menusearch
caspianculturalstudies.ir

سرود استپ‌ها: تاریخ پنهان و پیدای ادبیات قزاقستان

تقویم
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

سرود استپ‌ها: تاریخ پنهان و پیدای ادبیات قزاقستان

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
تعداد بازدید خبر 19
سرود استپ‌ها: تاریخ پنهان و پیدای ادبیات قزاقستان

Песнь степей: скрытая и явная история казахской литературы

Саид Хаваринежад

Автор и переводчик

azadazadazadi@yahoo.com

 

Казахская литература является зеркалом исторических и культурных преобразований этого народа и берёт своё начало в устных традициях, где жырау передавали историко-героические повествования, а акыны через айтыс формировали эстетические и социальные основы литературного сознания. Раздел, посвящённый эпической литературе, рассматривает такие произведения, как «Алпамыс батыр» и «Кобланды батыр», отражающие героико-мифологическую структуру казахского общества, тогда как лирические дастаны, например «Козы Корпеш — Баян Сулу», передают эмоционально-нравственные ценности культуры. В части, посвящённой переходу к письменной традиции, подчёркивается вклад Ибрая Алтынсарина и Чокана Валиханова, а также становление современного литературного языка. Эпоха Ибрагима (Абая) Кунанбайулы, известного как Абай Кунанбаев, представлена как важнейший поворотный момент в развитии казахской мысли. Период советской литературы достигает кульминации в творчестве Мухтара Ауэзова и его эпопее «Путь Абая», переосмыслившей национальную историю. Заключительная часть посвящена современной литературе, где поэты и прозаики, включая Олжаса Сулейменова, автора «Аз и Я», и представителей нового поколения, объединяют степную идентичность, историческую рефлексию и поиски человека XXI века.

 


 

سعید خاوری‌نژاد

نویسنده و مترجم

 

«زیستن، خواه نیکوخواه ناپسند، بی‌درنگ گذشت. در این عرصه به‌قدر کفایت دیدم: منازعات و قیل‌وقال‌های جان‌سوز، و ستیز و مرافعات ناروا... اما اکنون در منتهی‌الیه طریق، مضمحل و فرسوده، به بطلان سعی‌های شریف خویش واقفم، بر سستی بنیاد حیات آدمی معترف. و این پرسش روح را می‌خراشد: بازمانده ایام را صرف چه کنم؟ چه باید کرد؟ در تسکین آلام خلق بکوشم؟ محال است. مردم را تدبیر نیست».

 

کتاب سخنان[1]

ابراهیم آبای قونانبائولی (کونانبایف)[2]، 1890

 

ادبیات در قزاقستان

تاریخ ادبیات قزاقستان چندین هزاره را در بر می‌گیرد و تحت‌تأثیر فرهنگ‌ها و قبایل متنوعی شکل گرفته است که زمانی در این منطقه وسیع از سواحل دریای کاسپین تا کوه‌های برف‌گیر آلتاي می‌زیستند. این مردم باستانی افسانه‌ها، اسطوره‌ها و داستان‌های حماسی غنی آفریدند که پایه یک سنت ادبی دیرپا را ایجاد کرد. بر خلاف دوران مدرن که شخص نویسنده مورد تجلیل قرار می‌گیرد، ادبیات اولیه قزاق جمعی و شفاهی بود و مفهوم نویسندگی شخصی از میانه قرن 19 اهمیت یافت. ادبیات قزاق دارای میراث فرهنگی غنی است که ریشه‌های آن به دوران باستان بازمی‌گردد. این ادبیات مسیری طولانی از سنت‌های شفاهی تا آثار کلاسیک پیموده است. تکامل ادبیات قزاق به طور جدایی‌ناپذیر با تاریخ مردمان ترک ساکن در قلمرو قزاقستان امروزی مرتبط است.

قزاقستان دارای سنت شفاهی غنی از حماسه‌ها، اشعار افسانه‌ای و روایت‌های منظوم است که در قالب آوازهایی به نام «کویی[3]» اجرا می‌شدند. این آثار را داستان‌گویان دوره‌گرد به نام «ژیرائوها[4]» و شاعران و موسیقی‌دانان بداهه‌سرا به نام «آقین‌ها[5]» روایت می‌کردند. موضوع این آوازها به طور معمول درباره قهرمانان اسب‌سوار یا چوپانان تنها و نیز نبردهای میان قزاق‌ها و قالمیق‌ها[6] در قرن 16 بود.

سنت شعری قزاق همواره در حال تحول بوده است، به‌ویژه با ظهور ژانر تولغائو[7] در قرن 15. تولغائو نوعی شعر تفکری و فلسفی بود که اغلب حکمت یا درس اخلاقی ارائه می‌داد و توسط ژیرائو، نوعی شاعر - خواننده، اجرا می‌شد. این ژیرائوها فقط شاعران نبودند، بلکه چهره‌های تأثیرگذار اجتماعی و سیاسی هم محسوب می‌شدند و اغلب در شکل‌دهی گفتمان سیاسی و ارائه نقد اجتماعی نقش داشتند. از مشهورترین نمایندگان ژیرائو در قرن‌های ۱۶ و ۱۷ می‌توان دوسپامبت[8]، مارگاسکا[9]، ژیمبت[10]، آختامبردی[11]، شالکییز[12] و در قرن 18، بخارا ژیرائو قالقامانولی[13] شاعر سیاسی‌سرای مشهور را نام برد.

حماسه‌ها و آوازها به طور سنتی سینه‌به‌سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شدند. تا قرن 17، شعر قزاق چهره انقلابی‌تری به خود گرفت و آیتیس[14]، رقابت شعری میان دو آقین پدید آمد؛ رویدادی که می‌توان آن را با رقابت‌های رپ مدرن مقایسه کرد. در این جدال‌های لفظی، آقین‌ها (شاعران بداهه‌پرداز) به موضوعات دین، سیاست و مسائل اجتماعی می‌پرداختند و نقدی تیزبینانه بر جهان پیرامون ارائه می‌کردند. آیتیس امروزه نیز در جشنواره‌ها و گردهمایی‌ها جایگاه ویژه دارد. در قرن 16 آثار آسان ‌قایغی[15] شناخته‌شده بود. مشهورترین آقین، ژامبيل ژابایولی (ژابایف)[16] است. مجسمه‌ای از او در دوستیک[17] در آلماتی[18] قرار دارد.

ادبیات سنتی قزاقی

میراث ادبی قزاق‌ها غنی است. ازآنجاکه باسوادان کم بودند، ادبیات عامیانه شفاهی بسیار رشد کرده بود و شامل اسطوره‌ها، افسانه‌ها، داستان‌های مردمی، اشعار روایی، منظومه‌های عاشقانه بلند و ضرب‌المثل‌ها می‌شد که در میان آن‌ها، منظومه‌های بلند جایگاهی ویژه دارند. طبق برآوردها، بیش از ۲۰۰ منظومه بلند قزاقی وجود دارد.

خنیاگران قزاق روزگاری مجموعه وسیعی از اشعار چندین قرن گذشته را حفظ می‌کرد. به‌عنوان‌مثال، در میانه قرن 19، یک خنیاگر می‌توانست آثار نسبت داده شده به شاعران قرن‌های ۱۶ و ۱۷ مانند ار شوبان[19] و حتی شاعران قرن ۱۵ مانند شالکییز و آسان قایغی را بازگو کند. این آثار مستندات مستقل نوشتاری ندارند، اما از نظر سبک به‌طور قابل توجهی با اشعار قرن 19 متفاوت هستند و بنابراین ممکن است شامل برخی ویژگی‌های شعر کهن قزاق باشند.

آقین‌ها تلاش بسیاری برای گردآوری، مطالعه و بازآفرینی اشعار کهن، روایت‌ها، ضرب‌المثل‌ها، تمثیل‌ها و حکمت‌ها کرده‌اند. بسیاری از آثار کلاسیک و معاصر برجسته قزاقی نیز به زبان قزاقی منتشر شده‌اند.

به دلیل شیوه زندگی کوچ‌نشینی قزاق‌ها و نبود خط نوشتاری تا میانه قرن 19، سنت ادبی آنان بر تاریخ‌های شفاهی استوار بود؛ تاریخ‌هایی که توسط آقین‌ها که حافظ افسانه‌ها و تاریخ‌ها بودند، و نیز ژیرا‌ئوها، شاعرانی که همراه با خان‌های بلندپایه سفر می‌کردند، حفظ و روایت می‌شد. بیشتر این افسانه‌ها درباره باتیر[20]، یعنی جنگجوی قهرمان، است. یکی از افسانه‌های پرطرفدار قزاقی درباره پرنده اسطوره‌ای سامروک[21] است که هر سال بر روی یک درخت صنوبر تخم طلایی می‌گذارد.

حماسه‌های «آلیپ ار تُنگا[22]» و «شو باتیر[23]» از منابع اصلی ادبیات قزاقی هستند که گفته می‌شود در دوران باستان خلق شده‌اند. ادعا شده این آثار در قرن‌های 3-11 پیش از میلاد پدید آمده‌اند و رویدادهای روایت‌شده در آن‌ها با تاریخ کهن مردم قزاق پیوند دارد.

منظومه عاشقانه «قوزی قورپش - بایان سولو[24]» که ریشه‌های آن به میانه قرن‌های میانه، یعنی حدود قرن 12 - 10 بازمی‌گردد، یکی از کهن‌ترین آثار ادبیات شفاهی قزاق است و روایت عشق تراژیک میان دو دلداده، یعنی قوزی قورپش و بایان سولو را به تصویر می‌کشد؛ عشقی که با دخالت رقیب حسود، یعنی قودار[25] به فروپاشی می‌انجامد. قدیمی‌ترین ثبت‌های مکتوب آن به اوایل قرن ۱۹ و حدود ۱۸۲۲ بازمی‌گردد. این اثر از مهم‌ترین منابع شناخت فرهنگ چادرنشینی، ارزش‌های اخلاقی و روایت‌های عاشقانه در سنت قزاق است.

داستان درباره دو شخصیت است که پدرانشان آن‌ها را پیش از تولد به یکدیگر وعده داده بودند. اما سرنوشت دخالت می‌کند. قوزی در بزرگسالی برای یافتن بایان راهی سفر می‌شود، اما با موانعی روبه‌رو می‌گردد که اصلی‌ترین آن‌ها رقیب بی‌رحمش، قودار است. با وجود عشق متقابل، سرنوشت اجازه نمی‌دهد آن‌ها به هم برسند. در پایانِ تراژیک، قوزی به دست رقیبش کشته می‌شود. بایان برای انتقام، نقشه‌ای می‌کشد: او به قودار وعده ازدواج می‌دهد، مشروط بر این‌که چاهی با آب زلال برایش حفر کند. قودار گیسوان بایان را گرفته و هر لحظه بیشتر به داخل چاهی که حفر کرد پایین می‌رود، اما بایان گیسوانش را می‌بُرد و قودار در گودال سقوط کرده و می‌میرد. بدین ترتیب بایان انتقام قوزی قورپش را می‌گیرد و خود را با خنجری بر فراز مزار قوزی می‌کشد. امروز، عاشقان در قزاقستان روز ۱۵ آوریل را به‌عنوان جایگزینی برای ۱۴ فوریه – روز ولنتاین – جشن می‌گیرند.

در دوران اردوی زرین[26]، ادبیات مکتوب به طور فعال شروع به رشد کرد. شاعران توانمند در دربار فرمانروایان آثار خود را خلق می‌کردند؛ آثاری که نه‌ فقط به ستایش قهرمانی‌ها می‌پرداخت، بلکه مسائل فلسفی و دینی را نیز بازتاب می‌داد. از میان مهم‌ترین آثار آن دوره، می‌توان به منظومه‌های «محبت‌نامه[27]» اثر خوارزمی و «گلستان به ترکی[28]» که ترجمه گلستان سعدی[29] به ترکی توسط صیفی سارایی[30] اشاره کرد. این آثار نه فقط نمونه‌هایی از هنر ادبی بودند، بلکه منابع تاریخی مهمی نیز به شمار می‌آیند.

حماسه قهرمانی «آلپامیس باتیر[31]» که قدمت روایت‌های اولیه آن به قرن‌های 14 - 12 و تثبیت روایی آن به قرن‌های 17 - 15 برمی‌گردد، از برجسته‌ترین نمونه‌های ادبیات پهلوانی قزاق است. داستان درباره پهلوانی به نام آلپامیس است که برای نجات معشوق خود گولبارشین[32] و دفاع از قبیله‌اش وارد نبردها و آزمون‌های دشوار می‌شود. نسخه‌های مکتوب این اثر نخستین‌بار در قرن ۱۹ توسط پژوهشگران گردآوری شد. این حماسه مبنای روایت‌ها و ارزش‌های قهرمانی در فرهنگ قزاق به شمار می‌رود.

حماسه قوبلاندی باتیر[33] که شکل‌گیری آن به حدود قرن‌های 16 - 14 نسبت داده می‌شود و در قرن 19 - 18 ثبت مکتوب یافته است، یکی از کامل‌ترین و تأثیرگذارترین آثار حماسی قزاق است. روایت اثر درباره پهلوانی به نام قوبلاندی است که در نبرد با اقوامی مانند نوقائی[34] و قالمیق و در کشمکش‌های میان قبیله‌ای نقش مرکزی دارد. این اثر نه‌ فقط بازتاب‌دهنده ساختار اجتماعی جامعه چادرنشین است، بلکه از عناصر هویتی مهم در شکل‌گیری میراث‌فرهنگی قزاق نیز محسوب می‌شود.

از دیگر داستان‌هایی که حفظ شده‌اند می‌توان به «ار سایین[35]» و «ار تارغین[36]» هر دو در قرن 16 اشاره کرد که همگی درباره نبرد با قالمیق‌ها هستند. این افسانه‌ها به طور معمول به‌صورت آوازگونه خوانده می‌شدند و اغلب با همراهی سازهای سنتی، مانند طبل و دومبرا[37]، سازی زهی شبیه ماندولین، اجرا می‌شدند.

همچنین «قیز ژی‌بک[38]» به معنای دختر ابریشمی، یک منظومه عاشقانه معروف فولکلور قزاق به شمار می‌رود که وفاداری در عشق، دوستی، شجاعت و میهن‌پرستی را می‌ستاید. امروزه 16 روایت اصلی از این حماسه شناخته شده است. داستان عشق جنگجوی دلیر تولگن[39] از طایفه ژاگالبایلی[40] از اتحاد ژتی‌رو[41] و ژی‌بک، دختر سیرلی‌بای[42] از طایفه شکتی[43] از اتحاد علیملی[44]، به دلیل حسادت رقیبش بکژان[45] به تراژدی می‌انجامد. توله‌گن که برای به‌دست‌آوردن دست و دل ژی‌بک می‌جنگید، به‌خیانت به دست بکژان  —قهرمان (باتیر) و خواستگار او از طایفه آرگین[46] — کشته می‌شود. چند سال پس از مرگ توله‌گن، ژی‌بک طبق رسمی همسر برادر کوچک‌تر او سانسیزبای[47] می‌شود؛ کسی که دختر را از چنگ خان قالمیق می‌رهاند.

قزاق‌ها در خوانش غیررسمی فولکلور و آوازهای روایی بداهه، سنتی دیرینه دارند که توسط خنیاگران اجرا می‌شود و با سازی دارای دو سیم از چوب زردآلو به نام «کُموز[48]» همراهی می‌شود. قرقیزها نیز سنتی مشابه دارند، با این تفاوت که ساز آنها دارای سه ‌سیم است.

آقین، عنوانی موسیقایی برای خنیاگرانی است که در هنر آواز روایی بداهه مهارت یافته‌اند. در گذشته، آقین‌ها نقش شَمَن‌ها و درمانگران را نیز ایفا می‌کردند و تاریخ، اسطوره‌ها، روایت‌های قبیله‌ای و شجره‌نامه‌ها را حفظ و منتقل و درباره مسائل اخلاقی و سیاسی زمان خود اظهارنظر می‌کردند. آنها به فلسفه‌پردازی و بداهه‌سرایی ساعت‌ها پیاپی درباره موضوعاتی از شگفتی‌های جهان تا لذت نوشیدن کومیس[49] شهرت داشتند. همچنین با استفاده از داستان‌ها و اسطوره‌های کهن به‌منظور نقد محتاطانه درباره رهبران و شخصیت‌های معاصر قزاقستان مهارت داشتند.

به طور سنتی، آقین‌ها مانند نقالان و نوازندگان دوره‌گرد بوده‌اند: هنرمندان مردمی که شعر، حماسه و اسطوره می‌خواندند، ساز می‌نواختند و آواز سر می‌دادند. آنها را نگهبانان، گسترش‌دهندگان و آفرینندگان هنر مردمی می‌دانند. ضرب‌المثلی قزاقی می‌گوید: «آقین شاید هزار سال عمر نکند، اما آوازهای او می‌تواند هزار سال بماند.» از آقین انتظار می‌رود که دانشی گسترده، شوری فراوان، تخیلی زنده و توان آوازخوانی بداهه و واکنشی متناسب با مسائل روز و روحیه مخاطبان داشته باشد. آوازهایشان زنده، پرتحرک و تصویری‌ است. برخی آقین‌ها منظومه‌های بلند روایی، ترانه‌های کوتاه مردمی و آوازهای روایت‌محور می‌آفرینند. بهترین آقین‌ها دارای سبکی اختصاصی هستند، آوازهای بداهه را با صدایی رسا و شفاف و حکمتی بی‌مانند اجرا می‌کنند و همواره با دومبرا همراهی می‌شوند. شنونده احساس می‌کند صدای رودخانه و تاخت اسب‌ها را می‌شنود و زندگی در استپ را تجربه می‌کند؛ ضرباهنگ بسیاری از آوازها، تقلیدی از حرکت اسب‌هاست.

از آقین‌های مشهور می‌توان به توگولوک مولدو[50]، سایاکبای کارالایِف[51]، ساگیمبای اوروزاباکوف[52] از قرقیزستان و جامبول جابایف[53] از قزاقستان اشاره کرد که در ۱۸۴۶ زاده شد و تا ۹۹ سالگی زیست، در سراسر اتحاد شوروی شناخته شد و لقب «پیرِ شاعران خلق» گرفت.

از قدیمی‌ترین شاعران قزاق که وجود تاریخی آن‌ها ثبت شده است، می‌توان به بوغار کالکمانولی[54] مشاور آبلاي خان[55]، حاکم قرن 18 اردوی میانی[56] و شال قولکئولی[57] و کوتش راییم‌بکولی[58] در قرن‌های ۱۸ و اوایل ۱۹ اشاره کرد.

ادبیات در دوره روسیه تزاری

اشغال قزاقستان توسط روسیه تزاری نویسندگان قزاق را به طرح مضامین هویت ملی، مقاومت و نقد استعمار سوق داد. در نتیجه، ادبیات قزاق از قالب‌های به کل سنتی فاصله گرفت و به‌سوی نثر و شعر آگاهانه‌تر و اصلاح‌طلبانه گرایش پیدا کرد. در قرن 19، چند شاعر برجسته مانند ماخامبت اوتمیسولی[59] و شورتانبای قنائیئولی[60] تنزل سبک زندگی قزاق‌ها تحت فشار فزاینده روسیه را موضوع آثار خود قرار دادند. در میان قزاق‌های غربی اردوی کوچک[61]، تحول در ادبیات شفاهی در نیمه دوم قرن 19 و اوایل قرن 20 به اوج رسید؛ نمونه برجسته آن آثار بازار اونداسولی[62] بود که جنبه آموزشی ژیرائو را با هوش بداهه‌آفرینی آقین ترکیب می‌کرد.

از سوی دیگر، ادبیات مکتوب قزاق به‌واقع پس از الحاق قزاقستان به امپراتوری روسیه تزاری در نیمه اول قرن 19 رونق گرفت. تأثیرات ادبی روسی و اروپایی به فرهنگ قزاق راه یافت و باعث ظهور نویسندگان برجسته‌ای مانند ایبری آلتینسارین[63]، شوقان والیخانوف[64] و مهم‌تر از همه ابراهیم آبای قونانبائولی شد که همچنان چهره‌ای برجسته در ادبیات قزاق به شمار می‌روند. در این دوره، ترجمه آثار ادبی جهانی و همچنین ثبت رسمی سنت‌های شفاهی غنی قزاق گسترش یافت و نویسندگان به تجربه ژانرها و فرم‌های نوین پرداختند.

از میان داستان‌گویان و شاعران بداهه‌سرای برجسته قزاق در قرن‌های 18 و 19 می‌توان بوخارژیرائو کالمکانف[65]، ماخامبت اوتمیسوف و همچنین دوست نزدیک او ایساتی تایمانوبه[66] را نام برد؛ کسی که رهبری قیام قزاق‌ها در اردوی بوکی[67] را در ۱۸۳7 - ۱۸۳6 بر عهده داشت.

هنگامی که شعر قزاق در نیمه دوم قرن 19 به نگارش درآمد، این آثار – که شامل ترمه‌های[68] آموزشی، تولغائوهای سوگ‌انگیز و جیرهای حماسی بودند – دیگر ناشناس باقی نماندند و به طور معمول به شاعران گذشته یا نزدیک نسبت داده می‌شد که آن‌ها را سروده بودند، هرچند شرایط خلق این آثار همچنان مبهم باقی مانده است.

شعر شفاهی قزاق در قرن 19 از نظر وسعت و تنوع با هیچ ادبیات شفاهی ترکی دیگر قابل مقایسه نیست. مفهوم انسانی در ادبیات قزاق بر پایه وابستگی پیچیده جهان طبیعی و انسان بنا شده است. این وابستگی در تمثیل‌های فراوان از حیوانات و نیروهای طبیعت بیان می‌شود. عنصر آموزشی در این آثار اهمیت دارد، اما اساس آن انسانی است؛ مدل‌های دینی ممکن است ظاهر شوند، اما فقط یکی از مدل‌ها هستند و مانند ادبیات دیگر اقوام مسلمان ترک ادعای اولویت مطلق ندارند.

فیلسوف و شاعر نامدار ابراهیم «آبای» قونانبائولی (کونانبایف، 1904 - 1845) یکی از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های ادبی قزاقستان در قرن 19 و اوایل قرن 20 است. او مانند تیمورلنگ در ازبکستان، چنگیز در مغولستان و آلکساندر پوشکین[69] در روسیه، در جایگاه چهره ملی قرار گرفته است. آبای را بنیان‌گذار زبان ادبی قزاقی می‌دانند و نسل‌های متعددی از نویسندگان و شاعران از او الهام گرفته‌اند.

آبای در روستای قارقاره‌لی[70] در شرق قزاقستان زاده شد و در سمیپالاتینسک[71] درگذشت. او همچنین موسیقی‌دان، مترجم و سیاست‌مدار بود. بسیاری از آثار مشهور روسی و کلاسیک‌های غربی – از جمله «سه تفنگدار[72]»–  را به قزاقی ترجمه کرد. شعر او الهام‌گرفته از حماسه‌های کهن قزاقی و افسانه‌های فولکلور استپ بود و گفته می‌شد که بهترین حالتِ شنیدن آثارش زمانی بود که خود او آن‌ها را می‌خواند. شعر آبای را موجز و دقیق توصیف کرده‌اند. او جهان طبیعی پیرامون، دگرگونی چشمگیر فصل‌ها و میراث معنوی صوفی‌گری آسیای مرکزی را ستایش می‌کرد.

آبای به‌صراحت در بیان احساسات و تردیدهایش شهرت داشت. او باور داشت که وظیفه هر انسان انجام کارهای نیک و دستیابی به اهداف والا است، اما درعین‌حال از اینکه انسان‌ها این اصول ساده را نمی‌پذیرند و در مبارزه با بدی نیرومندتر ظاهر نمی‌شوند، ناامیدی‌اش را ابراز می‌کرد.

آبای بسیار روسی شده بود. او نوشته است: «فرهنگ و هنر روس را بیاموز – این کلید زندگی است. اگر به آن دست یابید، زندگی‌تان آسان‌تر خواهد شد.» پس از مرگش، آبای مدتی با بی‌مهری مقامات اتحاد شوروی روبه‌رو شد و او را فئودال و عقب‌مانده خواندند؛ اما بعدها دوباره به‌عنوان چهره وحدت‌بخش قزاق‌ها و قزاقی دوستدار فرهنگ روسی مطرح شد. امروزه موزه‌هایی به او اختصاص یافته و نهادهای گوناگونی از جمله تئاتر دولتی اپرا و باله آبای به اسم او نام‌گذاری شده‌اند.

آثار شعری آبای آغاز ادبیات مدرن قزاق را رقم زد. در آثار شعری خود، آبای شعر آقین‌های قزاق را با الگوهای روسی، به‌ویژه شعر آلکساندر پوشکین و میخائیل لرمانتوف[73]، تلفیق کرد. او اشعار پوشکین را به قزاقی ترجمه کرد و برخی از این ترجمه‌ها را در سبک اجرای موسیقایی آنشی[74] – که حال‌وهوای موسیقایی و ملودیک بیشتری نسبت به آقین یا جیرائو داشت – به کار گرفت. به‌این‌ترتیب، آبای شعر قزاق را به مسیر جدیدی هدایت کرد که تأثیری بسیار گسترده‌ در قرن 20 بر جای گذاشت.

اوایل قرن 20 و دوران شوروی

پس از ۱۹۰۵، محدودیت‌هایی که روسیه تزاری پیش‌تر بر انتشار آثار به زبان قزاقی اعمال کرده بود، کاهش یافت. نسل نویسندگان فعال در آن زمان، از جمله عمر قراشولی[75] و احمت بائیتورسینولی[76] به طور گسترده در فعالیت‌های آموزشی و سیاسی نقش داشتند. در نتیجه، نشریاتی به زبان قزاقی پدید آمدند که هر یک گرایش فرهنگی و سیاسی متفاوتی داشتند، از جمله: آیقاپ (1915 - 1911)[77]، آلاش[78] و قزاق[79]
(1918 - 1913). آیقاپ با خط عربی قزاقی چاپ می‌شد که تا ۱۹۲۹ خط رسمی زبان قزاقی بود. این روزنامه، ملی‌گرایان و اصلاح‌طلبان نام‌آشنا، اندیشمندان و محققان پیشرو و نویسندگان را گرد هم آورد. زبان به‌کاررفته در آن، دارای ویژگی‌های مشترکی است که در زبان ادبی رایج آن دوره میان روشنفکران آسیای مرکزی و ولگا دیده می‌شد و با عناصر قزاقی آمیخته بود. مقاله‌های آن اغلب بر موضوعات مرتبط با نوسازی جامعه عرفی قزاق، سیاست روسیه، توزیع مجدد زمین و مسائل آموزشی متمرکز بودند. همچنین مطالب بسیاری درباره زبان و ادبیات قزاقی منتشر می‌کرد. این نشریه در کنار قزاق نقش مهمی در توسعه زندگی فکری و سیاسی قزاق‌ها در اوایل قرن 20 ایفا کرد.

داستان کوتاه گناه شولپان[80] نوشته شاعر و نویسنده مدرن‌گرای قزاق، یعنی ماگژان ژومابایف[81]، در ۱۹۱۷ نگاشته شد و یکی از نخستین آثار روان‌شناختی در ادبیات قزاق به شمار می‌رود. روایت، زندگی زنی به نام شولپان را دنبال می‌کند که در کشمکش میان خواست فردی، فشارهای اجتماعی و نیاز به مادری، تصمیمی دردناک می‌گیرد. این اثر با زاویه دید درونی و تحلیل روانی شخصیت، نمونه‌ای برجسته از آغاز مدرنیسم در ادبیات قزاق است که اندکی بعد در دوران شوروی، از روندهای حاکم بر ادبیات جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه مستثنی نماند و آفرینش‌های ادبی در آن کنترل ‌شد. سیاست‌های استالینی در قزاقستان نیز همانند سایر نقاط شوروی قربانی گرفت: شاعر تورماگانبت ایزتیلئوی (ایزتلئوئوف)[82] در ۱۹۳۹ توسط ژوزف استالین به اتهام ترجمه آثار کلاسیک فارسی به زبان قزاقی اعدام شد.

از دیگر چهره‌های برجسته ادبیات قزاق در دوران شوروی موختار اوئزوف[83] بود. او که فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های روسیه و ازبکستان بود، به یک پژوهشگر موفق تبدیل شد و نسخه‌هایی از متون حماسی قزاق را منتشر کرد. او که نوشتن داستان را از دوران دانشجویی آغاز کرده بود تا دهه ۱۹۲۰، مطالعه آثار آبای را شروع کرد که تأثیر فرهنگی مهمی بر خانواده او داشت. این مطالعه منجر به خلق رمان تاریخی «آبای»
(1947 - 1945) شد. این رمان که از نظر گستره موضوعی حماسی است، محیطی اجتماعی‌ را نشان می‌دهد که آبای از آن برخاسته است. اثر هم روایتی مؤثر و تأثیرگذار است و هم سندی منحصربه‌فرد از زندگی قزاق‌ها در دوران فتح روسیه و پس از آن، زمانی که مردم قزاق با انتخاب‌های بنیادی اقتصادی و فرهنگی مواجه بودند که فرهنگ سنتی ایشان برای آن آماده نشده بود.

روند شکل‌گیری نثر قزاقی در دهه ۱۹۲۰ آغاز شد. نویسندگانی مانند بیمبت مایلین[84]، موختار اوئزوف، ساکن سیفولین[85]، ایلیاس ژانسوگوروف[86]، سابیت موکانوف[87]، شریفوف[88]، تلپبرگنوف[89]، گابیت موسرپوف[90]، موستافین[91]، تورمانژانوف[92] و بکنوف[93] داستان و رمان نوشتند. آنها با رویکردی واقع‌گرایانه، شخصیت‌ها و تصاویر انسانیِ درخشانی آفریدند. رمان‌های اشوخوف[94] از جمله «خط تلخ[95]» (1931؛ در 1972 توسط اوسپانوا[96] به قزاقی ترجمه شد) و «نفرت[97]» (1932؛ توسط  اسنژانوا[98] به قزاقی ترجمه شد) آثاری مهم در ادبیات مدرن آن دوره به شمار می‌روند. از دیگر چهره‌های برجسته و شناخته ‌شده ادبی قزاقستان می‌توان به اخمت بایتورسونولی[99] و ایلیاس یسنبرلین[100] اشاره کرد. سه‌گانه تاریخی «چادرنشینان[101]» نوشته ایلیاس یسنبرلین که بین ۱۹71 - ۱۹69 منتشر شد، تاریخ چند قرنه قزاق‌ها از دوران شکل‌گیری خانات قزاق تا جنگ‌ها، اتحادها و بحران‌های سیاسی را در قالب روایتی رمان گونه توصیف می‌کند. این اثر نقشی اساسی در احیای حافظه ملی در دوران شوروی داشت و یکی از پرفروش‌ترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ‌نگارانه قزاق شد.

در دوره جنگ جهانی دوم، رمان «بزرگراه ولوکولامسک[102]» (1943) اثر آلکساندر بک[103] چهره‌های قهرمانانه باوئیرژان مومیشولی[104] و ایوان پانفیلوف[105] را ثبت کرد. در دوره پس از جنگ، رمان «چهره خورشید[106]» در 1950 توسط شوخوف منتشر شد. در ۱۹۵۹، وانیوشینا[107] رمان «بال‌های آواز[108]» را نوشت که وضعیت اجتماعی - تاریخی قزاقستان در ۲۰ سال پیش از آن را در قالب شخصیت‌هایی چون ایلیا بایزاکوف[109]، آمره کاشائوبایف[110] و کاژیموکان مونایتپاسوف[111] بازتاب می‌داد.

ای. گ. شگولیخینا[112] رمان «بوران[113]» (1961) را منتشر کرد. گ. و. چرنوگولُوینا[114] آثار «زمانِ بی‌بارش[115]» و «منطقه خطر[116]» (1981) را خلق کرد. در رمان «کمیسر ژانگلدین[117]»، م. د. سیماشکو[118] تصویری زنده از مردم قزاق ارائه داد. د. اسنیگینا[119] در «بامداد و نیمروز[120]» (1976 و 1982) مرزهای موضوعات تاریخی را گسترش داد. همچنین آبدیژامیل نورپئیسوف[121] از رمان‌نویسان برجسته این سرزمین به شمار می‌رود.

رمان فلسفی «جیغ[122]» اثر نویسنده برجسته اواخر قرن 20، یعنی اورالخان بوکیف[123] که در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ نوشته شد، داستان فردی حساس را روایت می‌کند که در برخورد با تحولات اجتماعی، صنعتی‌شدن و فاصله‌گرفتن انسان از طبیعت دچار بحران وجودی می‌شود. این رمان با زبانی شاعرانه و نگاهی نمادین، یکی از نمونه‌های برجسته ادبیات اندیشمندانه و طبیعت‌گرای قزاقستان به شمار می‌رود.

در میان شاعران تحسین‌شده این دوره می‌توان به آنتونوف[124]، یلکوف[125]، ریابوخا[126]، اسکالکوفسکی[127]، مورگون[128]، اسمیرنوف[129] و چیستیاف[130] اشاره کرد. مجموعه شعری «دفترچه دل[131]» از شاعر محبوب قزاق، موقاگالی ماقاتایف[132] که اشعار آن در دهه ۱۹۷۰ نگاشته و پس از مرگ شاعر منتشر شد، بازتابی عمیق از احساسات انسانی، عشق، تنهایی، ایمان و آسیب‌پذیری روح آدمی است. سادگی زبانی، صداقت عاطفی و معنویت شاعر، این اثر را به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های شعر مدرن قزاق تبدیل کرده است.

راه آبای: حماسه تحول ملتی در آستانه مدرنیته

موختار اوئزوف، نویسنده رمان حماسی «راه آبای[133]» از چهره‌های مطرح ادبیات قزاقستان است. رمان «راه آبای» روایت چهارجلدی است که در سال‌های ۱۹56 - ۱۹42 منتشر شد و زندگی شاعر و اندیشمند بزرگ قزاق، آبای کونانبایف را در بستر تحولات اجتماعی و تاریخی قرن 19 بازآفرینی می‌کند. این اثر، افزون بر جنبه زندگی‌نامه‌ای، بازتابی از گذار جامعه قزاق از نظام قبیله‌ای به مواجهه با فرهنگ و سیاست روسی است؛ دورانی پر از کشمکش‌های خانوادگی، رقابت‌های قدرت، تغییرات اجتماعی و بحران‌های فرهنگی که آینده قزاق‌ها را دگرگون می‌کرد. ازاین‌حیث، رمان نه فقط زندگی یک شاعر، بلکه سرگذشت یک ملت در آستانه مدرن‌شدن را ترسیم می‌کند.

در این رمان، شخصیت آبای از نوجوانی تا بلوغ فکری دنبال می‌شود و خواننده شاهد است که او چگونه از دل محیطی آکنده از اختلافات قبیله‌ای، بی‌عدالتی، نفوذ سنت‌های سخت‌گیرانه و درگیری‌های خانوادگی برمی‌خیزد و به چهره‌ای اصلاح‌طلب، اخلاق‌گرا و خردگرا تبدیل می‌شود. او در مسیر زندگی خود با چهره‌هایی از فرهنگ روسی آشنا می‌شود، نگاه فلسفی و اخلاقی خاص خود را شکل می‌دهد و می‌کوشد میان سنت و مدرنیته، میان ارزش‌های قدیمی و ضرورت‌های زمانه پلی برقرار کند. خط روایت رمان ترکیبی از حماسه، درام اجتماعی، تأملات اخلاقی و عناصر عاشقانه است که هر یک بعدی از شخصیت پیچیده آبای و جامعه پیرامون او را آشکار می‌کند.

اهمیت «راه آبای» فقط در روایت زندگی یک شاعر نیست، بلکه در آن است که مختار اوئزوف با دقتی انسان‌شناختی ساختار قدرت، روابط قبیله‌ای، آیین‌ها، موسیقی، شعر شفاهی، باورهای دینی و سبک زندگی عشایری قزاق را بازسازی می‌کند و این میراث را در قالب رئالیسم مدرن به ادبیات جهان معرفی می‌سازد. این رمان نقش اساسی در شکل‌دهی به هویت فرهنگی قزاق‌ها در دوران شوروی داشت، به‌گونه‌ای که امروز نیز به‌عنوان بزرگ‌ترین اثر ادبی ملی قزاقستان شناخته می‌شود و جایگاهی مشابه «جنگ‌وصلح[134]» یا «دن آرام[135]»، آثار نویسندگان برجسته روس، برای فرهنگ‌های دیگر دارد. «راه آبای» معیاری تازه برای رمان‌نویسی قزاقستان ایجاد کرد و تصویری ژرف از تلاش یک ملت برای یافتن معنای انسانیت، عدالت و خرد در میانه تحولات تاریخی به‌جا گذاشت.

اولژاس سولیمنوف و خودابرازیِ ملی‌گرایانه قزاق‌ها

در مراحل آغازینِ آگاهی ملی در قزاقستان در نیمه دوم قرن 20 شخصیت‌های مهمی پدیدار شدند: آنوار آلیمژانف[136]، رمان‌نویسی که بعدها رئیس آخرین کنگره نمایندگان مردم شوروی شد و دو شاعر برجسته موختار شاخانوف[137] و اولژا‌س سولیمنوف[138] که روسای مشترک حزب سیاسی «کنگره مردمی قزاقستان[139]» بودند.

سولیمنوف از شاخانوف تأثیرگذارتر بود و در ۱۹۷۵ با انتشار کتاب «آز و یا[140]» – که روایتی مهم از فرهنگ ملی روس، «سرود نبرد ایگور[141]»، را از منظر پچنِگ‌های[142] ترک با رویکردی نوآورانه و میان‌رشته‌ای بازخوانی می‌کرد – به قهرمانی در سراسر آسیای مرکزی بدل شد. او از طریق تحلیل زبانی، نقش کوچ‌نشینان ترک در روسیه قرون‌وسطی را بررسی کرد. او باتکیه‌بر دانش زبان‌شناسی و تاریخ، استدلال کرد که این اثر به طور صرف یک میراث اسلاوی محض نیست، بلکه لایه‌های پنهانی از تأثیرات زبانی و فرهنگی اقوام ترک‌تبار (به‌ویژه قپچاق‌ها[143]) را در خود جای داده است. سولیمنوف صدها واژه و اشاره را برشمرد که به باور او ریشه ‌در دنیای کوچ‌نشینان استپ داشت و نقش این اقوام را در شکل‌گیری تاریخ و فرهنگ روسیه کیِفی[144] بسیار فراتر از روایت سنتی «مقابله تمدن اسلاوی با بربریت استپ» نشان ‌داد.

عنوان «آز و یا» به طور نمادین و زبان‌شناختی چندلایه معنا دارد. بخش اول، آز(Аз/Азъ)  از حرف اول الفبای اسلاوی قدیم و کلمه قدیمی «من» گرفته شده است. آز در الفبای اسلاوی قدیم نخستین حرف است و هم‌زمان ضمیر اول‌شخص مفرد بود، بنابراین نمادی از آغاز، هویت اولیه و خودآگاهی تاریخی است. این حرف همچنین نشان‌دهنده پیوند عمیق با میراث ادبی و فرهنگی قرون‌وسطایی اسلاوها و ارتباط آنها با دنیای ترک و آسیای میانه است.

بخش دوم، «یا» (Я) در زبان روسی معاصر، ضمیر «من» است و نمایانگر هویت فردی مدرن، خودآگاهی نوین و استمرار تاریخی است. اتصال این دو بخش با حرف «و» (и) در روسی نه فقط یک پیوند زبانی ایجاد می‌کند، بلکه پل مفهومی بین گذشته و حال، سنت و مدرنیته، فرهنگ ترک و اسلاو است. به‌این‌ترتیب، عنوان به طور استعاری نشان می‌دهد که هویت امروزین روسی - اسلاوی بدون درک و شناخت ریشه‌های کهن خود و تعامل با فرهنگ‌های همسایه، از جمله ترک، ناقص است.

از منظر نمادین و سیاسی، «آز و یا» پیامی ظریف اما قوی دارد: هویت انسانی و فرهنگی از گذشته به حال منتقل می‌شود و دو بخش تاریخ و معاصر باید در تعامل و گفتگو باشند. همچنین، عنوان با بازی‌های زبانی و اشاره‌های پنهان، به تعامل آسیا و روسیه و به چالش کشیدن روایت رسمی شوروی درباره تاریخ و زبان اشاره می‌کند. انتخاب چنین عنوانی باعث شد اثر هم به لحاظ ادبی و هم سیاسی بسیار تأثیرگذار و بحث‌برانگیز شود و جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر قزاق و نقد تاریخی پیدا کند.

کتاب، پیش‌فرض‌های رایج را به چالش کشید و بنیان‌ پژوهش‌های شوروی را در هم کوبید. انتشار این کتاب مانند بمبی در فضای فکری دوره رکود برژنف[145] عمل کرد و مباحث داغی را در محافل آکادمیک و روشنفکری شوروی برانگیخت. واکنش تاریخ‌دانان و زبان‌شناسان رسمی شوروی، به‌ویژه اسلاو شناسان مرکزگرا، خشم‌آلود و سرشار از اتهاماتی همچون «شووینیسم[146] قومی» و «تحریف تاریخ» بود. اما در میان غیر روس‌ها، به‌ویژه در قزاقستان و سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی، از کتاب استقبالی گسترده صورت گرفت؛ گویی کتاب پنجره‌ای به روی هویتی مغفول گشوده بود.

این کتاب به‌سرعت به فروش رفت. مقامات شوروی به کتاب به‌شدت حمله کردند. سولیمنوف در این زمینه گفته است که نسل جوان امروز که به آزادی بیان در مطبوعات و اینترنت عادت کرده، نمی‌تواند ابعاد و شدت واکنش جمعیت شوروی در میانه دهه ۱۹۷۰ را در برابر هر نمایشی از اندیشه‌ورزی مستقل درک کند؛ اندیشه‌ورزی‌ای که حتی حاوی احساسات ضد شوروی نبود، بلکه فقط «تفکر آزاد» را بیان می‌کرد.

«آز و یا» فراتر از یک پژوهش ادبی، به نماد مبارزه فکری برای بازتعریف هویت در دوران شوروی تبدیل شد. این اثر نه فقط جرقه‌ای برای بیداری هویت ملی قزاق‌ها و ترک‌تباران بود، بلکه مسیر فکری خود سولیمنوف را نیز تغییر داد و او را به سمت کنشگری مدنی سوق داد. سولیمنوف بعدها از اعتبار فرهنگی خود برای حمایت از جنبش ضدهسته‌ای «نِوادا - سمیپالاتینسک[147]» استفاده کرد؛ جنبشی که نقش مهمی در پایان آزمایش‌های هسته‌ای در قزاقستان داشت. میراث این کتاب تا امروز باقی است و به‌عنوان اثری پیشگام در نقد تاریخ‌نگاری حاکم و احیای روایت‌های چندفرهنگی از گذشته اوراسیا شناخته می‌شود.


[1]. The Book of Words

[2]. Ibrahim Abai Kunanbayuly / Kunanbayev

[3]. Kyui

[4]. Zhyraus

[5]. Akyns

[6]. Kalmyks

[7]. Tolgau

[8]. Dospambet

[9]. Margaska

[10]. Zhiembet

[11]. Akhtamberdy

[12]. Shalkiiz

[13]. Bukhara-zhyrau Kalkamanuly

[14]. Aytys

[15]. Asan Kaigy

[16]. Zhambyl Zhabayuly (Zhabayev)

[17]. Dostyk

[18]. Almaty

[19]. Er Shoban

[20]. batir

[21]. Samruk

[22]. Alyp Er Tonga

[23]. Shu Batir

[24]. Kozy Korpesh – Bayan Sulu

[25]. Kodar

[26]. Golden Horde

[27]. Mukhabbat-name

[28]. Gulistan bit-Turki

[29]. Sa’di

[30]. Saif-i Sarayi

[31]. Alpamys Batyr

[32]. Gulbarshin

[33]. Koblandy Batyr

[34]. Nogai

[35]. Er Sain

[36]. Er Targyn

[37]. dombra

[38]. Kiz-Zhibek

[39]. Tolegen

[40]. Zhagalbaily

[41]. Zhetyru

[42]. Syrlybay

[43]. Shekty

[44]. Alimuly

[45]. Bekezhan

[46]. Argyn

[47]. Sansyzbay

[48]. Komuz

[49]. Koumiss

[50]. Togolok Moldo

[51]. Sayakbay Karalayev

[52]. Sagymbay Orozabakov

[53]. Jamboul Jabayev

[54]. Buqar Kalkamanuly

[55]. Ablai Khan

[56]. Middle Horde / Middle Jüz: یکی از سه بخش سرزمینی و قومی قزاقستان در قرن‌های 19 - 18

[57]. Shal Qulekeuly

[58]. Kotesh Raiymbekuly

[59]. Mahambet Otemisuly / Makhambet Utemisov

[60]. Shortanbai Qanaiuly

[61]. Little Horde / Jounior Jüz: یکی دیگر از سه بخش سرزمینی و قومی قزاقستان در قرن‌های 19 - 18

[62]. Bazar Oñdasuly

[63]. Ibrai Altynsarin

[64]. Shokan Valikhanov

[65]. Bukharzhyrau Kalmakanov

[66]. Isatay Taymanobe

[67]. Buky Horde  / Inner Horde: از بخش‌های سیاسی قزاقستان در نیمه اول قرن 19

[68]. termes

[69]. Alexander Pushkin

[70]. Kaskabulak

[71]. Semipalatinsk

[72]. The Three Musketeers

[73]. Mikhail Lermontov

[74]. Anshi

[75]. Omar Qarashuly

[76]. Ahmet Baitursynuly

[77]. Ay Qap

[78]. Alash

[79]. Qazaq

[80]. Sholpan’s Sin

[81]. Magzhan Zhumabayev

[82]. Turmaganbet Iztileuly / Iztleuov

[83]. Muhtar Äuezov / Mukhtar Auezov

[84]. Beymbet Maylin

[85]. Saken Seifullin

[86]. Ilyas Zhansugurov

[87]. Sabit Mukanov

[88]. S. Sharipov

[89]. J. Tlepbergenov

[90]. Gabit Musrepov

[91]. Mustafin

[92]. U. Turmanzhanov

[93]. E. Bekenov

[94]. I. Shukhov

[95]. Bitter Line

[96]. A. Ospanova

[97]. Hate

[98]. H. Esenzhanova

[99]. Akhmet Baitursunuly

[100]. Ilyas Yesenberlin

[101]. Nomads

[102]. Volokolamsk Highway

[103]. A. A. Beck

[104]. Bauyrzhan Momyshuly

[105]. Ivan Panfilov

[106]. Face of the Sun

[107]. V. D. Vanyushina

[108]. Wings of Song

[109]. Ilya Baizakov

[110]. Amre Kashaubaev

[111]. Kazhymukan Munaitpasov

[112]. I.G. Shchegolikhina

[113]. Snowstorm

[114]. G.V. Chernogolovina

[115]. Nedozhdlivoe Time

[116]. Risk Zone

[117]. Commissioner Zhangildin

[118]. M.D. Simashko

[119]. D. Snegina

[120]. In the Morning and at Noon

[121]. Abdizhamil Nurpeisov

[122]. The Scream

[123]. Oralkhan Bokeev

[124]. V.A. Antonov

[125]. A.K. Elkov

[126]. D.E. Ryabukha

[127]. L.V. Skalkovsky

[128]. F.A. Morgun

[129]. V.A. Smirnov

[130]. M.I. Chistyakov

[131]. Heart’s Diary

[132]. Mukagali Makatayev

[133]. The Path of Abay

[134]. War and Peace

[135]. and Quiet Flows the Don

[136]. Anuar Alimzhanov

[137]. Mukhtar Shakhanov

[138]. Olzhas Suleymenov / Oljas Suleimenov

[139]. People's Congress of Kazakhstan

[140]. Az i Ya

[141]. The Tale of Igor's Campaign

[142]. Pechenegs

[143]. Kipchaks

[144]. Kievan Rus

[145]. Brezhnev Stagnation

[146]. chauvinism

[147]. Nevada-Semipalatinsk

 

 share network
نظرات کاربران ( 0 نظر )
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب