


Красота свадебной вышивки в Центральной Азии

Вера Мясина
старший научный сотрудник Государственного музея искусства народов Востока

Переводчик: Шокуфе Мохаммади
выпускница магистратуры по направлению Российские исследования
Статья знакомит с уникальной коллекцией свадебной вышивки Центральной Азии в Музее Востока в России. Эти изделия, вышитые шёлковыми, золотыми и серебряными нитями, служили не просто украшением, а оберегом для молодожёнов от злых сил, символом плодородия и благополучия. Растительные орнаменты олицетворяли надежду на новую жизнь и вечную любовь. В статье подробно рассматриваются стилистические особенности шести основных центров – Бухары, Нураты, Шахрисабза, Самарканда, Ташкента и Ходжента – с акцентом на региональные различия в узорах, цветовой гамме и технике. Описываются обряды, связанные с подготовкой приданого, роль женщин-мастериц в передаче мастерства из поколения в поколение, а также символика огня, луны и кувшина с водой. Коллекция музея, насчитывающая более 270 экспонатов, является бесценным сокровищем этого самобытного искусства.
ورا میاسینا
محقق ارشد موزه دولتی هنرهای شرقی روسیه
ترجمه شکوفه محمدی
دانشآموخته کارشناسی ارشد مطالعات روسیه
موزه دولتی هنرهای شرقی روسیه[1] مجموعهای گسترده از «سوزندوزی» های آسیای مرکزی را در خود جای داده است؛ نوعی پارچه با گلدوزیهای نفیس که در گذشته به عنوان بخشی از تزیینات و ملزومات عروسی، هم برای محافظت از عروس و داماد در برابر نیروهای شرّ و هم برای جلب خوشیمنی و بخت نیک به کار میرفت. نقشمایههای گل و گیاهی که دختران جوان بر روی پارچههای کتانی سفید برای جهیزیه خود میدوختند، نمادی از امید آنان به زندگی جدید و بهتری سرشار از عشق و زیبایی بود.
گلدوزی[2] یکی از قدیمیترین و مورد احترامترین اشکال هنر تزیینی در میان مردمان آسیای مرکزی است. گلدوزی ابریشمی که برای اولین بار در قرنهای ۴ و ۵ میلادی در قلمرو ازبکستان امروزه ظاهر شد، بسیار مورد توجه بود. گلدوزی آسیای مرکزی برای اولین بار در دفتر خاطرات روی گونزالس کلاویخو[3]، فرستاده کاستیلی[4] که در ۱۴۰۴ میلادی از دربار تیمور بازدید کرد، ذکر شده است. او تحت تأثیر عمارتهای امیر، که در واقع چادرهایی ساخته شده و گلدوزی شده با نخهای ابریشم، طلا و نقره قرار گرفت.
هنر سوزندوزی هرگز از میان نرفت و نسلبهنسل توسط زنان سوزندوز سختکوش تداوم یافت. تا قرن 19، «سوزنی[5]» (واژهای تاجیکی به معنای «دوختهشده با سوزن» یا «کار سوزن») — که شامل پارچههای بزرگ سوزندوزیشده برای جهیزیه عروس بود — در میان کشاورزان منطقه، بهویژه تاجیکها و ازبکهای یکجانشین، رواج یافت.
هر خانوادهای پیش از عروسی دخترش، پوششها و دیوارآویزهای گلدوزیشدهای آماده میکرد. این اقلام از نظر اندازه و کاربرد متفاوت بودند: یک «سوزنی» (پارچه گلدوزیشده سنتی) بزرگ ممکن بود برای پوشاندن تخت یا ملافه عروس و داماد استفاده شود، نمونهای کوچکتر به عنوان روکش بالش به کار میرفت و دیگری ممکن بود نقش سجاده یا پردهای برای طاقچههای اتاق را ایفا کند. گلدوزیهای زیبا با طرحهای مسحورکننده، اصلیترین تزیین مراسم عروسی محسوب میشدند و در اتاق عروس و داماد معنایی نمادین و عمیق داشتند. برخلاف «زر دوزی[6]» [گلدوزی با نخ طلا] که تمام مراحل آن توسط مردان انجام میشد، سوزندوزی ابریشمی هنری زنانه بود. مادر به محض تولد دختر، گردآوری جهیزیه او را آغاز میکرد و بعدها خودِ دختر نیز پس از بزرگ شدن در این کار مشارکت میجست و پارچههای بزرگ گلدوزیشده و انواع لباسها و ردای مخصوص جشن عروسیاش را آماده میکرد.
محتویات جهیزیه بسته به منطقه جغرافیایی و میزان ثروت والدین متفاوت بود. اگر خانواده فرصت کافی برای آمادهسازی گلدوزیهای لازم را نداشت، مادر عروس میتوانست از اقوام، همسایگان یا دوستان دخترش کمک بگیرد؛ این کار در مراسمی موسوم به «چوکدوزون[7]» (به معنای دوختودوز سفارشی) انجام میشد که به تکمیل سریع و گروهی کار اختصاص داشت. سوزنی نقش مهمی در مراسم عروسی ایفا میکرد: هنگام هدایت داماد به خانه، عروس را در آن میپیچیدند یا آن را همچون سایبانی بر فراز سر او نگه میداشتند. جایگاه نشستن عروس در طول مراسم با پردهای جدا میشد؛ پردهای که نه یک پارچه ساده، بلکه یک سوزنی نفیس و پرکار بود. سراسر فضای برگزاری جشن با انواع گلدوزیها و فرشها آراسته میشد.
پس از عروسی نیز سوزنی همچنان تزیین اصلی اتاق عروس و داماد باقی میماند. این پوششها و دیوارآویزهای گلدوزیشده، نه تنها در روزهای عید و جشن، بلکه در روزهای عادی نیز زینتبخش اتاقهای نشیمن بودند. آنها را بر روی طاقچههای دیواری میآویختند تا در طول روز، رختخوابها و دیوارهای میان طاقچهها را بپوشانند. دیوار روبروی پنجرهها نیز با بزرگترین دیوارآویزها تزیین میشد که گاه با پارچههای کوچکتر ترکیب میشدند.
تا پایان قرن 19، هنرمندان گلدوزی از نخهای ابریشمی رنگشده با رنگهای طبیعی استفاده میکردند که به آنها رنگهای عمیق، لطیف و منحصربهفردی میداد. پارچه نخی سفید دستساز (کاربوس[8])، بافتهشده از نخهای محلی، به عنوان پایه عمل میکرد. الگوها توسط یک طراح ویژه (کلمکش[9])، که در یک آیین اجباری از مادر به دختر منتقل میشد، ترسیم میشدند. او خطوط تزیینات را با دست و با یک قلم نی تیز (کلم[10]) ترسیم میکرد. پس از رسم الگو، نوارهای باریک پارچه بهطور جداگانه گلدوزی میشدند و تنها پس از تکمیل کار بود که آنها را به یکدیگر میدوختند تا به یک قطعه واحد تبدیل شوند. بنابراین، در محصولات نهایی، الگوی درزها اغلب در یک راستا قرار نمیگیرند و جزئیات با نخهایی با سایههای مختلف گلدوزی میشوند، زیرا هنرمندان مختلف کار گلدوزی را انجام میدادند.
کلمکشها میبایست شمار زیادی از نقشمایههای تزئینی را به خاطر بسپارند. طرحهای اولیه و الگوها در آلبومها گردآوری میشدند. در این فرآیند، نسخههای جدیدی از الگوها و ترکیببندیهای قدیمی ایجاد میشد. برخی از آنها محبوب و مد روز میشدند. محبوبترین و پرکاربردترین دوختهای سنتی، انواع مختلفی از دوخت یکطرفه و دوخت زنجیرهای بودند. تکنیک گلدوزی به زنان هنرمند این امکان را میداد تا بافتهایی خلق کنند که به هر قطعه گلدوزیشده، از یک پوشش مجلل گرفته تا یک کلاه ساده، جلوه هنری فوقالعادهای میبخشید.
موزه دولتی هنرهای شرقی روسیه مجموعهای ارزشمند از پوششها و دیوارآویزهای بزرگ ویژه مراسم عروسی، متعلق به قرنهای 19 و 20 در اختیار دارد. این مجموعه که شامل بیش از ۲۷۰ نمونه است، دارای گلدوزیهای نفیسی از تمامی مراکز اصلی این هنر، یعنی بخارا، نوراتا، شهرسبز، سمرقند، تاشکند و خجند میباشد. نقوش این سوزنیها عمدتاً ماهیت گیاهی و گلمانند داشتند و اغلب تمام سطح نمایان پارچه
— شامل بخش مرکزی و حاشیه — را به شکلی غنی و پرکار میپوشاندند. گلدوزی مشهور بخارا به واسطه تزیینات باشکوه و خیرهکنندهاش متمایز بود؛ امری که با توجه به ثروتمند بودن شهر بخارا، جای تعجب نداشت. فضای داخلی خانههای طبقه اشراف نیز با کاشیکاری، نقاشیهای زیبا بر روی گچبری و فرشهای نفیس ایرانی — که در بازارهای محلی از ارزش بالایی برخوردار بودند — آراسته میشد. گلدوزی بخارا نیز دستکمی از این تجملات نداشت. بارزترین نمونه این سبک، روکش بالش (تکیهپوش[11]) نمایشدادهشده در تصویر ۱ است. شاخصترین ویژگیهای تزئینی آن، نقشمایههای گلمانند (رزت[12]) متنوع و مجلل به رنگ سرخ مایل به آجری است که در میان نقوش گیاهی ظریف و موزون محصور شدهاند؛ چنین گلوارههایی از مشخصههای بارز سبک بخارا به شمار میروند. سوزنیهای بخارا با جزئیات و تزئینات بسیار خلاقانه و بدیع، چشمنواز و خیرهکنندهاند؛ ترکیببندی آنها اغلب شامل تقسیمبندیهایی به شکل دایرههای هممرکز، قطاعها، ستارهها، گلها و اشکال پیچیده است.
سوزنیهای «نوراتا» (تصویر ۲) — روستایی بزرگ در حاشیه دشت که زمانی بخشی از امارت بخارا بود — نیز شایان توجهاند. در قرن 19، برخی از بهترین نمونههای سوزندوزی منطقه در نوراتا تولید میشد. یکی از ویژگیهای اصلی این پوششهای محلی، طرحهای سبک و دلبازی است که با تزیینات متراکم و شلوغ پر نشدهاند و شامل شاخههای گل و دستهگلهایی با ظرافت تمامعیار هستند. نمونه زیر به خاطر تزیینات متوازن و خوشساختش که به مشخصه اصلی سوزندوزی این منطقه بدل شده، متمایز و چشمگیر است: نقش یک گل ستارهمانند در مرکز و دستهگلها یا بوتههایی بزرگ و پرپشت در چهار گوشه متن اصلی. این ترکیببندی با نام «چهار شاخه و یک ماه» شناخته میشود. افزون بر نقشمایههای دقیق گل و گیاه، تصاویر سوزندوزیشدهای از اشیای خانگی — بهویژه کوزههایی که میان «پرتوهای» ستاره و دستهگلها جای گرفتهاند — نظر را به خود جلب میکنند. نقش کوزه آب (آفتابه[13]) از طرحهای محبوب بوده و نمادی از پاکی و طهارت آیینی مقرر در اسلام و همچنین مایعات حیاتبخش محسوب میشده است.
پوششها و آویزهای شهرسبز، با زمینه سفیدشان، بدون شک تحت تأثیر دو شهر مذکور قرار گرفتهاند و از بسیاری جهات، الگوها و نقشمایههای آنها را تکرار کردهاند. زنان هنرمند محلی نیز نقشمایههای گلهای رز، نخل و گاهی دستهگلهای شکوفهدار را ترجیح میدادند. اما گلدوزیهای شهرسبز نیز ویژگیهای خاص خود را داشتند. در سوزندوزیهای زیر (تصویر ۳)، گلهای رز نارنجی بزرگ و روشن با هستهای پرجزئیات و نخلهایی را میبینیم که توسط حلقههای پهن برگدار قاب شدهاند. آنها کل فضای میدان مرکزی را تزئین میکنند. حاشیهای که این نقش را قاب میکند – که به عنوان چور-چیروگ[14] (چراغی با چهار فتیله) شناخته میشود – خاص شهرسبز است. این طرح بدون شک به آیین زرتشت برمیگردد؛ جایی که چراغ نماد آتش مقدس بود. در هنر عامیانه، آتش قویترین طلسم است و نماد محافظت و تطهیر است. در واقع، در مراسم عروسی، آتش بود که تطهیر میکرد، تاریکی را پراکنده میکرد و از تازهعروس و داماد محافظت مینمود.
روکش بالش متعلق به سمرقند (تصویر ۴)، بهوضوح ویژگیهای سبکی اصلی این کانون صنایع دستی را به نمایش میگذارد. برخلاف سوزنیدوزیهای بخارا، نوراتا و شهرسبز که حالوهوایی اشرافی و خاصپسند داشتند، سوزنیدوزی سمرقند بیشتر به سنتهای مردمی و عامیانه متمایل بود. این امر ناشی از شرایط دشوار سیاسی و اقتصادی سمرقند در طول قرن 18 بود؛ دورهای که در آن سنت هنری کهن گسسته شد و در قرن 19، سنتی نو شکل گرفت که اقشار وسیعتری از جامعه را مخاطب قرار میداد و بازتابدهندهی سلیقههایی نسبتاً ساده و روزمره بود. سبک سمرقند، سبکی با طرحهای متمایز و موجز است که در آن جایی برای جزئیات غیرضروری وجود ندارد. همانطور که میبینیم، گلنگارههای (روزت) گرد و بزرگ با رنگمایهی سرد اناری-ارغوانی — که با ساقههایی نسبتاً پهن به رنگ سبز فیروزهای قاب شدهاند — هم در متن و هم در حاشیه چیده شدهاند؛ آرایهای که پیشتر در نمونههای شهرسبز با آن آشنا شدهایم و با نام «چور-چیروگ» شناخته میشود و در سمرقند نیز بسیار محبوب بود. هنرمندان زن سمرقندی به لطف انتخاب دقیق رنگها، به ترکیبی شفاف و گویا دست یافتند؛ حتی اگر خود نقوش چندان بدیع نبودند و خطوط طراحی آنها تا حدی زاویهدار به نظر میرسید. با این حال، همین ویژگیها به سوزنیدوزی این منطقه، جلوهای منحصربهفرد داده بود.
سوزندوزیهای عروسی تاشکند نام محلی پالاک[15] (از واژه عربی فلک به معنای «آسمان») را داشتند و به خاطر تزئینات هندسی مختصرشان شناخته میشدند. بدون شک، ویژگیهای تزئینی آنها چنان منحصر به فرد است که بلافاصله توجه را به خود جلب میکنند و از سایر گلدوزیهای هنری ازبکستان متمایز میشوند. دایرههای قرمز تیره عظیم، به نام اوی («ماه»)، تمام فضای قابل مشاهده زمینه مرکزی را به طور متراکم پر میکنند و الگوی اصلی گلدوزی تاشکند را پدید میآورند. پالاک به نمایش گذاشته شده در موزه دولتی هنر شرقی (شکل ۵)، که در آن گلهای رزت بدون تزئین در دو ردیف قرار گرفتهاند، محبوبترین نوع سوزندوزی محلی در قرن 19 بود. اینگونه گلدوزیها که دارای ردیفهای متعددی از گلهای رزت دایرهایشکل بودند، بر اساس تعداد این دایرهها نامگذاری میشدند: پالاک با شش ماه، پالاک با دوازده ماه و غیره. نام پالاک (فلک) کاملاً گویا است. این گلهای رزت بزرگ و گرد با جنبه زنانگی ماه و همچنین با آتش، ستارگان و خورشید مرتبط بودند. زنان صنعتگر معتقد بودند که چنین زیورآلاتی محافظت جادویی برای تازه عروس و دامادها فراهم میکند و همچنین فرزندان خوبی به آنها میدهد، زیرا اجرام آسمانی نیز قدرت باروری دارند.
سوزنیهای خجند (شکل ۶)، شهری واقع در شمال تاجیکستان، از نظر سبک و ترکیب بسیار نزدیک به گلدوزیهای تاشکند هستند. این شباهت در ردیفهای دقیقی از دایرههای گلمانند در یک قاب پهن برگدار بیان میشود. اما با بررسی دقیقتر، ویژگیهای متمایز آن بیشتر به چشم میآید: یک ستاره گلمانند در مرکز؛ نخلهای بزرگ گلدار که در اینجا بسیار محبوب هستند و تنوع بسیار بیشتری از اشکال گل و گیاه. ویژگی اصلی این سوزنیها رنگ آنهاست، ترکیبی از بنفش-شرابی سرد و آرام برای گلهای رز و آبی-مشکی برای نقشهای نخلمانند تاجهای گیاهی.
همانطور که در بالا ذکر شد، تقریباً همه سوزندوزیهای ارائه شده دارای تزئینات گیاهی هستند. تزئینات سرسبز آنها بدون شک در ذهن زنان هنرمند با ایده فراوانی زندگی و شکوه طبیعت مرتبط بود، اما همچنین بیانگر ایده عامیانه باغ عدن نیز بود. مهمتر از همه، قرار بود این گلدوزیهای عروسی از عروس و داماد در برابر نیروهای خصمانه محافظت کنند و نیکبختی را به خود جلب کنند. الگوهای گل و گیاه محتوای نمادین غنی را پنهان میکردند: بسیاری از آنها نشانه باروری در نظر گرفته میشدند یا به عنوان محافظ جادویی عمل میکردند. زمینه سفید سوزندوزی که تزئینات روی آن گلدوزی شده بود نیز به همان اندازه مهم بود، زیرا طبق سنت باستانی، رنگ سفید محافظت را به همراه داشت و رفاه آینده زوج جوان را تضمین میکرد.
صنعتگران زن برای تکمیل نقشمایههایی که سرشار از جادوی باستانی بودند، میکوشیدند قدرت جادویی سوزندوزی را به شیوههای دیگری نیز افزایش دهند. اغلب در سوزنیها خطوطی نامنظم یا فضاهای خالی به چشم میخورد؛ گویی کسی بهاشتباه فراموش کرده بود آن بخشها را سوزندوزی کند. اما زنان هنرمند و هوشمند، عمداً مرتکب این «اشتباه» میشدند تا از اثر چشمزخم جلوگیری کنند. بههرحال، در قرن 19 و اوایل قرن 20، سوزنیها بخش جداییناپذیر زندگی زنان بودند؛ برگزاری جشنهای عروسی و اعیاد بدون آنها ممکن نبود و تزیین اتاق نشیمن بدون وجودشان نیز غیر قابل تصور بود.
فعالیت های این دوفصلنامه بر معرفی و مطالعه درباره جوانب گوناگون فرهنگی و تاریخی کشورهای حاشیه دریای کاسپین و همچنین در ابعادی وسیع تر، بر مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و سراسر روسیه و ایران تمرکز دارد
Деятельность этого полугодового журнала сосредоточена на представлении и изучении различных культурных и исторических аспектов стран прикаспийского региона, а также в более широких рамках, охватывающих регионы Центральной Азии, Кавказа и всей России и Ирана
آدرس: رشت، میدان جهاد، کوچه پیک حرفه، ساختمان الماس نگین، واحد 7، کدپستی 4153919612
Адрес: Иран, остан Гилян, г. Решт
площадь Джахад, ул. Пейк-е Нафас
здание «Алмаз-е Негин», кв. 7
Почтовый индекс: 4153919612
تلفن (телефон ):013-32584645 , 09118358643
پست الکترونیک (электронная почта):
info@caspianculturalstudies.ir
استفاده از مطالب این وبسایت با ذکر منبع، آزاد است
Использование материалов этого вебсайта разрешено с указанием источника



.jpg)