

.jpg)
Тонкий танец нитей: секрет русского кружева
Редакционная коллегия
Русское ручное кружевоплетение отличается значительным культурным богатством и региональным разнообразием. В статье рассматриваются отличительные стили кружева пяти городов: Вологодское кружево известно своими сложными узорами и рельефными контурами, напоминающими морозные узоры. Кировское (Вятское) кружево обладает динамичными и заострёнными формами, несущими местный колорит и готический оттенок. Елецкое кружево — лёгкое и воздушное, его мотивы известны под поэтичными названиями. Михайловское кружево уникально своей многоцветностью и техникой «численного» плетения без предварительного рисунка-сколка. Наконец, Кадомский вениз, уходящий корнями в венецианскую традицию, характеризуется невероятной тонкостью и сложностью, напоминающей резную архитектуру. Каждый из этих стилей является свидетельством мастерства, творчества и местной идентичности русских кружевниц.
تحریریه
در وولوگدا[1]، علاوه بر عمارتهای سنگی، خانه چوبی پتر کبیر، کلیسای جامع سوفیای پنجگنبد با نقاشیهای دیواری (فرسکهای) قرن 17 و کلیساهای به همان اندازه قدیمی با برجهای ناقوس خیمهای شکل، جاذبهای دیدنی دیگری وجود دارد: توری وولوگدا. این توری را با نخهای طلا و نقره در سراسر سرزمین وولوگدا از همان قرن 17 میبافتند - هم در دوران پرآشوب تهاجم لهستان و سوئد و هم در زمان اولین رومانوفها، تا زمانی که رودخانههای وولوگدا و سوخونا[2] مسیر تجاری رودخانهای مهمی بهسوی غرب بودند. اما در قرن 19، پس از پایان جنگ ۱۸۱۲، زمانی که مد غربی برای تزئین لباس زیر و لباسهای رو با حاشیهها و نوارهای توری رایج شد، در وولوگدا و املاک نزدیک آن کارگاههایی تأسیس کردند که در آنجا زنان توریباف رعیت کار میکردند. علیرغم مد روز، زنان هنرمند در بافت توریهای نواری (متری) با جفت ماسورهها (بوبینها)، طرح همان توریهای طلا و نقره را حفظ میکردند، اگرچه برای کار از نخ پنبهای استفاده میشد.
در این توری، همیشه میتوانید طرح را از زمینه تشخیص دهید. طرح با یک نوار بافت متراکم و پر پیچوخم بافته میشود که فقط خود زنان هنرمند میتوانند آغاز و پایان آن را پیدا کنند. این نوار مانند رودخانهای شمالی و سرکش مارپیچ میرود و اشکال بزرگ و گویای طرح را، شبیه به بادبزنها، گلها، برگها، و پیچکهای سبک روکوکویی ایجاد میکند؛ شبیه به آنچه در آثار هنرمندان کندهکار روی استخوان خولموگوری[3] دیده میشود. به طور معمول در وسط این نوار خط مانند، نخ کتان ضخیمتری که در آن بافته شده، کمی برجستهتر است و شبیه به ملیلهکاری نقرهای جواهرگونه به نظر میرسد. زمینه شفاف و با بافت ظریف که از اشکال هندسی شبیه به دانههای برف تشکیل شده، در تضاد با بافت متراکم طرح، جلوه بینظیری مانند طرح نقرهای یخزده بر پنجرهای در شامگاه ایجاد میکند. لوزیها، مربعها و بیضیهای مشبک با گلهای کوچک ظریف و نقشهای پر متراکم که در توریهای نواری بارها تکرار میشوند، در توریهای تکهدوزی شده (چسبیدنی)، ترکیبهای پیچیدهای را تشکیل میدهند که زنان هنرمند قطعات جداگانه آن را با قلاب بافندگی به هم وصل میکنند. بهاینترتیب یقهها، شنلهای کوتاه روی شانه، روسریهای سهگوش و شالها، روپوشها (مانتوهای توری) و بلوزها، دستکشها و پیراهنها، رومیزیها، پردهها و تابلوهای دیواری ساخته میشوند.
.jpg)
.jpg)
توریهای کیروف[4] همچنین به نام ویاتکا[5] نیز شناخته میشوند، زیرا بافت آنها در استان ویاتکا از قرن 18 آغاز شد. اما دقیقتر این است که آنها را کوکار[6] بنامیم. این نام یک آبادی بود که در ۱۶۰۹ در محل تلاقی رودخانههای ویاتکا و پیژما[7]، در ۲۲۷ کیلومتری کیروف امروزی تأسیس شد. کوکارکا[8] در آن زمان مرکز تجاری و صنایعدستی بزرگی بود؛ در آن جا چکمهدوزان نمدی[9]، نجاران، سنگتراشان و سفالگران زندگی میکردند. ایستگاه تلگراف خود را داشت و در اوایل قرن 20، برق و تلفن مخصوص به خود را نیز داشت. جای تعجب نیست که از ۱۸۹۳ مدرسهای برای زنان توریباف در آن جا افتتاح شد.
در نیمه اول قرن 20، توریهای ویاتکا در آمریکا، انگلیس، هلند و سوئیس تقاضای زیادی داشتند. درست مانند توریهای امروزی که در کیروف و سووتسک[10] - کوکارکای سابق - بافته میشوند.
نقشمایههایی که در توری وولوگدا[11] و یِلِتس[12] یافت میشوند، در توری کیروف طنین متفاوتی دارند. آنها رنگوبوی محلی خاصی دارند: این در طرح پرتحرک، در حلقههای تند و پیچهای تیز نوار بافت متراکم و در اشکال نوکتیز طرحها مشهود است. در این تیزی و پرواز، چیزی وجود دارد که یادآور سبک گوتیک و پنجرههای رنگی است. اما انتقال طرح به زمینه نرم و هماهنگ صورت میگیرد، زیرا کل شبکه زمینه با ستارههای بزرگ پر شده است. به لطف این ویژگی، بهترین آثار هنرمندان کیروف بسیار گویا هستند - چه شالهای سیاه با یخزدگی خفیف نخ سفید اضافه شده، یا دستمالها، سرشانهها[13]، روسریهای سهگوش یا یقههایی از کتان سفید شده یا طبیعی به رنگ خاکستری مرواریدی.
.jpg)
.jpg)
هنگام قدم زدن در خیابانهای یِلِتس[14]، چشمها همواره به توری گیر میکنند: این توری در کندهکاریهای چوبی مشبک قابهای پنجره سفید خانههای یکطبقه که به سمت رودخانه سوسنا[15] سرازیر میشوند، در پیچکهای سرستونهای سنگی کلیسای در حال مرمت، در طرح نرده باغی که مجسمه فلزی پسرک دانشآموز دبیرستانی، وانیا بونین[16]، روی آن نشسته و در ابرهای بالای شهر که شاعر، ایوان بونین[17]، در دوری از روسیه دلتنگ آنها بود، دیده میشود. واقعیت این است که یِلِتس شهری است که از اواسط قرن 19 در آن توری میبافند. شاید قرنها پیش هم میبافتند، اما آیا چیزی از توری یا شواهد مکتوب درباره آن میتوانست باقی بماند، درحالیکه در تاریخ چندین بار ذکر شده است که این شهر، بهعنوان سنگر روسیه در دفاع از تهاجمات، توسط پولوفتسیها[18] سوزانده شد، توسط باتو[19] ویران گشت، توسط خانهای ازبک[20] و تِگِی[21] و تیمور غارت شد، و توسط یک هتمان[22] گمنام اوکراینی با فریب تصرف شد و با کمال تعجب سرنوشت، تا نیمه دوم قرن 19 مرکز تجارت بود و شهرستان یِلِتس از نظر وسعت از شهر استانی اُریول[23] کم نداشت.
در همان زمان بود که توریبافی در شهر، حومهها و روستاهای اطراف آن گسترش یافت. هر عروس ثروتمندی در جهیزیه خود یک شال ابریشمی توری داشت که به سفارش بافته شده بود و عروسهای فقیرتر خودشان آنها را میبافتند. در تابستان، صدای زنگمانند ماسورهها از صبح از پنجرههای باز به گوش میرسید - همانطور که امروز هم - از پنجرههای بلند عمارت بسیار زیبای با نردههای چدنی بالکنها، جایی که کارگاههای شرکت توریهای یِلِتس قرار دارد، به گوش میرسد.
توریهای یِلِتس سبک و شفاف هستند، مانند شکوفه سیب. در آن نور و سایه وجود دارد و گذار بین آنها آنقدر نرم است که طرح حجیم به نظر میرسد. طرحها از عناصر قدیمی توریبافی با نامهایی که خود توریبافان ابداع کردهاند بافته میشوند - دایرهها (کروگی[24])، ستاره کوچک (زوزدوچکا[25])، عنکبوت کوچک (پاوچوک[26])، رودخانه کوچک (رچکا[27])، قایق کوچک (کورابلیک[28])، مروارید کوچک (ژمچوژینکا[29])، گندم سیاه کوچک (گرچیشکا[30]). هنرمندان معاصر الگوهای کاغذی (اسکولکی[31]) را میکشند و توریبافان، همچنان با دست، بر اساس سنت قدیمی، طرحهای جدیدی را میبافند. از زیر دست آنها رومیزیهای لطیف، پردهها، شنلهای کوتاه روی شانه (پِلِرینا[32])، کلاههای سبک و دستکشهای نازک بیرون میآید. و در میان انبوه طرحها، گلی وجود دارد که با نوار بافت متراکم (پالاتیانکا[33]) در اطراف پرچمهایی که با نقشهای پر متراکم (ناسنوکا[34]) مشخص شدهاند، به گونهای بافته شده که در هر پیچ نوار بافت، نخهای آن کمی بازتر میشوند و نور و سایه را بر روی هر یک از پنج گلبرگ گل ترسیم میکنند. برخی به یاد دارند که این گل شکوفه سیب است و «اسلاویانکا»[35] نامیده میشود.
.jpg)
.jpg)
از نظر منشأ، توری میخایلوف[36] به کل روستایی است، زیرا میتوان آن را در لباس سنتی جشن استان ریازان[37] مشاهده کرد، جایی که مانند رنگینکمانی درخشان بین گلدوزی و بافندگی رنگارنگ میدرخشد. بافت طرحها با نخهای رنگی روی ماسورهها هنوز توسط برخی هنرمندان زن در میان برخی از اقوام اسلاو غربی انجام میشود، اما توری رنگی، آن هم بهعنوان یک صنعت دستی مردمی کامل - منحصربهفرد است. در ۱۹۲۵ در مرکز ناحیه، میخایلوف، یک شرکت کوچک سازماندهی شد که بعدها به یک انجمن خلاق مدرن تبدیل شد که در آن هنرمندان و زنان صنعتگر کار میکنند. سیاری از آنها نه فقط قادر به اجرای طرحهای سنتی هستند، بلکه خودشان توریها را ابداع کرده و برای آنها نامهایی انتخاب میکنند.
توری میخایلوف نه فقط به دلیل رنگی بودن متمایز است. بلکه روش بافت آن نیز با تمام توریهای دیگر روسیه متفاوت است. بدون الگوی اولیه روی کاغذ - اسکولک[38] - بلکه به همان روشی که اولین توریبافان میبافتند: بر اساس شمارش نخها، در تکنیک بافت عددی، با مهارت کار با جفتهای متعدد ماسورهها که نخهای رنگی روی آنها پیچیده شده است. توریهای نواری (متری) میخایلوف برای تزئین در نظر گرفته شدهاند. با آنها، دستمالها، رومیزیها، لباسهای زنانه و حتی پیراهنهای تابستانی مردانه از جنس کتان، حالتی جشنگونه پیدا میکنند.
رنگ توریهای میخایلوف شگفتانگیز است، اگر قرمز است - پس به رنگ خاکستر کوهی[39] یا سایه علفهای قرمز تیره است، اگر زرد است، پس مانند قاصدک یا چاودار رسیده، به رنگ گل فراموشم مکن و گل گندم، سبز لعابدار[40]... و رنگهای خاکستری و سفید که همه این رنگها را برجسته میکنند. توری نواری میخایلوف مانند روبانی میپیچد، طرحهای آن در یک ریتم رقصگونه و رقص دایرهای[41] تکرار میشوند. زنان هنرمند میخایلوف این نامها را به توریهای خود دادهاند: میسی[42] و پاولینکی[43]، بوبِنتسی[44] و بابالایکی[45]. طرحی وجود دارد و وقتی دقیق نگاه میکنید، میبینید که پیکرههای کوچکی بافته شدهاند. هر کدام با یک دامن سنتی قرمز[46] با توری در لبه پیشبند پهن و گیسوهایی به شکل چوب شور[47]. با دستهای بالا برده، پشتسرهم - بهراستی، یک رقص دایرهای[48].
.jpg)
.jpeg)
.jpg)
چه وجه اشتراکی بین جاذبه دیدنی ایتالیا - شهر کانالها، ونیز - و شهر کوچک کادوم[49] در ریازان[50] وجود دارد؟ بهطورقطع فقط این نیست که در بهار، وقتی شاخهای از رود اوکا[51] - رودخانه سرکش موکشا[52] - طغیان میکند، ساکنان کادوم مانند ونیزیها در کانالها، با قایق در خیابانها تردد میکنند؛ برای روسیه این چیز چندان عجیبی نیست. آن چه در قرن 18 برای روسیه نادر و شگفتانگیز بود، توری ونیزی بود. این توری بهوفور، طبق مد دوران پتر، پیراهنها، دستمالگردنها و نیمتنههای[53] اشراف را که به دستور امپراتور به سبک غربی لباس پوشیده بودند، تزئین میکرد. خرید توری از بازرگانان بسیار پرهزینه بود. از این لحظه است که افسانه ونیزی کادوم آغاز میشود.
گفته میشود که شخص پتر کبیر[54] دستور داد نه توری ونیزی و بروکسلی، بلکه هنرمندانی را که مهارت کار با سوزن برای ساخت آن را داشتند، به روسیه بیاورند تا این هنر را به زنان هنرمند روس آموزش دهند. در شهر تجاری کادوم که از هر دو پایتخت دور بود، در یک صومعه زنانه کارگاهی پدید آمد که در آن درست همان نوع توری ساخته میشد و سپس شروع به تغییر آن به سبکوسیاق خود کردند. بهاینترتیب، یک شگفتی توری دیگر در روسیه پدید آمد: ونیزیِ کادوم[55].
نفس در سینه حبس میشود وقتی در مقابل چشمان، طاقهای سبک و نوکتیز معلق در هوا پدیدار میشوند که در آنها ستارههای بزرگ درخشان و ستارههای کوچک، مربعها و لوزیها، دایرهها و رزتهای (گلهای کوچک) آویزان بر روی ظریفترین شبکههای نقشدار جای گرفتهاند؛ گلهایی به سفیدی سوسن و برگهای کندهکاری شده. هنگامی که بر روی زمینه شفاف و نازک، معابد سنگ سفید و ابرهای توری شناور بر فراز آنها، با سوزن و نخ از انبوهی از جزئیات کوچک توری بافته شدهاند.
هنرمندان کادوم دستمالها، رومیزیها، رویههای میز و لباسهای زنانه مدرن دستدوز را با نوعی از توری تزئین میکنند که به همان ظرافت توریهای قدیمی است که در پرترههای دوران پتر باقی ماندهاند.
.jpg)
.jpg)
[1]. Вологда
[2]. Сухона
[3]. Холмогорский
[4]. Киров
[5]. Вятка
[6]. Кукарский
[7]. Пижма
[8]. Кукарка
[9]. пимокаты
[10]. Советск
[11]. Вологда
[12]. Елец
[13]. оплечья
[14]. Елец
[15]. Сосна
[16]. Ваня Бунин
[17]. Иван Бунин
[18]. Половцы
[19]. Бату
[20]. Узбек
[21]. Теге
[22]. гетман
[23]. Орлу
[24]. звездочка
[25]. звездочка
[26]. паучок
[27]. речка
[28]. кораблик
[29]. жемчужинка
[30]. гречишка
[31]. сколки
[32]. пелерина
[33]. полотнянка
[34]. насновка
[35]. славянка
[36]. Михайловское
[37]. Рязань
[38]. сколка
[39]. Рябиновый
[40]. Муравленная
[41]. хоровод
[42]. Мысы
[43]. Павлинки
[44]. Бубенцы
[45]. Бабалайки
[46]. Паневе
[47]. Крендель
[48]. хоровод
[49]. Кадом
[50]. Рязань
[51]. Ока
[52]. Мокша
[53]. камзолы
[54]. Петр Первый
[55]. кадомский вениз
فعالیت های این دوفصلنامه بر معرفی و مطالعه درباره جوانب گوناگون فرهنگی و تاریخی کشورهای حاشیه دریای کاسپین و همچنین در ابعادی وسیع تر، بر مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و سراسر روسیه و ایران تمرکز دارد
Деятельность этого полугодового журнала сосредоточена на представлении и изучении различных культурных и исторических аспектов стран прикаспийского региона, а также в более широких рамках, охватывающих регионы Центральной Азии, Кавказа и всей России и Ирана
آدرس: رشت، میدان جهاد، کوچه پیک حرفه، ساختمان الماس نگین، واحد 7، کدپستی 4153919612
Адрес: Иран, остан Гилян, г. Решт
площадь Джахад, ул. Пейк-е Нафас
здание «Алмаз-е Негин», кв. 7
Почтовый индекс: 4153919612
تلفن (телефон ):013-32584645 , 09118358643
پست الکترونیک (электронная почта):
info@caspianculturalstudies.ir
استفاده از مطالب این وبسایت با ذکر منبع، آزاد است
Использование материалов этого вебсайта разрешено с указанием источника



.jpg)