menusearch
caspianculturalstudies.ir

نقاشی در عصر تحول: از آوانگارد تا واقع‌گرایی سوسیالیستی در دهه 1930

تقویم
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

نقاشی در عصر تحول: از آوانگارد تا واقع‌گرایی سوسیالیستی در دهه 1930

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر شنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۳
تعداد بازدید خبر 19
نقاشی در عصر تحول: از آوانگارد تا واقع‌گرایی سوسیالیستی در دهه 1930

 

ивопись в эпоху перемен: от авангарда до социалистического реализма в 1930-е годы

Саид Хаваринежад

Автор и переводчик

azadazadazadi@yahoo.com

 

XX век стал свидетелем глубоких преобразований в русской живописи. Первый период отмечен расцветом авангарда и революционных стилей, таких как супрематизм и конструктивизм, изначально созвучных целям революции 1917 года. С приходом Сталина к власти художественная ориентация радикально изменилась. Авангард был осужден как буржуазное и формалистское искусство, и с 1930-х годов его заменил социалистический реализм в качестве обязательного государственного стиля. Этот переход сопровождался подавлением независимых художников, роспуском художественных групп и созданием Союза художников СССР. Искусство, когда-то бывшее сферой смелых экспериментов, превратилось в инструмент государственной пропаганды.

 


 

سعید خاوری‌نژاد

نویسنده و مترجم

 

روسیه در قرن 20 فرصت تجربه سه نظام سیاسی را داشت و مانند هر کشور دیگری، در این قرن پرماجرا، دستخوش تحولات زیادی شد. هنر نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های حیات اجتماعی در این کشور، به‌ویژه هنرهای تجسمی، به طور مشابهی شاهد اوج گیری امواج متعدد تغییر بود. در این قرن، به طور خاص در چند دهه آغازین آن، سبک‌ها و شیوه‌های متعددی در صحنه هنر نقاشی روسیه پدیدار شد. سبک‌ها و جنبش‌های تأثیرگذار در این چند دهه، با جریان وسیع آوانگارد آغاز شدند و چندین شیوه فرعی را نیز شامل شدند.

 

آوانگارد روسی

هنر آوانگارد روسی به‌صورت موج بزرگ و تأثیرگذاری در اواخر دوره روسیه تزاری و اوایل اتحاد شوروی ظاهر شد. این رویکرد هنری در میان هنرمندان روسی از دهه 1890 تا دهه 1930 متداول بود و سبک‌هایی از جمله ریونیسم[1]، سوپرماتیسم[2]، ساخت‌گرایی[3]، فوتوریسم روسی[4]، فوتوریسم کوبیستی[5] و بدوی‌گرایی جدید[6] را شامل می‌شد. تجربه آوانگارد در نقاشی روسی، با هیجان سیاسی همراه بود و در سال‌های منتهی به انقلاب اکتبر 1917 و پس از آن، هنگامی که اشکال مختلف آوانگارد رواج داشت، هنرمندان شاخص آن، به سنت هنری روسیه شکلی جدید دادند. ناتالیا گانچارووا نقاش آوانگارد در 1912 ضمن اشاره به محوریت این شیوه در هنر روسیه اظهار کرد: «هنر معاصر روسی به اوجی رسیده که در زمان حاضر، نقش مهمی در دنیای هنر ایفاء می‌کند. ایده‌های غربی معاصر برای ما کاربردی نخواهند داشت».

بخش مهمی از آوانگارد روسی شامل هنرمندان ساخت‌گرا یا کانستراکتیویست می‌شد که طیفی از نقاشان، پیکرتراشان و عکاسان را تشکیل می‌دادند که همسو با جریان انقلاب 1917 به دنبال هنری معطوف به اهداف اجتماعی رفتند. این شیوه هنری به طور خاص در معماری، با عاریه گرفتن از فرم‌های متمرکز در کوبیسم و فوتوریسم، ویژگی‌های متمایز و منحصربه‌فردی را به نمایش گذاشت. ولادیمیر تاتلین[7]، آلکساندر رودچنکو[8]، واروارا استپانووا[9] و گوستاو کلیمت[10] از چهره‌های شاخص این سبک بودند.

 

گروه سرباز خشت

اولین موج جریان آوانگارد روسی، توسط گروه سرباز خشت[11] و از 1909 در مسکو[12] آغاز شد که با تأثیرپذیری از سبک‌های روز اروپایی به‌ویژه پسا امپرسیونیسم[13] و کوبیسم[14] در فرانسه به‌عنوان کانون تحولات هنری اروپا، شیوه آفرینش هنری رنگارنگی ابداع کردند. هنرمندان این گروه از قبیل کازیمیر مالویچ[15]، پیوتر کانچالوفسکی[16]، روبرت فالک[17]، میخائیل لاریونوف[18] و ناتالیا گانچارووا[19] فعالیت هنری خود را به سمت و سویی بردند که گسستی آشکار از سبک اساتید بزرگ روسی از قبیل ایلیا رپین[20]، ایوان شیشکین[21] و ایزاک لویتان[22] بود.

 

کمونیسم و آوانگارد در روسیه

نقطه اوج هنر آوانگارد، در فاصله 1932 - 1917 بود و پس از 1932 به دلیل حاکمیت سبک واقع‌گرایی سوسیالیستی، از مرکز عرصه هنر خارج و تضعیف شد. هنر آوانگارد به رهبری گانچارووا، رودچنکو و مالویچ در دو دهه اول قرن 20 غالب بود. در ابتدا، سیاست انقلابی شوروی این هنر غیر سنتی رادیکال را مکمل خود در نظر می‌گرفت. حکومت کمونیست که به تازگی قدرت را به دست گرفته بود تا مدتی آوانگارد را تحمل کرد و در مواردی آن را تشویق نمود. نائوم گابو[23] هنرمند روس که در 1922 به آلمان مهاجرت کرد، گفت: «در ابتدا همه ما برای حکومت کار می‌کردیم». این امر تا حدی ناشی از کم توجهی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به مسائل فرهنگی در زمان جنگ داخلی[24] (1922 - 1917) با نیروهای امپراتوری خواه (طرفداران نظام تزاری) بود.

پس از پایان جنگ داخلی و تشکیل رسمی دولت شوروی در 1922 و با قدرت گیری استالین در ارکان حکومتی، آزادی بیان در هنر کاهش یافت و با به قدرت رسیدن وی پس از مرگ ولادیمیر لنین[25] در 1924، تغییر جدی‌تری در مسیر هنرهای تجسمی شوروی رخ داد. رهبری کمونیسم هرگز با این سبک راحت نبود و شیوه‌ای می‌خواست که به‌عنوان ابزار تبلیغاتی مورد استفاده حزب قرار بگیرد و مردم عادی قادر به درک آن باشند. آوانگارد روسی در دهه 1930 با اتهاماتی نظیر فرمالیستی، خشک و بی روح بودن و ترویج فرهنگ ماشینی، به حاشیه رانده شد و واقع‌گرایی سوسیالیستی از هنری که در دهه 1920 با فشار غیر رسمی حاکم بود، از اوایل دهه 1930 به مدت نیم قرن به سیاست دولتی تبدیل شد.

استالین با تقبیح هنر آوانگارد به‌عنوان هنری نخبه‌گرا و دور از دسترس، باعث شد بسیاری از هنرمندان آوانگارد به اروپا فرار کنند. آن‌ها در صورت ماندن در شوروی با خطر انزوا، تبعید، زندان یا حتی اعدام مواجه می‌شدند. مدارس هنر که در آن‌ها نظریه هنر آوانگارد تدریس می‌شد به‌اجبار تعطیل شدند.

 

انجمن هنرمندان روسیه انقلابی

یکی از مهم‌ترین انجمن‌های هنری، انجمن هنرمندان روسیه انقلابی (انجمن هنرمندان انقلاب)[26] بود که در 1922 تأسیس شد. این گروه در مسکو و لنینگراد[27] فعالیت داشت و به‌نوعی جانشین جامعه نمایشگاهی‌های هنر سیار[28] شد که از 1870 فعالیت می‌کرد و بر نقاشی واقع‌گرایانه و ترسیم زندگی و مناظر طبیعی در واپسین دهه‌های حیات روسیه تزاری تمرکز داشت. اولین رئیس این گروه پاول رادیموف[29] بود و هنرمندانی از قبیل سرگئی مالیوتین[30]، آبرام آرخیپوف[31] و ایزاک برودسکی[32] نیز به آن پیوستند.

انجمن هنرمندان روسیه انقلابی، زندگی روزمره کارگران روسیه پساانقلابی را به تصویر می‌کشید و از حیات ارتش سرخ[33]، کارگران شهری، دهقانان روستایی فعالان انقلابی و قهرمانان کارگری الهام می‌گرفت. پس از صدور فرمان «درباره بازسازی سازمان ادبی و هنری[34]» در 1932، واقع‌گرایی سوسیالیستی به سنگ بنای فرهنگ استالینی تبدیل و این گروه منحل شد.

 

جامعه نقاشان سه‌پایه

جامعه نقاشان سه‌پایه[35] در 1925 در مسکو تأسیس شد و یوری پیمنوف[36] و آلکساندر دینکا[37] در آن حضور داشتند. در آن زمان در جامعه روسیه بحث‌های داغی درباره هدف و ارزش هنر در جریان بود و تأسیس این گروه واکنشی به جاری بودن این مباحث بود. این گروه، در عصری که سوسیالیسم در حال ایجاد شدن بود، فعالیت خود را جزئی از این روند و بخشی از انقلاب فرهنگی و معطوف به طراحی زندگی جدید و فرهنگ سوسیالیستی نو می‌دانست.

این جامعه به نقاشی کامل اعتقاد داشت و نسبت به نقاشی‌هایی که طرح کلی[38] داشتند، فاقد جزئیات بودند و نیمه‌تمام به نظر می‌رسیدند، اظهار مخالف می‌کرد. هنرمندان آن از سزان‌گرایی ساختگی[39] (تجزیه چارچوب تصویر به سطوح رنگی و ازبین‌بردن فرم‌ها، خطوط و رنگ هماهنگ) انتقاد می‌کردند. آن‌ها با غیر عینی‌گرایی[40] مخالف بودند؛ زیرا شکلی از انتزاع ناب بود که با هنر سوپرماتیستی کازیمیر مالویچ رابطه داشت و به باور ایشان مشکلاتی نظیر مسئولیت‌ناپذیری هنری، ابهام و سیار بودن را به نمایش می‌گذاشت. جامعه نقاشان سه‌پایه با هنر ساخت‌گرایانه مخالفت داشت و بر خلاف ساخت‌گرایان که معتقد بودند هنر به‌منظور شکوفا کردن ظرفیت انقلابی خود باید با صنایع کاربردی نظیر مهندسی و معماری ترکیب شود، به شیوه سنتی‌تر آفرینش هنری روآورد و در این میان، برخی اصول فلسفی واقع‌گرایی سوسیالیستی را پایه‌گذاری کرد.

این جامعه در 1928 در نتیجه اختلافات داخلی دچار انشعاب شد و شماری از هنرمندان آن گرد پیمنوف و دینکا جمع شدند تا این که سرانجام در 1932 منحل شد.

 

اتحادیه هنرمندان اتحاد شوروی

در 1932 با انحلال تمام گروه‌های هنری موجود، اتحادیه هنرمندان اتحاد شوروی[41] تأسیس شد. پیش تر، گروه‌های مستقل مختلفی وجود داشتند و در شوروی فعالیت می‌کردند. اگرچه سیاست رسمی حاکم درباره آفرینش هنری اجبار نمی‌شد، اما آثار خارح از این چارچوب با خطر تعقیب روبرو می‌شدند. هنگامی که کمیته مرکزی حزب کمونیست در 1932 اعلام کرد تمام گروه‌های هنری و ادبی شوروی منحل و اتحادیه‌های دولتی مختلف جایگزین آن‌ها خواهند شد، در زمینه هنر، اتحادیه هنرمندان اتحاد شوروی و در زمینه ادبیات، کنگره نویسندگان شوروی[42] (1934) تأسیس شد.

در این زمان بود که استالین فعالانه با پیش‌گامان آوانگارد در سه دهه گذشته مخالفت کرد و نقاشانی نظیر مالویچ که در روسیه ماندند، برچسب بورژوا[43] خوردند و به طور فزاینده‌ای منزوی شدند؛ آثار ایشان از موزه‌ها جمع شد و تبعید یا گوشه‌نشین شدند. اجرای وحشتناک تصفیه‌های خونبار عناصر سیاسی، نظامی، فرهنگی و هنری توسط رژیم استالین آخرین بقایای منتقدان واقع‌گرایی سوسیالیستی را خاموش کرد. چندین دهه بعد، با فروپاشی شوروی، این اتحادیه نیز در ژانویه 1992 منحل شد.

 


[1]. Rayonism

[2]. Suprematism

[3]. Constructivism

[4]. Russian Futurism

[5]. Cubo-Futurism

[6]. Neo-primitivism

[7]. Vladimir Tatlin

[8]. Aleksandr Rodchenko

[9]. Varvara Stepanova

[10]. Gustav Klimt

[11]. Knave of Diamonds

[12]. Moscow

[13]. Post-Impressionism

[14]. Cubism

[15]. Kazimir Malevich

[16]. Pyotr Konchalovsky

[17]. Robert Falk

[18]. Mikhail Larionov

[19]. Natalia Goncharova

[20]. Ilya Repin

[21]. Ivan Shishkin

[22]. Isaac Levitan

[23]. Naum Gabo

[24]. Civil War

[25]. Vladimir Lenin

[26]. The Association of Artists of Revolutionary Russia (AKhRR)

[27]. Leningrad: نام شهر سن‌پترزبورگ در دوران شوروی

[28]. The Society for Itinerant Art Exhibitions

[29]. Pavel Radimov

[30]. Sergey Malyutin

[31]. Abram Arkhipov

[32]. Issak Brodsky

[33]. Red Army

[34]. On the Reconstruction of Literary and Art Organization

[35]. Society of Easel-Painters

[36]. Yury Pimenov

[37]. Aleksandr Deyneka

[38]. sketchy

[39]. pseudo-Cezannism

[40]. Non-objectivism

[41]. The Artists' union of the USSR

[42]. Congress of Soviet Writers

[43]. bourgeois

 share network
نظرات کاربران ( 0 نظر )
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب