menusearch
caspianculturalstudies.ir

قورمان‌غازی: پدر کوی و صدای استپ

تقویم
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

قورمان‌غازی: پدر کوی و صدای استپ

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
تعداد بازدید خبر 7
قورمان‌غازی: پدر کوی و صدای استپ

Курмангазы: отец кюя и голос степи

Жангали Жузбай

Музыкант, художественный критик и преподаватель искусства

 

Курмангазы Сагырбайулы (1823–1889) — величайший кюйши и композитор Казахстана, основатель школы игры на домбре, создатель бессмертных произведений, таких как «Сары-Арка». Он родился в Букеевской Орде и в юности был свидетелем восстания Исатая и Махамбета, что глубоко повлияло на его дух и творчество. Его произведения отражают не только трагедию своего народа, но и идеал свободы всех тюркских народов. Расширив технические возможности домбры, он добавил новые лады и создал уникальный стиль. При жизни Курмангазы был известен среди башкир, ногайцев, калмыков и даже русских казаков. В советский период его творчество интерпретировали главным образом через призму классовой борьбы, но современные исследования показывают, что его искусство выходит за эти рамки. Его кюи, такие как «Кишкентай», «Адай» и «Акбай», сегодня исполняются по всему тюркскому миру и адаптируются к различным музыкальным стилям — от симфонического до джаза. Наследие Курмангазы продолжает вдохновлять новые поколения, а его музыка спустя два века остаётся живой и современной.

 


 

ژانگالی آلیمخانولی ژوزبای

نوازنده، منتقد و مدرس هنر

 

از سال ۲۰۱۸، در قزاقستان هر سال نخستین یکشنبه ماه ژوئیه به عنوان روز ملی دومبرا[1] گرامی داشته می‌شود. قابلیت‌ها و ظرفیت‌های این ساز موسیقی دو سیمی به لطف قورمان‌غازی ساغیربای‌اُلی[2] در سراسر جهان شناخته شده است؛ شخصیتی که قزاق‌ها با احترام او را پدر کوی[3] می‌نامند. در سال ۱۹۷۳، کوی مشهور او به نام ساری‌آرکا[4] در نشست تریبون بین‌المللی موسیقی، وابسته به یونسکو، به عنوان اثری کلاسیک به رسمیت شناخته شد.

در این مقاله، ژانگالی ژوزبای، کوی‌نواز، پژوهشگر هنر و استاد شناخته‌شده، درباره میراث این آهنگساز بزرگ، سرنوشت منحصربه‌فرد او، مکتب ویژه نوازندگی وی و درباره این سخن می‌گوید که چرا آثار قورمان‌غازی امروز بیش از هر زمان دیگری معاصر و مرتبط به نظر می‌رسد.

زندگی و میراث کوی‌نواز بزرگ

شخصیت، زندگی‌نامه و میراث موسیقایی قورمان‌غازی[5] موضوع پژوهش‌های فراوانی بوده است. با بررسی تمامی این منابع می‌توان با اطمینان گفت که علاقه پژوهشی به شخصیت و آثار او از همان قرن 19 شکل گرفت و در قرن 20 به‌طور چشمگیری گسترش یافت. هر یک از این دوره‌ها رویکردها و معیارهای ارزیابی خاص خود را داشتند و همین امر سبب شد که تفسیرهای متفاوت و گاه متناقضی از میراث این استاد بزرگ ارائه شود. در دوران امپراتوری روسیه، قورمان‌غازی به عنوان یکی از برجسته‌ترین دومبرانوازان اردوی بوکی‌یف[6] شناخته می‌شد؛ در حالی که در دوره شوروی او به عنوان آهنگساز ملی مردم قزاق به رسمیت شناخته شد.

 

بنای یادبود قورمان‌غازی ساغیربای‌اُلی، کنسرواتوار قورمان‌غازی، آلماتی.

 

در این میان، احمد ژوبانوف[7]، آکادمیسین و موسیقی‌شناس برجسته، نقشی ویژه ایفا کرد. به لطف او، کوی‌های الهام‌بخش قورمان‌غازی در سراسر اتحاد شوروی شهرت یافتند و زندگی‌نامه این هنرمند وارد کتاب‌های موسیقی و دایرةالمعارف‌های شوروی شد. ژوبانوف آثار قورمان‌غازی را گردآوری کرد، آن‌ها را به نت درآورد و کتابی درباره زندگی و خلاقیت هنری او نوشت و میراثش را گنجینه طلایی موسیقی ملی نامید. افزون بر این، او ارکستر سازهای مردمی را سازمان‌دهی کرد و برای نخستین بار آثار قورمان‌غازی را در قالب اجرای ارکسترال به صحنه برد.

 

احمد ژوبانوف، سال ۱۹۴۶، آلماتی. آرشیو مرکزی دولتی اسناد سینمایی، عکس و صوت جمهوری قزاقستان[8]

 

میان پژوهشگران دوران شوروی، باید از پ. آراوین[9] نیز نام برد که بر پایه اسناد آرشیوی، مقاله‌ای جامع همراه با شرح‌حال مفصل این کوی‌نواز منتشر کرد. همچنین آثار موسیقی‌شناسان شوروی مانند آسافیف[10]، بلیایف[11]، یرزاکوویچ[12]، آلکسی‌یف[13] و امانوف[14] شایسته توجه‌ هستند که میراث قورمان‌غازی را از منظر نظری تحلیل کرده‌اند.

با این حال، نباید فراموش کرد که در علوم انسانی شوروی، رویکرد طبقاتی غالب بود؛ رویکردی که شخصیت‌های تاریخی را اغلب از دریچه تقابل میان ثروتمندان و فقرا تفسیر می‌کرد. از این رو، در بیشتر آثار آن دوران بر این نکته تأکید می‌شد که قورمان‌غازی شاهد قیام ایساتای و ماخامبت[15] بوده، از خشونت طبقه حاکم آسیب دیده و رنج تبعید و زندان را تجربه کرده است.

 

دومبرای ماخامبت اوتمیس‌اُلی[16]. موزه سازهای موسیقی مردمی به نام ایخلاس[17]

 

پژوهش‌های متأخر دوران شوروی نیز مخالفت او با سیاست‌های تزار را برجسته می‌کردند و این موسیقیدان را پیش از هر چیز مبارزی علیه استعمار معرفی می‌نمودند. البته این ادعاها به کل بی‌اساس نبودند؛ اما امروزه، هنگامی که می‌کوشیم زندگی و آثار این کوی‌نواز بزرگ را بازخوانی کنیم، روشن می‌شود که چنین توضیحاتی به‌تنهایی کافی نیستند.

ضروری است جنبه‌های دیگری از شخصیت او را نیز در نظر بگیریم؛ جنبه‌هایی که فراتر از چارچوب مبارزه طبقاتی قرار دارند. به‌عنوان‌مثال، شواهد تاریخی و نیز رپرتوار خود قورمان‌غازی نشان می‌دهد که او نه فقط در میان قزاق‌ها بلکه در میان باشقیرها[18]، نوغایی‌ها[19]، کالمیک‌ها[20] و حتی کازاک‌های روس[21] نیز به عنوان استادی برجسته شناخته می‌شد.

البته جزئیات زندگی‌نامه‌ای و گاه‌شناختی زندگی قورمان‌غازی همچنان نیازمند پژوهش و بازنگری بیشتر است. از این رو، لازم است تحقیقات جامع‌تری با در نظر گرفتن زمینه تاریخی و شرایط عصر او ادامه یابد.

شاهد یک قیام

برای درک عمیق‌تر شخصیت قورمان‌غازی، تنها آشنایی با میراث موسیقایی او کافی نیست؛ بلکه باید با زمینه تاریخی زمانه او نیز آشنا بود. در آن دوره، وضعیت سیاسی در استپ قزاق بسیار پیچیده بود و تضادهای اجتماعی به اوج خود رسیده بودند. افزون بر این، استپ بزرگ به صحنه دگرگونی‌های عظیمی تبدیل شده بود که با پیشرفت‌های فناورانه و تبادل‌های فرهنگی نیز پیوند داشتند.

این تغییرات به‌ویژه زمانی به‌شدت احساس شد که ژانگیر خان[22]، فرزند سلطان بوکی[23]، در اردوی بوکی‌یف به قدرت رسید. ژانگیر که در پی نوسازی خان‌نشین بود، اصلاحات گسترده‌ای را آغاز کرد و کوشید عناصر دانش و فرهنگ اروپایی را وارد جامعه کند. او مدارس و مدارس دینی جدیدی تأسیس کرد، خزانه‌داری و خدمات پستی را سامان داد و در واقع با همین اصلاحات بود که مرحله‌ای تازه در تاریخ جامعه قزاق در اردوی بوکی‌یف آغاز شد.

با این حال، اصلاحات خان نتوانست از بروز شکاف عمیق اجتماعی جلوگیری کند. مهم‌ترین دلیل این امر، ناتوانی ژانگیر در حل عادلانه مسئله زمین بود. پس از آن‌که سرزمین‌های اجدادی بسیاری از طوایف تحت اداره خزانه و حکومت دولتی قرار گرفت، درگیری‌ها آغاز شد. افزون بر این، مالیات‌های حکومتی و زکات[24] نیز بار سنگینی بر دوش مردم عادی گذاشت. در نتیجه، در سال ۱۸۳۶ قیامی به رهبری بزرگ طایفه بریش[25]، یعنی ایساتای تایمانوف[26] و شاعر و آقین نامدار ماخامبت اوتمیسوف[27] آغاز شد.

بر اساس یافته‌های جدید پژوهشی، قورمان‌غازی در سال ۱۸۲۳ در اردوی بوکی‌یف، در منطقه ژیدلی[28] به دنیا آمد. هنگامی که قیام به رهبری ایساتای و ماخامبت آغاز شد، قورمان‌غازی تنها 13 سال داشت. او نوجوانی بود حساس و دغدغه‌مند که شاهد رویدادهایی شد که برای همیشه بر ذهن و آگاهی‌اش اثر گذاشتند.

در همان سال ۱۸۲۳، ژانگیر خان به طور رسمی بر تخت سلطنت نشست و تا زمان مرگش در سال ۱۸۴۵ حکومت کرد. درست در همین دوران پرتلاطم بود که شخصیت قورمان‌غازی شکل گرفت؛ نه فقط به عنوان یک موسیقیدان بلکه به عنوان انسانی دارای موضع‌گیری اجتماعی و مدنی فعال. دوران رشد و بلوغ او هم‌زمان با سال‌هایی بود که در استپ قزاق مبارزه برای رهایی ملی جریان داشت و ندای تغییر در همه‌جا شنیده می‌شد.

این رویدادها در اثر مشهور قورمان‌غازی با عنوان کیشکنتای[29] بازتاب یافته‌اند. کوی کیشکنتای در واقع نوعی منظومه موسیقایی و اثری پیچیده است که چندین روایت و خط داستانی را در هم می‌آمیزد. در نغمه‌های دومبرا می‌توان اندوه مردم برای ایساتای و ماخامبت جان‌باخته را شنید؛ فریادی سوزناک از درد برای کسانی که جان خود را در راه آزادی فدا کردند.

خانواده قورمان‌غازی و نزدیکانش وحشت و مصائب آن دوران را از سر گذراندند و سنگینی و تراژدی آن عصر بر دوش نسل‌های بعدی نیز باقی ماند. این آهنگساز بزرگ توانست تمام درد و تلخی ملت خود را به حماسه‌ای عظیم در قالب موسیقی تبدیل کند. زیرا در آثار قورمان‌غازی تنها تراژدی سرزمین زادگاهش یعنی اردوی بوکی‌یف، منعکس نشده است؛ بلکه رنج‌ها و مصائب تمامی مردم قزاق آن دوران نیز در آن بازتاب یافته‌اند.

آیا قورمان‌غازی شورشی بود؟

برای مدت طولانی این دیدگاه رواج داشت که هنر حرفه‌ای واقعی تنها پس از انقلاب اکتبر[30] و در دوران شوروی وارد جامعه قزاق شد. اما اگر به تاریخ مراجعه کنیم، تصویر متفاوتی خواهیم دید.

در ۲۷ اکتبر ۱۸۶۸، در روزنامه گزارش‌های نظامی اورال[31] یادداشتی از سفرهای نیکلای ساویچف[32]، مورخ و پژوهشگر محلی، با عنوان «از دژ کارمانوفسکی تا گلینینسکی» منتشر شد. نویسنده در این یادداشت با تحسین فراوان از موسیقی قورمان‌غازی سخن گفت:

ساغیربایف[33] [ساغیربای‌اُلی]، هنگامی که از یک مضمون ملودیک به مضمون دیگر گذر می‌کند، ذوق موسیقایی فوق‌العاده ظریفی را به نمایش می‌گذارد. اندیشه‌های موسیقایی او گویی تابع منطقی سخت‌گیرانه‌اند. اجرای آرام[34]، پرقدرت[35] و آزادانه[36] او همواره طبیعی و بجاست. گاه حتی می‌توان ظرافت‌های سبک‌های آندانته[37]، آلگرو[38] و پایانی هماهنگ را در آثارش تشخیص داد. در عین حال به کل روشن است که او با قالب‌ها و قواعد موسیقی اروپایی آشنایی ندارد. با این همه، ساغیربایف استعدادی استثنایی در موسیقی است. اگر آموزش اروپایی می‌دید، بی‌تردید به ستاره‌ای درخشان در جهان موسیقی تبدیل می‌شد.

ساویچف که چنین تحلیل حرفه‌ای و دقیقی از موسیقی ارائه کرده بود، آشکارا فردی آماتور یا ناآگاه نبود.

در دهه ۱۹۲۰، قوم‌نگار و موسیقی‌شناس اتحاد شوروی، آلکساندر زاتایویچ آثار قورمان‌غازی را نت‌نویسی کرد و دیدگاه‌های شخصی خودش را درباره شخصیت و خلاقیت هنری قورمان‌غازی به ثبت رساند. این پژوهشگر ارزش آثار قورمان‌غازی را بسیار بالا می‌دانست و کوی‌های قزاقی را هم‌تراز موسیقی سمفونیک اروپا ارزیابی می‌کرد.

با این حال، در نوشته‌های زاتایویچ گاه نوعی نگاه تحقیرآمیز نسبت به قورمان‌غازی شورشی در دوران تزاری نیز به چشم می‌خورد. او در یکی از توصیف‌هایش درباره این آهنگساز می‌نویسد: «قورمان‌غازی راهزنی واقعی با روحیه‌ای رمانتیک بود؛ به‌طور کلی فردی بی‌باک و کله‌شق. در خانه نمی‌ماند و همواره در جست‌وجوی ماجراجویی، سوار بر اسب و با دومبرای آویخته بر پشتش این‌سو و آن‌سو می‌رفت....».

 

آلکساندر زاتایویچ[39] در حال ثبت و نت‌نویسی نغمه‌های یک خواننده مردمی قزاق / آرشیو مرکزی دولتی اسناد سینمایی، عکس و صوت جمهوری قزاقستان

 

اگر دیدگاه‌های دو پژوهشگر یعنی ساویچف[40] در قرن 19 و زاتایویچ در قرن 20 را با یکدیگر مقایسه کنیم، تفاوت آشکاری میان آن‌ها مشاهده خواهیم کرد. احمد ژوبانوف، آکادمیسین برجسته، در زمان خود نسبت به چنین داوری‌هایی انتقاد کرده بود: در کتاب ۵۰۰ ترانه و کوی قزاقی که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد، زاتایویچ نت‌های انواع کوی‌های قورمان‌غازی را ارائه می‌کند و درباره او قضاوت‌هایی بحث‌برانگیز مطرح می‌سازد. با وجود اشتباهات و نادقیقی‌ها، این نخستین مطلب منتشرشده درباره این آهنگساز در دوران شوروی بود و از این رو نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

با این همه، فارغ از برخی ارزیابی‌های محل مناقشه، نت‌نویسی‌های زاتایویچ از کوی‌های قورمان‌غازی ــ از جمله سرپر[41]، آکساق کییک[42]، کیسن آشکان[43] و اویبای، بالام[44] ــ و همچنین تحلیل‌های موسیقایی او همچنان ارزش علمی فراوانی دارند. زیرا او نخستین پژوهشگر حرفه‌ای بود که میراث هنری قورمان‌غازی را ثبت و مستند کرد.

قورمان‌غازی و جهان ترک

کوی‌های قورمان‌غازی نه فقط به صدای آزادی مردم قزاق تبدیل شدند بلکه پژواک آزادی‌خواهی در سراسر جهان ترک نیز بودند. او در سنت دومبرانوازان بزرگ اردوی بوکی‌یف پرورش یافت و از استادانی چون شرکش[45]، سوکور یسژان[46]، اوزاک[47]، ژاپاس بایژوما[48] و بایباقتی بالامایسان[49] اجازه و دعای خیر دریافت کرد.

قورمان‌غازی با جذب و درونی‌کردن میراث این استادان، راهی از پیش هموارشده را دنبال نکرد بلکه سنت موسیقایی ویژه خود را بنیان گذاشت. سبک پرانرژی و بیانگر او در نوازندگی و تسلط خیره‌کننده‌اش بر ساز چنان بود که گویی دومبرا را به سخن گفتن با صدای انسان وامی‌داشت. در لحظات الهام، امواج موسیقی او از مرزهای معمول ساز فراتر می‌رفتند و از پرده‌های میانی و پایینی تا بالاترین پرده‌ها اوج می‌گرفتند؛ پدیده‌ای که پیش از آن در نوازندگی هیچ هنرمندی مشاهده نشده بود.

نوازندگان معاصر، با وجود توسعه و تکامل سنت‌های اجرایی هنوز نتوانسته‌اند از سطحی فراتر روند که خود قورمان‌غازی بنیان نهاد. او در طول زندگی هنری خود چنان امکانات فنی دومبرا را گسترش داد که شیوه‌های آهنگسازی و تکنیک‌های او پس از نزدیک به دو قرن، به طور تقریبی بدون تغییر باقی مانده‌اند.

هنگامی که کوی‌های او در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، همچون یک روایت حماسی واحد به نظر می‌رسند؛ روایتی که در آن هر اثر، فصلی مستقل از سرگذشت و تاریخ مردم سرزمینش را بازگو می‌کند.

امروزه آثار قورمان‌غازی در سراسر جهان ترک شناخته شده‌اند. در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ در چندین شهر در کشور ترکیه کنسرت‌ها و برنامه‌های بزرگی به موسیقی او اختصاص یافت. البته این امر شگفت‌آور نیست زیرا دومبرای قورمان‌غازی ویژگی‌های موسیقایی اقوام خویشاوند ترک را طرد نمی‌کند بلکه آن‌ها را در خود جای می‌دهد.

هنر او یادآور سنت کهن ژیراوها[50] است؛ سنتی که میراث ملودیک فرهنگ‌های گوناگون را در خود جذب کرده بود. به‌ویژه موسیقی فولکلور نوغایی‌ها، باشقیرها، تاتارها[51]، کالمیک‌ها و روس‌ها[52] که قرن‌ها در دو سوی رودهای ولگا[53] و اورال زندگی کرده‌اند، با آثار او نزدیکی فراوان دارد.

امروزه این پیوند را می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد؛ زمانی که نوازندگان دوتار[54] در ازبکستان، استادان باغلاما[55] در ترکیه و نوازندگان دومبرا و توپشور[56] در میان بوریات‌ها[57] و یاقوت‌ها/ساخاها[58] در روسیه، با مهارت و احترام عمیق کوی‌های معروف قورمان‌غازی مانند آدای[59] و بالبیراوین[60] را اجرا می‌کنند.

آثار قورمان‌غازی از نظر گستره و عظمت، مرزی نمی‌شناسند. اگر با زبان سنت موسیقی اروپایی سخن بگوییم، می‌توان آن‌ها را با منظومه سمفونیک ناتمام مقایسه کرد.

در مطالعات موسیقی‌شناسی، به طور معمول کوی‌های قورمان‌غازی را بر اساس مضمون دسته‌بندی می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، آثاری چون کیشکنتای[61]، آدای[62] و آقبای[63] به موضوع آزادی اختصاص دارند. آثاری همچون امان بول، شِشِم، امان بول[64]، قایران ششم[65]، ایتوگ[66] و بوزقانگیر[67] به رویدادهای تلخ زندگی شخصی او مربوط می‌شوند. همچنین کوی‌های زیبای ساری‌آرکا و آلاتاو[68] به زادبوم و سرزمین مادری او اختصاص یافته‌اند.

گروه دیگری از آثار او در دوران زندان و حبس نوشته شده‌اند؛ از جمله کیسن آشکان[69]، تورمدن قاشقان[70]، آربا سوقان[71]، یرتن کتم[72] و مارش پروفسکی[73]

البته این تقسیم‌بندی به کل نسبی است و فقط ابزاری برای درک و مطالعه عمیق‌تر محتوای غنی کوی‌های قورمان‌غازی به شمار می‌آید.

دومبرای قورمان‌غازی

هنگامی که از دومبرای قورمان‌غازی سخن گفته می‌شود، به طور معمول به پژوهش‌های بولات ساریبایف[74] استناد می‌شود؛ پژوهشگری که سازهای موسیقی سنتی قزاق را با جزئیات بررسی و توصیف کرده است.

بر اساس نتایج تحقیقات او، بیش از بیست گونه مختلف دومبرای قزاقی وجود دارد. این ساز از نظر شکل کاسه و دسته به انواع متعددی تقسیم می‌شود: از جمله تومار دومبرا[75] با بدنه‌ای سه‌گوش شبیه تعویذ[76]، قازمویین[77] یا دومبرای منطقه آرقا با دسته‌ای باریک و خمیده، دومبرای تاشوی شاعران و آقین‌های کوچ‌نشین، سره[78] با دسته و بدنه یکپارچه و خمیده، ششن دومبرا[79] در منطقه سیردریا که از چوب درخت سنجد به‌صورت یکپارچه تراشیده می‌شد، کسیک‌باس دومبرا[80] متعلق به قوم آدای با دسته‌ای کوتاه و نیز دومبرای دو سیمی شرق قزاقستان با صدایی ملایم‌تر و خفه‌تر.

دومبرایی که قورمان‌غازی می‌نواخت اغلب در قزاقستان غربی رواج داشت. این ساز دارای دسته‌ای بلند، صفحه صوتی بزرگ و بدنه‌ای بیضی‌شکل شبیه گلابی بود که گاه از یک قطعه چوب و گاه به‌صورت چندتکه ساخته می‌شد. پژوهشگران معتقدند که دومبرای قورمان‌غازی از لحاظ فنی نسبت به دیگر انواع این ساز برتری‌های محسوسی داشت. تعداد پرده‌های آن بیشتر بود. در حالی که دومبرای معمولی قزاقی اغلب ۷ تا ۹ پرده داشت، ساز قورمان‌غازی دارای ۱۴ پرده بود. تأیید این موضوع را می‌توان در دومبرای شاگرد برجسته او، دینا نورپیسووا[81]، مشاهده کرد.

 

جلد کتاب سازهای موسیقی قزاقی[82] اثر بولات ساریبایف

 

احمد ژوبانوف اشاره می‌کند که افزون بر پرده‌های دیاتونیک سنتی، در دومبرای قورمان‌غازی پرده‌های ربع‌پرده‌ای ویژه‌ای نیز وجود داشت. برای مثال، در اوج کوی ساری‌آرکا از پرده‌ای خاص به نام ساری‌آرکا استفاده می‌شد که از نظر صوتی به نت سی بمل[83] نزدیک بود. این پرده به نوعی امضای شخصی قورمان‌غازی تبدیل شده بود و بار عاطفی آثار او را تقویت می‌کرد. امروزه نیز می‌توان استفاده از این پرده را در اجراهای قدیمی باقی‌مانده در آرشیوهای صوتی و تصویری مشاهده کرد.

پژوهشگران معاصر که ساختار کوی‌های قورمان‌غازی را بررسی کرده‌اند، معتقدند که در ساز او علاوه بر پرده‌های ثابت، پرده‌های متحرک اضافی نیز وجود داشت و تعداد کل پرده‌ها نه ۱۴ بلکه تا ۱۹ عدد می‌رسید. این دومبرا از ویژگی‌های آکوستیکی قدرتمندی برخوردار بود؛ صدای نیرومند آن به‌آسانی در فواصل دور شنیده می‌شد.

 

دینا نورپیسووا در حال نواختن دومبرا. مارس ۱۹۵۱، آلماتی. آرشیو مرکزی دولتی اسناد سینمایی، عکس و صوت جمهوری قزاقستان

 

رنگ صوتی دومبرای قورمان‌غازی نرم، گرم و نجیب بود؛ موضوعی که در صدای مخملی ساز شاگرد مشهورش، دینا نورپیسووا، نیز آشکار است. با این حال، با وجود این لطافت صوتی، کوی‌های او از پویایی و نیروی اجرایی فوق‌العاده‌ای برخوردار بودند. تنوع گسترده تکنیک‌های نوازندگی، دامنه صوتی وسیع و عمق سنت موسیقایی، به آثار قورمان‌غازی شکوه‌ به راستی حماسی می‌داد.

 

ملودی‌ای که قرن‌ها را پشت سر گذاشت

پژوهش درباره میراث هنری قورمان‌غازی تا امروز نیز ادامه دارد. به لطف تلاش موسیقی‌شناسان قزاقی همچون قارشیغا احمدیاروف[84]، کریما سَخاربا[85]، آیتژان توقتاگان[86] و مراد ابوغازی[87]، نسخه‌ها و روایت‌های کمیاب و پیش‌تر ناشناخته‌ای از کوی‌های این آهنگساز بزرگ در آرشیوها کشف و دوباره به فضای فرهنگی بازگردانده شده‌اند.

امروزه دومبرانوازان مناطق آتیرائو[88]، قزاقستان غربی و آکتوبه [آق‌تپه][89] آثاری را احیا می‌کنند که برای مدت طولانی به دلایل ایدئولوژیک اجرا نمی‌شد. در میان این آثار، کوی‌هایی با اجراهای منحصربه‌فرد نوازندگان چیره‌دستی چون یرمک قازی‌یف[90] و یدیگه نابی‌یف[91] جایگاه ویژه‌ای دارند.

این آثار به گنجینه طلایی فرهنگ موسیقی قزاق افزوده شده‌اند. در سال ۲۰۲۵، در مجموعه تاریخی صوتی آسیل مورا[92]، برای نخستین بار کوی‌های حماسی قورمان‌غازی موجود در آرشیو ملی آلتین قور[93]، با صدای اصلی و اصیل خود منتشر شدند.

شگفت‌آور آن‌که موسیقی قورمان‌غازی به‌خوبی با زبان موسیقایی دوران معاصر نیز سازگار شده است. کوی‌های او که زمانی بیشتر در قالب ارکسترهای مردمی اجرا می‌شدند، امروزه در تنظیم‌های موسیقی پاپ و نیز در ارکسترهای سمفونیک طنین‌انداز هستند.

فراتر از آن، آثار این کوی‌نواز بزرگ حتی در گروه‌های جَز نیز جایگاه خود را یافته‌اند. امروزه می‌توان قطعات او را در برنامه‌های گروه‌های کر نیز شنید. نه فقط موسیقیدانان بلکه گروه‌های هنری و نمایشی نیز از خلاقیت او الهام می‌گیرند.

همه این‌ها گواه گستره، انعطاف‌پذیری و جهان‌شمولی زبان موسیقایی قورمان‌غازی است؛ زبانی که پس از نزدیک به دو قرن همچنان زنده، اثرگذار و الهام‌بخش باقی مانده است.

 


[1]. Dombra / Домбра

[2]. Kurmangazy Sagyrbayuly / Курмангазы Сагырбайулы

[3]. küi / кюй

[4]. Saryarka / Сарыарка

[5]. Kurmangazy / Курмангазы

[6]. Bukey Horde / Букеевская Орда

[7]. Akhmet Zhubanov / Ахмет Жубанов

[8]. Central State Archive of Film, Photo and Sound Documents of the Republic of Kazakhstan / ЦГА КФДЗ РК

[9]. P. Aravin / П. Аравин

[10]. Boris Asafyev / Б. Асафьев

[11]. V. Belyaev / В. Беляев

[12]. B. Yerzakovich / Б. Ерзакович

[13]. A. Alekseyev / А. Алексеев

[14]. B. Amanov / Б. Аманов

[15]. Isatay and Makhambet / Исатай и Махамбет

[16]. Makhambet Otemisuly / Махамбет Утемисов

[17]. Ykhlas Museum of Folk Musical Instruments / Музей музыкальных инструментов имени Ыкыласа

[18]. Bashkirs / Башкиры

[19]. Nogais / Ногайцы

[20]. Kalmyks / Калмыки

[21]. Cossacks / Казаки

[22]. Jangir Khan / Жангир хан

[23]. Bukei / Букей

[24]. Zakat / Закят

[25]. Berish / Бериш

[26]. Isatay Taimanov / Исатай Тайманов

[27]. Makhambet Utemisov / Махамбет Утемисов

[28]. Zhideli / Жидели

[29]. Kishkentai / Кишкентай

[30]. October Revolution / Октябрьская революция

[31]. Ural Military Gazette / Уральские войсковые ведомости

[32]. Nikolai Savichev / Н. Савичев

[33]. Sagyrbayev / Сагырбаев

[34]. piano

[35]. forte

[36]. ad libitum

[37]. andante

[38]. allegro

[39]. Alexander Zatayevich / Александр Затаевич

[40]. Savichev / Савичев

[41]. Serper / Серпер

[42]. Aksak Kiik / Аксак киик

[43]. Kisen Ashkan / Кисен ашкан

[44]. Ойбай, балам

[45]. Sherkesh / Шеркеш

[46]. Sokyr Yeszhan / Сокыр Есжан

[47]. Uzak / Узак

[48]. Zhappas Baizhuma / Жаппас Байжума

[49]. Baibakty Balamaisan / Байбакты Баламайсан

[50]. Zhyrau / Жырау

[51]. Tatars / Татары

[52]. Russians / Русские

[53]. Volga / Волга

[54]. Dutar / Дутар

[55]. Bağlama / Баглама

[56]. Topshur / Топшур

[57]. Buryats / Буряты

[58]. Sakha / Саха

[59]. Adai / Адай

[60]. Balbyrauin / Балбырауын

[61]. Kishkentai / Кишкентай

[62]. Adai / Адай

[63]. Akbai / Акбай

[64]. Aman bol, sheshem, aman bol / Аман бол, шешем, аман бол

[65]. Qairan Sheshem / Кайран шешем

[66]. Itog / Итог

[67]. Bozkangyr / Бозкангыр

[68]. Alatau / Алатау

[69]. Kisen Ashkan / Кисен ашкан

[70]. Turmeden Qashqan / Турмеден кашкан

[71]. Arba Soqqan / Арба соккан

[72]. Erten Ketem / Ертен кетем

[73]. Perovsky March / Перовский маршы

[74]. Bolat Sarybayev / Болат Сарыбаев

[75]. Tumar Dombra / Тумар домбыра

[76]. دعای بلاگردان که بر گردن می‌آویزند.

[77]. Kazmoin / Казмойын

[78]. Sere / Сере

[79]. Sheshen Dombra / Шешен домбыра

[80]. Kesikbas Dombra / Кесикбас домбыра

[81]. Dina Nurpeisova / Дина Нурпеисова

[82]. Kazakh Musical Instruments / Казахские музыкальные инструменты

[83]. B-flat

[84]. Karshyga Akhmediyarov / Каршыга Ахмедияров

[85]. Karima Sakharbayeva / Карима Сахарбаева

[86]. Aitzhan Toktagan / Айтжан Токтаган

[87]. Murat Abugazy / Мурат Абугазы

[88]. Atyrau / Атырау

[89]. Aktobe / Актобе

[90]. Yermek Kaziyev / Ермек Казиев

[91]. Yedige Nabiyev / Едиге Набиев

[92]. Asyl Mura / Асыл Мура

[93]. Altyn Qor / Алтын кор

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب