به نزدیک‌شدن خواننده به جهان ذهنی شخصیت کمکی بسیار می‌کند.

بخش اعظم ویژگی‌های کلاسیک آدم زیادی برای چولکاتورین کمرنگ شده است: او نامی مشخص ندارد و با لقبی که به گفته خودش توسط سرنوشت به او داده شده، خطاب می‌شود. جایگاه اجتماعی‌اش وضعیتی تثبیت‌شده‌ ندارد و بارها در مواجهه با شاهزاده[33]، خود را شهرستانی معرفی می‌کند. حتی از مهر و محبت خانوادگی برخوردار نیست و از جانب خانواده لیزا[34] مدت کوتاهی مورد توجه قرار می‌گیرد. شاید بهتر است این‌طور بگوییم که چولکاتورین، آدم زیادی تورگنیف، بر خلاف پیشینیان خود در انزوا نشسته و دستاوردهای از دست‌داده‌ خود را روایت می‌کند. او احساساتش را زیر ذره‌بین می‌برد و آگاهانه به آن‌ها می‌اندیشد زیرا از بی‌عملی خود، آگاه است. تقابل او با جهان به مرحله‌ای رسیده است که به منظور ایجاد تغییر و تحت تأثیر قرار دادن نیروی کمتری دارد.

بر خلاف چولکاتورین، مشکل دمیتری رودین[35]، شخصیت اصلی در رمان رودین[36] و دیگر شخصیت زیادی تورگنیف، کمبود استعداد نیست، فاصله‌ اندیشه و عمل است. رودین نشان می‌دهد که عاملیت می‌تواند در سطح زبان باقی بماند و نتواند به عمل تبدیل شود. او روشنفکری است که با شور و هیجان دیگران را به کنش و آرمان‌گرایی دعوت می‌کند و آن‌ها در مواجهه با حرف‌های او نگاه‌شان به زندگی تغییر می‌کند اما خودش به شدت دچار بحران بی‌عملی است. رودین نمونه‌ای است از انسانی که زبان تغییر را در اختیار دارد اما امکان تبدیل این زبان به تغییر واقعی را ندارد. او در تمام رمان درباره‌ اندیشه، آرمان، تغییر و عمل حرف می‌زند اما در شرایط سیاسی و اجتماعی روسیه نمی‌تواند این اندیشه‌ها را به کنش واقعی تبدیل کند. جامعه‌ای که او در آن زندگی می‌کند، همان جامعه‌ای است که روشنفکر در آن امکان محدودی برای مشارکت سیاسی و اجتماعی دارد.

با این حال مشکل رودین فقط محدودیت بیرونی نیست، بحران او در فاصله میان زبان آرمان‌گرایانه و تصمیم عمل و تحقق آن شکل می‌گیرد. دمیتری رودین را می‌توان مرحله‌ای دیگر در صورت‌های متفاوت انسان زیادی دانست. اگر یوگنی اونگین با بی‌عملی و پچورین با کنش‌های بی‌غایت شناخته می‌شوند، رودین با شکافی میان اندیشه و عمل تعریف می‌شود.

اما ایلیا ایلیچ آبلوموف[37] در رمان آبلوموف (1859) اثر مشهور ایوان آلکساندرویچ گنچاروف[38]، یکی از منفعل‌ترین صورت‌های این  مجموعه را نمایندگی می‌کند. تخت و اتاق او به‌تدریج به جایگزین‌ جهان بیرون تبدیل می‌شوند و زندگی‌ای که می‌توانست در بیرون شکل بگیرد، در ذهن و خیال او باقی می‌ماند. رابطه‌اش با اولگا ایلینسکایا[39] نیز برای مدتی امکان خروج از این وضعیت را فراهم می‌کند اما این امکان در نهایت به کنش تبدیل نمی‌شود. آبلوموف درباره‌ زندگی‌ای که می‌توانست داشته باشد بسیار فکر می‌کند اما هرگز از محدوده‌ تصور فراتر نمی‌رود. فاصله‌ میان خواستن و کنش او ‌چنان زیاد شده است که حتی تصمیم‌گیری برای تغییر نیز به تعویق می‌افتد.

با این حال، انفعال آبلوموف را نباید فقط به تنبلی و رخوت شخصی تقلیل داد. او از زندگی بی‌خبر نیست و حتی تصویری روشن از زندگی‌ مطلوب خود در ذهن دارد؛ مسئله این است که توان لازم برای تبدیل این تصور به عمل را ندارد. خواستن در آبلوموف از عمل جدا شده است. او می‌خواهد زندگی کند اما از دشواری‌های زندگی کردن می‌گریزد.

در این شخصیت، آنچه زمانی میل به آزادی بود، بیش از پیش به میل رهایی از مسئولیت، انتخاب و ضرورت عمل تبدیل می‌شود. او نه قهرمانی است که می‌خواهد جهان را تغییر دهد و نه حتی انسانی که در پی یافتن جای خود در آن است. آبلوموف انسانی است که آرام‌آرام به این نتیجه می‌رسد که کم‌هزینه‌ترین راه برای رنج نکشیدن، وارد نشدن به میدان زندگی است.

شاید  بتوان ایلیا آبلوموف را یکی از کامل‌ترین صورت‌های انفعال در مسیر انسان زیادی دانست. او برخلاف قهرمان بایرونی در پی طغیان علیه جهان نیست و حتی مانند اونگین، پچورین یا رودین نمی‌کوشد راهی برای گریز از آن پیدا کند،  بلکه پیش از مواجهه با جهان، از آن کنار می‌کشد. اگر اونگین از جهان فاصله می‌گیرد و پچورین برای فرار از ملال دوباره به آن بازمی‌گردد، آبلوموف در اساس میلی به این رفت‌وبرگشت ندارد. جهان بیرون برای او چنان سنگین و پرزحمت شده که امن‌ترین شکل زندگی، کناره‌گیری از آن است. شاید اینجا بتوان یکی از آخرین مراحل فرسوده شدن همان نیروی کنشی را مشاهده کرد که قهرمان بایرونی در آغاز این مسیر از آن برخوردار بود.

بنابراین اگرچه در ابتدا بایرونیسم الگویی فرهنگی و ادبی برای فرد سرکش و بیگانه با جامعه فراهم کرد اما شرایط تاریخی روسیه، این الگو را تغییر داد. انسان زیادی برآمده از دل این شرایط، شخصیتی است که با وجود استعداد و آگاهی و میل به اثرگذاری به تدریج امکان تبدیل این ظرفیت‌ها به کنشی معنادار را از دست می‌دهد. بنابراین منظور از انسان زیادی فردی تنبل یا بی‌عمل نیست، او از توانایی مشارکت در زندگی اجتماعی برخوردار است اما میان این توانایی و امکان تحقق آن شکافی وجود دارد. در نهایت نه به‌طور کامل بیرون از جامعه است و نه قادر است جایگاهی در آن پیدا کند. از همین رو، مسئله‌ اصلی فقط بی‌عملی نیست؛ ناتوانی در تبدیل امکان به عمل است.

در این بررسی‌ها نباید مسیر شکل‌گیری انسان زیادی را همچون یک خط تکاملی مستقیم از بایرون به اونگین، از اونگین به پچورین و سپس به چولکاتورین، رودین و آبلوموف تصور کرد. این شخصیت‌ها نه مراحل تکامل‌یافته‌تر یک تیپ واحد بلکه صورت‌های متفاوت ادبی و تاریخی مسئله‌ای مشترک‌ هستند: نسبت فرد خودآگاه با امکان عمل در جامعه روسیه. هر یک از این شخصیت‌ها بخشی متفاوت از این بحران را برجسته می‌کند: در یکی، مسئله، فقدان افق کنش است؛ در دیگری بی‌معنا شدن کنش؛ در آن یکی، کنش‌های بی‌حاصل و از دست رفته؛ در فرد دیگر، شکاف میان اندیشه و عمل و درخصوص آخری، فرسایش خودِ اراده.

اونگین هنوز میل به آزادی دارد اما فاقد میدان کنش است؛ پچورین می‌تواند بر دیگران اثر بگذارد اما اثرگذاری‌اش به ویرانگری شخصی محدود می‌شود؛ چولکاتورین خود را در اساس خارج از نظم جهان می‌بیند؛ رودین سرانجام به انسانی تبدیل می‌شود که زبان عمل را به خوبی می‌شناسد اما میان اندیشه و عمل شکافی عمیق دارد و آبلوموف نیز اندیشیدن به دنیا را بر عمل در آن ترجیح می‌دهد.  تیپ شخصیتی قهرمان بایرونی وقتی وارد روسیه قرن 19 می‌شود، با جامعه‌ای مواجه می‌شود که امکان تحقق میل به کنش را محدود کرده است. آنچه در این مسیر دگرگون می‌شود فقط شخصیت ادبی نیست بلکه معنای کنش است و اگر بخواهیم شورمندانه بگوییم چنانچه در قهرمان عصر ما می‌خوانیم، «تاریخ روح انسان، حتی اگر کوچک‌ترین روح باشد به‌احتمال جذاب‌تر و مفیدتر از تاریخ یک ملت است».

 

 


[1] superfluous man / лишний человек:

اصطلاحی در نقد ادبی روسیه برای توصیف تیپی از شخصیت‌های تحصیل‌کرده و برخوردار از توانایی که با وجود ظرفیت فردی قادر به یافتن جایگاهی موثر در ساختار اجتماعی و تبدیل توانایی خود به کنشی معنادار نیستند.

[2] Decembrists / Декабристы:

دکابریست‌ها گروهی از اشراف و افسران روشنفکر روس بودند که در 14 دسامبر ۱۸۲۵ دست به قیامی نافرجام علیه تزار نیکلای یکم زدند. این رویداد که با نام «قیام دکابریست» شناخته می‌شود، نخستین شورش مدرن و آشکار در روسیه با اهداف سیاسی-اجتماعی به شمار می‌رود و تأثیر عمیقی بر جنبش‌های انقلابی بعدی، از جمله انقلابیون قرن 19 و حتی بلشویک‌ها گذاشت.

[3] The Third Coalition / Третья коалиция:

ائتلاف سوم (۱۸۰6-۱۸۰5 میلادی) با حضور بریتانیا، اتریش، روسیه، سوئد و پادشاهی ناپل و سیسیل شکل گرفت تا در برابر توسعهطلبیهای ناپلئون بناپارت در اروپا ایستادگی کند.

[4] Serfdom:

نظام اجتماعی و اقتصادی حاکم بر بخش بزرگی از روسیه تزاری که در آن سرف‌ها (رعیت‌ها) به زمین و مالک وابسته بودند، آن‌ها مانند شی خرید و فروش می‌شدند و میزان عنی بودن یک زمین‌دار ربط مستقیمی به تعداد سرف‌های او داشت. سرف‌داری در 1861 به فرمان آلکساندر دوم لغو شد.

[5]. George Gordon Byron

[6] Childe Harold:

«چایلد هارولد» یک شخصیت داستانی و عنوان منظومه‌ای بلند از لرد بایرون است. این اثر که در فاصله سال‌های ۱۸۱۲ تا ۱۸۱۸ در چهار بخش (سرود) منتشر شد، نه فقط بایرون را به شهرتی بی‌نظیر رساند، بلکه الگویی ماندگار در ادبیات به نام «قهرمان بایرونی» خلق کرد.

[7] لرد بایرون، زیارت چایلد هارولد، سرود سوم، بند 113.

[8]. Byronic Hero

[9] Manfred:

«مانفرد» نمایشنامه‌ای منظوم است که در سال‌های ۱۸۱7-۱۸۱6 نوشته شد. مانفرد شخصیتی سرکش، مرموز، مغرور، درون‌گرا و گرفتار عذاب وجدان است که از جامعه و حتی قدرتی برتر از خود سرپیچی می‌کند و به یکی از مشهورترین نمونه‌های «قهرمان بایرونی» در ادبیات رمانتیک تبدیل شده است.

[10] از جمله این محفل‌ها که از جنبش دکابریست‌ها تاثیر گرفته بود می‌شود به محفل پتراشفسکی (Petrashevsky Circle / Кружок Петрашевского) اشاره کرد. اگرچه از نظر برنامه، ترکیب اجتماعی و شیوه کنش با آن‌ها تفاوت داشتند اما به تجربه و شکست قیام 1825 بی‌توجه نبودند. یکی از معروفترین اعضای این حلقه، فئودور میخائیلویچ داستایفسکی (Fyodor Mikhailovich Dostoevsky / Фёдор Михайлович Достоевский)، نویسنده بزرگ روسی بود که به دلیل عضویت در این محفل، دستگیر و به اعدام محکوم شد و در آخرین لحظات، حکم او به تبعید در سیبری تبدیل شد.

[11] union of Salvation / Союз благоденствия:

از نخستین سازمان‌های مخفی مرتبط با جنبش دکابریست‌ها که در 1816 شکل گرفت. پس از تصویب اساسنامه در ۱۸۱۷، به «جامعه فرزندان حقیقی و وفادار وطن» (Общество истинных и верных сынов Отечества) تغییر نام داد.

[12] union of Prosperity / Союз спасения:

از نخستین سازمان‌های مخفی مرتبط با جنبش دکابریست‌ها که در 1818 جایگزین اتحادیه نجات شد. پس از انحلال اتحادیه رفاه، اعضای آن در دو تشکل انجمن شمالی و جنوبی سازماندهی شدند.

[13] Northern Society / Северное общество

[14] Southern Society / Южное общество

[15]. Aleksndr I / Александр I:

امپراتور روسیه از خاندان رومانوف که از سال ۱۸۰۱ تا ۱۸۲۵ بر روسیه حکومت کرد و در جنگ‌های روسیه با ایران نیز نقش مهمی داشت.

[16]. Nicholai II / Николай I:

امپراتور روسیه از سال ۱۸۲۵ تا ۱۸۵۵ بود که در دوره او جنگ ایران و روسیه (۱۸۲8–۱۸۲6) و عهدنامه ترکمانچای رخ داد.

[17]. Senate Square / Сенатская площадь

[18]. Alexander Sergeyevich Pushkin / Александр Сергеевич Пушкин:

آلکساندر سرگیویچ پوشکین (۱799-۱837)، شاعر بزرگ روسی و بنیانگذار ادبیات نوین روسیه، از برجسته‌ترین چهره‌های عصر طلایی شعر روسی است که با آثاری چون «یوگنی اونگین» (Eugene Onegin / Евгений Онегин)، «روسلان و لودمیلا» (Ruslan and Ludmila / Руслан и Людмила)، «بوریس گودونوف» (Boris Godunov / Борис Годунов) و «دختر سروان» (Капитанская дочка / The Captain's Daughter)، علاوه بر خلق شاهکارهایی در قالب‌های گوناگون از جمله شعر روایی، نمایشنامه و نثر، به‌عنوان نماد هویت فرهنگی روسیه و زبان روسی شناخته می‌شود و تأثیر او بر ادبیات جهان به حدی است که از او به‌عنوان «خورشید شعر روسی» یاد می‌کنند.

[19]. Kondraty Feodorovich Ryleyev / Кондратий Фёдорович Рылеев:

کوندراتی فئودوروویچ ریلِیف (۱826–۱795)، شاعر، روزنامه‌نگار و از رهبران برجسته جنبش دکابریست‌ها بود که به‌عنوان یکی از بنیانگذاران انجمن شمالی (Северное общество) و از جمله پنج اعدامی اصلی این قیام، پس از سرکوب قیام میدان سنا در ۱۴ دسامبر ۱۸۲۵، به دار آویخته شد و اشعار میهن‌پرستانه و انقلابی او، از جمله مجموعه اشعار «دوما» (Dumy / Думы) و شعر «به [رهبر] موقت» (The Temporary [Ruler] / К временщику) که خطاب به آلکسی آندریویچ آراکچیف (Alexey Andreyevich Arakcheev / Алексей Андреевич Аракчеев)، وزیر مستبد دوران آلکساندر یکم، سروده شد، تأثیری عمیق بر نسل‌های بعدی روشنفکران و انقلابیون روس گذاشت و او را به «پرچمدار» شعر مدنی و انقلابی روسیه تبدیل کرد.

[20]. Ivan Ivanovich Pushchin / Иван Иванович Пущин:

ایوان ایوانوویچ پوشچین (۱859–۱798)، انقلابی، قاضی و خاطره‌نویس روسی، از دوستان صمیمی آلکساندر پوشکین در دوران تحصیل در لیسه تزارسکویه سلو (Tsarskoye Selo Lyceum / Царскосельский лицей) بود و به‌عنوان یکی از فعال‌ترین اعضای جنبش دکابریست‌ها، در قیام ۱۴ دسامبر ۱۸۲۵ در میدان سنا شرکت کرد و پس از شکست قیام، به اعدام محکوم شد که حکم او به حبس ابد در زندانهای شلیسلبورگ (Shlisselburg Fortress / Шлиссельбургская крепость) و سپس تبعید در سیبری تبدیل گردید.

[21]. Wilhelm Carlovich Küchelbecker / Вильгельм Карлович Кюхельбекер:

ویلهم کارلوویچ کبوخلبکر (۱846–۱797)، شاعر رمانتیک، منتقد ادبی و از اعضای برجسته جنبش دکابریست‌ها بود که در قیام میدان سنا در ۱۴ دسامبر ۱۸۲۵ علیه تزار نیکلای یکم شرکت کرد و پس از شکست قیام، به بیست سال زندان و تبعید در سیبری محکوم شد .

[22]. Eugene Onegin / Евгений Онегин:

شخصیت اصلی منظومه‌ـ‌رمان یوگنی اونگین اثر آلکساندر پوشکین؛ اشراف‌زاده‌ای جوان، تحصیل‌کرده و سرخورده که از زندگی اشرافی و روابط اجتماعی خسته شده و به نماد «انسان زیادی » در ادبیات روسیه تبدیل می‌شود؛ شخصیتی که بی‌تصمیمی و بیگانگی او سرنوشت خود و دیگران، به‌ویژه تاتیانا لارینا، را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

[23]. Byronism

[24]. Татьяна Ларина / Tatiana Larina:

شخصیت اصلی زن در منظومه‌ـ‌رمان یوگنی اونگین اثر آلکساندر پوشکین؛ دختری باهوش، صادق و عمیق که عشق او به اونگین و تحول شخصیتی‌اش، او را به یکی از ماندگارترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های ادبیات روسیه تبدیل کرده است.

[25]. Печорин / Pechorin:

شخصیت اصلی رمان قهرمان عصر ما اثر میخائیل لرمانتوف؛ افسری جوان، باهوش و پیچیده که به‌عنوان نمونه کلاسیک «انسان زیادی» در ادبیات روسیه شناخته می‌شود و سرگشتگی، فردگرایی و بی‌هدفی نسل خود را بازتاب می‌دهد.

[26]. A Hero of Our Time / Герой нашего времени:

رمان مشهور میخائیل لرمانتوف (Mikhail Yuryevich Lermontov / Михаил Юрьевич Лермонтов)، نویسنده روس (۱841–۱814) قرن 19 که در ۱۸۴۰ منتشر شد و یکی از نخستین شاهکارهای رئالیسم روان‌شناختی در ادبیات روسیه به شمار می‌رود.

[27]. Vera / Вера: تنها زنی است که پیچورین را بسیار درک می‌کند

[28]. Mary / Мэри: پرنسس ماری، اشراف‌زاده‌ای جوان که موضوع یکی از مهم‌ترین خطوط داستانی رمان می‌شود

[29]. Bela / Бэла: دختر جوان چرکسی که سرنوشت تراژیک او از محوری‌ترین بخش‌های داستان است

[30]. Maksim Maksimych / Максим Максимыч:

شخصیت اصلی و راوی بخشی از رمان قهرمان عصر ما اثر میخائیل لرمانتوف؛ افسری سالخورده و باتجربه در ارتش روسیه در قفقاز که از طریق خاطرات و روایت‌های او، خواننده با شخصیت پیچورین و رویدادهای مهم داستان آشنا می‌شود.

[31]. Chulkaturin / Чулкатурин:

شخصیت اصلی داستان بلند یادداشت‌های آدم زیادی(Diary of a Superfluous Man / Дневник лишнего человека) اثر ایوان سرگیویچ تورگنیف (Ivan Sergeyevich Turgenev / Иван Сергеевич Тургенев)؛ مردی روشنفکر، منزوی و ناکام که نمونه کلاسیک مفهوم «انسان زیادی» در ادبیات روسیه به شمار می‌رود و ناتوانی او در تأثیرگذاری بر زندگی خود و جامعه، یکی از مضامین اصلی اثر است.

[32]. ایوان سرگیویچ تورگنیف (۱۸83–۱۸18) از برجسته‌ترین نویسندگان و رمان‌نویسان روس قرن 19 و از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات واقع‌گرای روسیه بود که با آثاری مانند «یادداشت‌های یک شکارچی» (A Sportsman’s Sketches / Записки охотника)، «رودین»  (Rudin / Рудин)، «آشیانه اشراف»(A Nest of the Gentry / Дворянское гнездо)، «در آستانه» (On the Eve / Накануне) و «پدران و پسران»(Fathers and Sons / Отцы и дети) به موضوعاتی همچون زندگی اشرافیت روس، شکاف نسل‌ها، عشق، بیگانگی اجتماعی و تحولات فکری جامعه روسیه پرداخت.

[33]. Prince / Князь:

شخصیت شاهزاده در «یادداشت‌های آدم زیادی» از اشراف روس است که حضور او در داستان بازتابی از جایگاه اجتماعی و فاصله طبقاتی میان شخصیت‌هاست.

[34]. Liza / Лиза:

شخصیت لیزا در داستان «یادداشت‌های آدم زیادی» اثر ایوان تورگنیف، دختر جوانی است که عشق نافرجام و ازدست‌رفته او به یکی از محورهای عاطفی داستان تبدیل می‌شود.

[35]. Dmitry Rudin / Дмитрий Рудин:

شخصیتی روشنفکر، آرمان‌گرا، سخنور و تحصیل‌کرده است اما توان تبدیل اندیشه‌ها و آرمان‌های خود به عمل را ندارد و در رمان، شکاف میان آرمان‌گرایی روشنفکران و واقعیت اجتماعی روسیه در قرن 19 از طریق او به تصویر کشیده می‌شود.

[36]. Rudin / Рудин: نخستین رمان ایوان تورگنیف است که در ۱۸۵۶ منتشر شد

[37]. Ilya Ilyich Oblomov / Илья Ильич Обломов:

اشراف‌زاده‌ای روس و فردی بسیار منفعل، بی‌انگیزه و گرفتار رخوت و بی‌عملی است که شخصیت او به نمادی از «آبلوموفیسم» و نقد ساختار اجتماعی و ذهنیت اشرافی روسیه در قرن 19 تبدیل شده است.

[38]. Ivan Goncharov / Иван Гончаров:

ایوان گنچاروف (۱۸91–۱۸12) نویسنده و رمان‌نویس برجسته روس قرن 19 بود که به‌ویژه به دلیل رمان‌های «یک داستان معمولی» (A Common Story / Обыкновенная история)، «آبلوموف» (Oblomov / Обломов) و «پرتگاه» (The Precipice / Обрыв) شناخته می‌شود و در آثارش به زندگی اشرافی، تحولات اجتماعی روسیه، کشمکش میان سنت و مدرنیته و مسئله بی‌عملی و رخوت اجتماعی پرداخت.

[39]. Olga Ilyinskaya / Ольга Ильинская:

اولگا، یکی از شخصیت‌های اصلی رمان «آبلوموف»، زنی جوان، باهوش، مستقل و پرانرژی است که می‌کوشد آبلوموف را از رخوت و بی‌عملی بیرون آورد، اما در نهایت درمی‌یابد که تفاوت عمیق میان شخصیت و سبک زندگی آنان مانع شکل‌گیری رابطه‌ای پایدار می‌شود.

 share network
نظرات کاربران ( 1 نظر )
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب