


Русские изделия: матрёшка, хохлома и гжель
Редакционная коллегия
В статье исследуются три символичных русских народных промысла. Матрешка — деревянные разъемные куклы, созданные в конце XIX века под влиянием японских игрушек, стали символом материнства и популярным сувениром. Хохлома — искусство росписи по дереву с цветочными узорами и яркими красками (красный, черный, золотой), создаваемое по особой технике металлического покрытия и обжига, существующее с XVII века. Гжель — керамика с уникальной сине-белой росписью, наносимой техникой "теневого мазка" на фаянс, получившая известность с XIX века. Эти ремесла, отражающие историю, любовь к природе и художественное мастерство русского народа, отличаются сложными производственными процессами. Политические и социальные преобразования в России оказали глубокое влияние на развитие и популярность этих традиционных искусств.
تحریریه
عروسکهای چوبی ماتریوشکا بهترین سوغاتیهای سنتی روسیه هستند. در طول سالها، این عروسکها نامهای بسیاری از جمله بابوشکا، عروسکهای تودرتو و تنوعهای املایی دیگر به خود گرفتهاند. آنها گاهی (بهاشتباه) در ایالات متحده عروسکهای بابوشکا نامیده میشوند، شاید به این دلیل که واژهی بابوشکا در زبان روسی به معنی مادربزرگ است و بسیاری از مجموعهها تصویری از یک زن «بابوشکا» را بر روی بزرگترین عروسک نشان میدهند، درحالیکه عروسکهای کوچکتر به ترتیب، اعضای «خانواده» را در اندازههای کاهشیافته نمایش میدهند. همچنین، روسریهای رنگارنگی که بابوشکاهای روسی به طور معمول به سر میکنند، اغلب بر روی عروسکهای تودرتوی روسی نقاشی میشوند و جزئی شاخص از ظاهر آنها هستند.
درهرحال، چیزی که در گذشته اسباببازی یا معمای شمارشی کودکان بود، در دوران اتحاد جماهیر شوروی به یادگاری کارخانهای عامهپسند روسی تبدیل شد، اما امروزه به لطف شمار فراوانی از هنرمندان بااستعداد و تزئینی روس، به شکل یک هنر واقعی ارتقا یافته است.
برای غیرروسها، ماتریوشکا یا عروسکهای تودرتو یکی از اصیلترین نمادهای زندگی سنتی روستایی روسیه به شمار میآید. در نگاه بیگانگان، این عروسک یادگاری از فرهنگ قدیمی رعیتنشین روسیه است. بااینحال، نکته شگفتانگیز این است که ماتریوشکا فقط کمی بیش از صد سال قدمت دارد. اولین ماتریوشکا که در ۱۸۹۲ ساخته شد، بسیار شبیه همان عروسکهایی است که امروزه در فروشگاههای سوغاتی در سراسر جهان دیده میشوند.
این عروسک، چوبی و استوانهایشکل است و تصویری از زن روستایی با لباس سنتی «سارافان» درحالیکه خروسی در دست دارد، بر روی آن نقاشی شده است. این عروسک باز میشود و عروسک کوچکتری در درونش نمایان میشود؛ آن هم باز میشود و عروسک دیگری در درون خود دارد و این روند ادامه مییابد. در مجموع، در کنار عروسک مادر، هفت عروسک وجود دارند: پنج دختر با لباسهای مشابه، یک پسر و در مرکز، یک نوزاد کوچک. هر عروسک لباسهای رنگارنگ بر تن دارد، گونههای سرخ، لبخندی ملایم، موهای بور و روسریای بر سر.
ماتریوشکا محصول دوره شکوفایی دوبارهی هنرهای روسی بود. در اواخر قرن 19، تولید اسباببازی با مواد بومی در روسیه کاهش یافت، ازاینرو اعضای خاندان سلطنتی و اشراف جامعه با حمایت مالی از هنرمندان به احیای این صنعت کمک کردند. شاهزاده ماریا تنیشوا[1] از چهرههای مهم این جنبش بود که شبکهای از کارگاههای هنری را در املاک خود در تالاشکینو[2] برپا کرد. بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵، این کارگاهها بهنوعی مدینه فاضلهای از دهقانان خوشحال و شاغل تبدیل شدند.

یکی از این دهقانان، مردی به نام سرگئی مالیوتین[3] بود که نخستین ماتریوشکا را به سفارش حامی مالی خود ساوا مامونتوف[4] نقاشی کرد. برادر ساوا، آناتولی مامونتوف[5] که صاحب یک فروشگاه اسباببازی بود، در سفر خود به ژاپن با عروسکهای مشابهی به نام عروسک فوکوراما[6] آشنا شد و شیفته مفهوم عروسکهای تودرتو گردید و آن را بهعنوان هدیهای برای همسرش الیزاوتا[7] به روسیه آورد. در کارگاه آموزش کودکان که بهدست برادر ساوا، آناتولی مامونتوف، تأسیس شده بود، واسیلی زوزدچکین[8] نخستین نسخه روسی این عروسک تودرتو را تراشید و سرگئی مالیوتین، نقاش هنر عامیانه، آن را نقاشی کرد.
در ۱۹۰۰، الیزاوتا مامونتووا این عروسکها را در نمایشگاه بینالمللی پاریس به نمایش گذاشت و آنها موفق به دریافت مدال برنز شدند. پس از آن، این عروسکها در سراسر روسیه محبوبیت یافتند و مناطق مختلف سبکهای منحصربهفرد خود را در ساخت عروسکهای ماتریوشکا ابداع کردند. تولیدکنندگان اسباببازی در مراکز مهمی همچون سرگیف پاساد[9]، سیمیونوف[10] و پولخوفکسی میدان[11] ساخته بهسرعت ساخت ماتریوشکاها را آغاز کردند. عروسکهای ماتریوشکا از نظر اندازه و سبک تفاوتهایی دارند و هر منطقه روسیه برداشت و طراحی خاص خود را از این عروسک زیبا دارد.
این عروسکها بهزودی به یکی از اقلام عمده صادراتی و سوغات روسیه تبدیل شدند. خریداران غیرروس بر این باور بودند که اینها آثار اصیل هنری و دستساز عامیانه هستند که نمادی از الهه مادر باستانی اقوام سیبری هستند. هرچند این عروسکها در واقع بهصورت انبوه تولید میشدند، اما این باور بیراه نبود، زیرا بسیاری از کارگران دهقان روسی خودشان آنها را میتراشیدند و نقاشی میکردند. خود واژه «ماتریوشکا» از ریشهی روسی «мать» (مات)، به معنای مادر گرفته شده است. این عروسکها بهنوعی نماد مادر روسیه محسوب میشدند. به بیان دیگر، عروسک ماتریوشکا همچنان نماد احساسات میهنپرستانه روسی باقی مانده است، حتی اگر برای فروش به گردشگران سراسر جهان ساخته شود.
ظهور اتحاد جماهیر شوروی زمینهای مناسب برای هنرمندان بااستعداد فراهم کرد تا طرحهای جدیدی را آزمایش کنند. در نتیجه، عروسکهای تودرتویی که شامل رهبران کمونیست بودند در بازار ظاهر شدند. این شامل چهرههای سیاسی دولت جدید روسیه و اعضای خانواده سلطنتی نیز شد.
باوجود شهرت جهانی ماتریوشکاها، این عروسکها بهندرت در ادبیات یا سینما حضور دارند. اغلب از آنها بهصورت استعارهای استفاده میشود، برای اشاره به چیزی که درون چیز دیگری پنهان است.
اکنون نگرش روسها نسبت به ماتریوشکا دوگانه است. درحالیکه برخی از این عروسکها هنوز بهدست استادکاران ساخته میشوند، بیشترشان همچنان در کارخانهها و بهصورت انبوه تولید میشوند. آنها اکنون حتی ارزانتر و سطحیتر از گذشته شدهاند و به پایینترین سطح هنر عامیانه بیکیفیت و مبتذل سقوط کردهاند. در سالهای اخیر، رسم شده است که ماتریوشکاهایی با موضوعات گوناگون ساخته شوند ـ از جمله مجموعهای که رهبران روسیه را نشان میدهد. تنوع طراحیها بیپایان است. در این جا گزینههای سبک کلاسیک، حیوانات، شخصیتهای کارتونی، نقشمایههای مذهبی و رهبران روسیه و شوروی را خواهید یافت.

بهای یک مجموعه بر اساس پیچیدگی و تعداد قطعات تعیین میشود که میتواند از ۳ تا ۵۰ قطعه متغیر باشد. بزرگترین مجموعه عروسکهای روسی، مجموعهای ۵۱ تکهای است که بهدست یولیا برزنیتسکایا[12] نقاشی شده است. بزرگترین عروسک این مجموعه ۵۳٫۹۷ سانتیمتر و کوچکترین آن فقط ۰٫۳۱ سانتیمتر ارتفاع دارد. این مجموعه در آوریل ۲۰۰۳ تکمیل شد و هنگامی که هر ۵۱ قطعه پشت سر هم چیده میشوند، طول آنها به ۳٫۴ متر رسید.
اگرچه عروسکهای تودرتو بیش از همه با روسیه شناخته میشوند، اما نمونهای مشابه در فرهنگ ژاپنی نیز وجود دارد. اینها عروسکهای چوبی «کوکِشی»[13] هستند که آناتولی مامونتوف از آنها برای ساخت نخستین ماتریوشکا الهام گرفت. کوکشیها باریکتر و کشیدهتر هستند، نه گرد، اما نوع تودرتوی آنها نیز یافت میشود. همانگونه که ماتریوشکا نماد مادر است، کوکشی نماد کودک به شمار میآید. در واقع، در ژاپن رسم است که والدینی که فرزند خود را ازدستدادهاند، کوکشی دریافت کنند.
تعداد کمی از بازدیدکنندگان از روسیه بدون یک سوغاتی چوبی نقاشی شده که هنر عامیانه سنتی خوخلوما را منعکس میکند، برمیگردند. خوخلوما دارای سنت بسیار طولانی است و میتوان آن را به هر دو فرهنگ صومعهای و دهقانی قرن 17 دنبال کرد. مواد مورداستفاده در ساخت این ظروف تزیینی و ظروف غذاخوری اغلب از توس، لیمو و افرا است.
متن زیر توصیفی معاصر از منطقهای شامل منطقه نیژنینووگوراد است که بهخاطر چوبکاریهای رنگارنگ خود مشهور است: «قسمت شمالی منطقه گورکی (روسیه) گسترهای باشکوه است. یک فرش سبز از مرغزارهای آبی در امتداد پایین سمت چپ ولگا پخش شده و فراتر از آنها جنگلهای بیپایان کشیده شدهاند. در پاییز، این جنگلها بهخصوص زیبا هستند: درختان صنوبر متراکم زردرنگ، لیمو و توس؛ سایبانهای افرا باشکوه به بنفش و نارنجی تبدیل میشوند و خورشید درختان بلوط والا را به برنز نجیب رنگ میدهد.»
یک نویسنده روسی اخیر هنر عامیانه خود را اینگونه توصیف میکند: «نقوش نقاشی خوخلوما هم ساده و هم شاعرانه هستند و از الگوهای هندسی گلدار و ساده تشکیل شدهاند. گلها و خوشههای توت که با علفهای موجدار و پیچکهای طلایی ترکیب شدهاند بهآرامی بر روی سطح چوبی خم میشوند. برخی از این ترکیبها ساده هستند، برخی دیگر باشکوه؛ اما همه آنها عشق مردم روسیه به طبیعت و جستجوی زیبایی را منعکس میکنند. ظروف خوخلوما ویژگی روشن و شاد خود را از تطابق متمایز قرمز، سیاه، نقرهای و طلایی میگیرد. این ترکیب محترمانه و درخشان به ظروف چوبی جلوهای ارزشمند میدهد. چیزی که شگفتانگیزتر است این است که طلای خوخلوما واقعی نیست، بلکه اختراع هوشمندانه صنعتگران روسی است.»
(3).jpg)
بهمنظور ایجاد رنگ طلایی خوخلوما بر روی چوب که کاری بسیار پیچیده است، ابتدا، مواد رنگآمیزی نشده و با روغن خشک پوشانده میشوند. سپس با پودر آلومینیوم (پودر قلع و بهندرت نقره در گذشته استفاده میشد) جلا داده میشوند. ظروف نقرهای شده سپس با رنگهای مقاوم به حرارت رنگآمیزی شده، لاک زده و در کورهها پخته میشوند. حرارت لاک را زرد میکند، نقره را به طلا تبدیل میکند و طرح زنده را با یک فام طلایی یکنواخت ملایم میکند.
خوخلوما نام یک روستای کوچک است و تاریخ طولانی دارد که شواهدی از حداقل قرن 17 درباره آن وجود دارد. یک بویار[14] به نام موروزوف[15] در نامهای به مباشر خود، در سال ۱۶۵۹ دستور زیر را صادر کرده بود: «100 ظرف رنگآمیزی شده جلا داده شده با پودر قلع، هر دو بزرگ و متوسط، از همان نوعی که پیشتر داشتیم، فراموش نکردن 20 کاسه بزرگ رنگآمیزی شده شراب، 20 کاسه متوسط و 20 کاسه کمی کوچکتر».
تا قرن 18، ظروف رنگآمیزی شده در سراسر روسیه تولید میشدند، اما بسیاری از کارهای اولیه خوخلوما را کار دشواری میدانستند که حتی امروزه بهترین محصولات در مناطق سنتی تولید میشود. ظروف خوخلوما در ابتدا برای استفاده طراحی شده بودند اما تغییر کاربری پیدا کردند. قطعات سادهتر هر روز مورد استفاده قرار میگرفتند، حتی توسط جامعه دهقانی. بهترین و پر زرق و برقترین اقلام فقط برای مناسبتهای خاص بیرون آورده میشدند.
(3).jpg)
یک پزشک دادگاه، درحالیکه در سال ۱۸۰۵ از نمایشگاهی در روسیه بازدید میکرد، به ما تصویری از تولید آن دوره میدهد: «میان بسیاری از اشیای دیگر شایسته توجه، اغلب از کاسههای بزرگ به قطر یک و نیم آرشین [معادل ۱۰۷ سانتیمتر] از جنس چوب شگفتزده شدم که باوجود گرمای شدید و بازتاب شدید پرتوهای خورشید از شن که در آن جا بود، نشانهای از ترک نداشتند. کاسههای کوچکتر از اینها با درپوش بودند که تا چهل کاسه کوچکتر را درون خود جای میدادند ... اینها نمونههای واقعی هنر خراطی هستند».
محبوبیت ظروف خوخلوما به حدی بود که تولید به مناطق دیگر گسترش یافت تا به تقاضا پاسخ دهد و منجر به سازماندهی تولید شد. بیش از پانصد کارگاه چرخکاری چوب در منطقه سمیونوف قرار داشت. این تقسیم کاری جالب و نمونهای غیرمعمول از تولید انبوه در منطقه روستایی بزرگ است.
گفته میشود که بسیاری از چرخهای تراش که با آب کار میکردند، در کارگاههایی در امتداد سواحل رودخانههای کوچک اما سریع نظیر کرژنیتس[16]، لیندا[17] و اوزل[18] نصب شده بودند. همچنین چرخهای دستی و انواع دیگری که با اسب قدرت میگرفتند نیز وجود داشتند.
محصولات تولید شده با این چرخدستیها توسط دهقان رنگرز خوخلوما خریده میشد. یک رنگرزی همیشه بوی رنگوروغن خشک سوخته میداد و ورودی آن همیشه با سبدهایی پر از ظروف خوخلومای تمام شده، شلوغ بود. دهقانی ثروتمندتر مالک رنگ رزی بزرگی بود که دارای دو کوره بزرگ، تعداد زیادی قفسه خشک کردن و یک انبار بزرگ بود که در آن جای ده نفر برای کار وجود داشت. مردان، زنان و کودکان در آغشته کردن، پوشش دادن با روغن خشک و تزئین نهایی نقش داشتند.
گژل سبک سرامیکهای آبی و سفید روسی است که نام خود را از روستایی گرفته که از قرن 14 در آن تولید میشده است. منطقه گژل در استان مسکو، حدود ۶۰ کیلومتری جنوب شرقی پایتخت فدراسیون روسیه واقع شده و به دلیل خاک رس مرغوبش شناخته شده است.
سرامیک گژل در ابتدا بهصورت سفالهای معمولی در کارگاههای خانگی هنرمندان ساخته میشد و فاقد رنگآمیزی آبی و سفید معروف امروزی بود. این طرح رنگی در قرن 17 و در دوران حکومت پتر کبیر که عاشق فرهنگ غربی از جمله سرامیکهای آبی و سفید هلندی بود، در روسیه محبوب شد. بااینحال، سرامیکهای اروپایی قیمت بالایی داشتند.
برخلاف بسیاری از صنایعدستی روسی که رنگ قرمز در آنها برجسته است، پالت رنگی سرامیک گژل آبی و سفید است. سطح آبی متمایز بر روی سفید (لعاب قلع) در دهه ۱۸۳۰ شکل گرفت. چند دلیل برای این موضوع وجود دارد: سرامیک آبی و سفید به دلیل علاقه به محصولات اروپایی و چینی در روسیه محبوب بود. ازآنجاکه چینی نیاز به دمای پخت بالا دارد و رنگهای دیگر در این دما محو میشوند، انتخاب رنگ آبی که در دمای بالا پایدار میماند، هم جنبه عملی و هم زیباییشناختی داشت.
صنعتگران گژل بهمرورزمان روشهای مختلفی را برای تولید سرامیک ابداع کردند، از جمله نیمه فایانس (نوعی سفال نیمه لعابدار)، فایانس (سفال لعابدار قلعی یا سرامیک لعابدار)، و پورسلین (سرامیک سخت، ضد آب و نیمهشفاف). نیمه فایانس یک محصول منحصربهفرد گژلی بود که نسبت به فایانس اروپایی خشنتر، اما نازکتر و کمجذبتر بود. بعدها فایانس نازک در گژل ظهور کرد.
.jpg)
تمام نقوش سرامیک گژل با دست کشیده میشوند. طرحها شامل گلها، بهویژه گل رز هستند. به گفته والنتین روزونوف[19]، هنرمند برجسته گژل: «این یک گل ساده نیست، بلکه گلی اصیل، گرانبها و کمیاب است. انسان همواره به دنبال زیباییهای لوکس بوده است.» نقوش با کمترین تعداد قلممو کشیده میشوند: «گلهای رز در گژل بسته هستند و با سه یا چهار ضربه قلممو طراحی میشوند. هنرمندان مقدار متفاوتی رنگ را روی دو طرف قلممو میگذارند و با یک حرکت، سایه و عمق ایجاد میکنند.»
این تکنیک «قلمموزنی سایهدار» نامیده میشود. تفاوت در ضخامت لعاب باعث ایجاد خطوط نازک یا ضخیم و سایههای مختلف آبی میشود. محصولات گژل شامل لوازم معمول آشپزخانه مانند قوری، فنجان، ظروف، قاشق، کاسه و بشقاب، همچنین گلدان، مجسمه، ساعت و غیره هستند.
تا اوایل قرن 19، تولیدکنندگان گژل فرآیندی را ابداع کردند که چینی سفیدی مشابه نمونههای اروپایی و چینی تولید میکرد. تا اواسط قرن 19، گژل بهعنوان «زادگاه سرامیک روسی» شناخته و به بزرگترین تولیدکننده سرامیک در روسیه تبدیل شد. گژل به دو ناحیه اطلاق میشود که شامل حدود ۶۰ روستا و آبادی در منطقه رامنسکی واقع در مناطق برونیتسکی[20] و بوگورودسکی[21] است که در نزدیکی مسکو قرار دارند. سرامیکهای گژل از رسهای غنی منطقه که برای ساخت سفال باکیفیت مناسب است، استفاده میکند. این روستاها از دیرباز به تولید چینی، سفال، نیمسفال و ماژولیکا مشغول بودهاند. جنگلهای متراکم و گسترده منطقه، منبع بیپایانی از هیزم برای کورهها فراهم میکردند. اولین کارگاه سفالسازی بیش از ۲۰۰ سال پیش توسط پاول کولیکوف[22] تأسیس شد. در آن زمان، همه عناصر بهصورت محلی تولید میشدند: کورهها، رنگها و قلمموها. سرامیک گژل سنتی غنی است که توسط صدها صنعتگر ماهر و هنرمند در طول چندین نسل ساخته شد. امروزه حدود سی روستا در جنوب شرقی مسکو این صنایعدستی منحصربهفرد روسی را تولید کرده و به داخل و خارج از کشور ارسال میکنند.
.jpg)
قرن 20 شاهد افول صنایعدستی ملی بود که بخشی از آن به دلیل گسترش تولید انبوه و ملی شدن کارخانهها پس از انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷ بود. جنگ جهانی اول نیز بر تولید سرامیک گژل تأثیر گذاشت، چرا که در گژل، مردان مسئول ساخت سرامیک بودند.
سرامیک گژل در دهه ۱۹۴۰ دوباره رونق گرفت، زمانی که آلکساندر سالتیکوف[23]، مورخ هنر، به گژل نقلمکان کرد و شروع به جمعآوری سرامیکها و احیای فناوری قدیمی ساخت آنها نمود. او کاوشهای باستانشناسی روی سرامیکها سازمان داد و آثار گژل را به موزهها برد تا در نمایشگاهها به نمایش گذاشته شوند.
سالتیکوف همچنین از تکنیک زیرلعابی استفاده کرد که در آن لعاب در حین پخت از رنگ سیاه به آبی کبالت درخشان تغییر رنگ میداد. این روش طیفهای خیرهکنندهای از آبی را به وجود آورد. او با هنرمندی به نام ناتالیا بسارابووا[24] همکاری کرد تا الفبای ضربه قلممو برای این هنر ابداع کند و آن را به دیگر هنرمندان آموزش دهد. بسارابووا پیش از خلق آثار خود، نمونههای بسیاری از سرامیکهای قدیمی گژل را مطالعه کرد. او بهعنوان بنیانگذار سبک مدرن گژل شناخته میشود.
[1]. Maria Tenisheva
[2]. Talashkino
[3]. Sergei Malyutin
[4]. Savva Mamontov
[5]. Anatoly Malyutin
[6]. Fukurama
[7]. Elizaveta
[8]. Vasily Zvezdochkin
[9]. Sergiev Posad
[10]. Semyonov
[11]. Polkhovsky Maidan
[12]. Youlia Bereznitskaia
[13]. Kokeshi
[14]. Boyar: لقب اشرافی روس قدیم
[15]. Morozov
[16]. Kerzhenets
[17]. Lyunda
[18]. Uzol
[19]. Valentin Rozanov
[20]. Bronnitsy
[21]. Bogorodsky
[22]. Pavel Kulikov
[23]. Aleksandr Saltykov
[24]. Natalia Bessarabova
فعالیت های این دوفصلنامه بر معرفی و مطالعه درباره جوانب گوناگون فرهنگی و تاریخی کشورهای حاشیه دریای کاسپین و همچنین در ابعادی وسیع تر، بر مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و سراسر روسیه و ایران تمرکز دارد
Деятельность этого полугодового журнала сосредоточена на представлении и изучении различных культурных и исторических аспектов стран прикаспийского региона, а также в более широких рамках, охватывающих регионы Центральной Азии, Кавказа и всей России и Ирана
آدرس: رشت، میدان جهاد، کوچه پیک حرفه، ساختمان الماس نگین، واحد 7، کدپستی 4153919612
Адрес: Иран, остан Гилян, г. Решт
площадь Джахад, ул. Пейк-е Нафас
здание «Алмаз-е Негин», кв. 7
Почтовый индекс: 4153919612
تلفن (телефон ):013-32584645 , 09118358643
پست الکترونیک (электронная почта):
info@caspianculturalstudies.ir
استفاده از مطالب این وبسایت با ذکر منبع، آزاد است
Использование материалов этого вебсайта разрешено с указанием источника



.jpg)