menusearch
caspianculturalstudies.ir

قزاقی برای هویت، روسی برای نان؟

تقویم
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

قزاقی برای هویت، روسی برای نان؟

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر يكشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
تعداد بازدید خبر 22
قزاقی برای هویت، روسی برای نان؟

Казахский — для идентичности, русский — для хлеба? Анализ положения казахского языка в современном казахстанском обществе

Джафар Шадкам

Общественный деятель в сфере культуры

Jafarshadkam@gmail.com

 

Язык — это не просто средство общения, а хранитель идентичности, истории и мышления народа. В Казахстане, несмотря на государственный статус казахского языка после 1991 года, русский по-прежнему доминирует в административной, экономической, образовательной и медийной сферах. Фраза «казахский — для идентичности, русский — для хлеба» отражает это неравенство. Причины кроются в советском наследии, социальных стереотипах, слабости медиа и образования, а также в поведении части чиновников. Для возрождения казахского языка необходим баланс между национальной идентичностью и современными потребностями, чтобы родной язык стал языком науки, управления и будущего.

 


 

 جعفر شادکام

فعال فرهنگی

 

مقدمه

زبان، فقط ابزاری برای برقراری ارتباط نیست؛ زبان، حافظه تاریخی یک ملت، ستون هویت فرهنگی و مهم‌ترین عامل انتقال ارزش‌ها، باورها و میراث معنوی از نسلی به نسل دیگر است. هرگاه زبانی تضعیف شود، تنها واژه‌ها از میان نمی‌روند، بلکه بخشی از تاریخ، فرهنگ و شیوه اندیشیدن یک ملت نیز به فراموشی سپرده می‌شود.

قزاقستان پس از استقلال در سال ۱۹۹۱، زبان قزاقی را به عنوان زبان دولتی برگزید و تلاش‌های گسترده‌ای برای احیای آن آغاز شد. با این حال، پس از گذشت بیش از سه دهه، هنوز زبان روسی در بسیاری از عرصه‌های اداری، اقتصادی، رسانه‌ای، آموزشی و حتی روابط اجتماعی، جایگاهی پررنگ‌تر از زبان قزاقی دارد.

از همین رو، این جمله در میان مردم رواج یافته است که: «قزاقی برای هویت است و روسی برای نان.» این عبارت اگرچه کوتاه است، اما واقعیتی تلخ را بازتاب می‌دهد؛ واقعیتی که ریشه‌های آن را باید در تاریخ، سیاست، اقتصاد، نظام آموزشی و نگرش‌های اجتماعی جست‌وجو کرد.

زبان؛ سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی

هر زبان دو کارکرد اساسی دارد. نخست، کارکرد فرهنگی و هویتی؛ و دوم، کارکرد اقتصادی و اجتماعی. زبان قزاقی زبان شعر آبای، حماسه‌های مردمی، سنت‌های کوچ‌نشینی، موسیقی دومبرا و خاطرات تاریخی ملت قزاق است. این زبان روح ملت را در خود حفظ کرده است. در مقابل، زبان روسی طی بیش از یک قرن، زبان آموزش عالی، صنعت، فناوری، ارتش، علوم، تجارت و مدیریت بوده است. در نتیجه، دانستن زبان روسی برای بسیاری از شهروندان به معنای دستیابی به فرصت‌های بیشتر شغلی و اجتماعی است. از دیدگاه جامعه‌شناسی زبان، این وضعیت «نابرابری زبانی» یا «دوزبانگی نامتوازن» نامیده می‌شود؛ یعنی دو زبان در کنار هم حضور دارند، اما ارزش اجتماعی و اقتصادی یکسانی ندارند.

میراث دوران شوروی

بخش مهمی از این وضعیت، میراث دوران اتحاد جماهیر شوروی است. در آن دوران، زبان روسی زبان قدرت، دانشگاه، ارتش، فناوری و مدیریت بود و همه شهروندان برای پیشرفت ناچار بودند آن را بیاموزند. در مقابل، زبان‌های ملی جمهوری‌ها، از جمله زبان قزاقی، بیشتر در محیط خانواده، روستا، ادبیات و فرهنگ عامه باقی ماندند. بنابراین، حتی پس از استقلال نیز بسیاری از ساختارهای اجتماعی و اداری همان الگوی گذشته را حفظ کردند و زبان روسی همچنان زبان اصلی بسیاری از مراکز علمی، اقتصادی و رسانه‌ای باقی ماند.

چالش‌های پیش روی زبان قزاقی

با وجود جایگاه رسمی زبان قزاقی در قانون اساسی، این زبان هنوز با چالش‌های جدی روبه‌رو است:

۱. الگوی رفتاری مسئولان

یکی از مهم‌ترین عوامل، رفتار بخشی از مدیران، سیاستمداران و نخبگان کشور است.

هنوز مشاهده می‌شود که برخی از مسئولان عالی‌رتبه، با وجود قزاق‌تبار بودن، در سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و نشست‌های رسمی، ترجیح می‌دهند به زبان روسی سخن بگویند یا تسلط کافی بر زبان قزاقی ندارند. این رفتار، ناخواسته این پیام را به جامعه منتقل می‌کند که زبان موفقیت و مدیریت، روسی است؛ نه زبان قزاقی. در حالی که مسئولان هر کشور، مهم‌ترین الگوی زبانی جامعه محسوب می‌شوند و رفتار آنان تأثیر مستقیمی بر نگرش مردم دارد.

۲. سلطه زبان روسی در رسانه‌ها

رسانه‌ها یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ یا تضعیف زبان هستند. در بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی، بهترین ساعات پخش همچنان به برنامه‌های روسی‌زبان اختصاص دارد. فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های سرگرمی روسی سهم بیشتری از مخاطبان را جذب می‌کنند، در حالی که تولید محتوای جذاب به زبان قزاقی هنوز با محدودیت بودجه و امکانات روبه‌رو است. کمبود دوبله حرفه‌ای فیلم‌ها، مستندها، انیمیشن‌ها و برنامه‌های آموزشی به زبان قزاقی، موجب شده است که نسل جوان بیش از پیش به رسانه‌های روسی‌زبان گرایش پیدا کند.

۳. نظام آموزشی

اگرچه تعداد مدارس قزاقی‌زبان در سال‌های اخیر افزایش یافته است، اما هنوز بسیاری از خانواده‌ها مدارس روسی را برای آینده فرزندان خود مناسب‌تر می‌دانند. زیرا دانشگاه‌ها، شرکت‌های خصوصی و بازار کار، همچنان دانستن زبان روسی را یک امتیاز مهم تلقی می‌کنند. به همین دلیل، خانواده‌ها نیز از روی مصلحت اقتصادی، فرزندان خود را به سوی آموزش روسی سوق می‌دهند.

۴. نبود انگیزه برای شهروندان غیرقزاق

یکی دیگر از چالش‌ها این است که بسیاری از شهروندان غیرقزاق، بدون دانستن زبان قزاقی نیز می‌توانند تحصیل کنند، شغل مناسب داشته باشند و زندگی روزمره خود را ادامه دهند. وقتی دانستن زبان رسمی کشور، شرط ضروری برای حضور در جامعه نباشد، انگیزه‌ای جدی برای یادگیری آن نیز شکل نمی‌گیرد. در بسیاری از کشورهای جهان، آشنایی با زبان رسمی، یکی از پیش‌نیازهای طبیعی مشارکت اجتماعی و اداری است.

۵. نگرش‌های اجتماعی

متأسفانه در برخی محیط‌های شهری، هنوز افرادی که به زبان قزاقی سخن می‌گویند، با نگاه تحقیرآمیز یا تمسخرآمیز روبه‌رو می‌شوند و گاه زبان قزاقی به اشتباه نشانه روستایی بودن یا عقب‌ماندگی تلقی می‌شود. چنین نگرشی، اعتمادبه‌نفس گویشوران زبان قزاقی را کاهش می‌دهد و بسیاری از جوانان را به استفاده بیشتر از زبان روسی سوق می‌دهد. هیچ زبانی تا زمانی که در جامعه مایه افتخار نباشد، نمی‌تواند جایگاه واقعی خود را بازیابد.

آیا مشکل، دانستن روسی است؟

بی‌تردید پاسخ منفی است. دانستن زبان روسی، همانند دانستن انگلیسی، چینی یا عربی، یک فرصت ارزشمند علمی و اقتصادی است. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که زبان دوم، جای زبان مادری را بگیرد و انسان نتواند به زبان نیاکان خود بیندیشد، بنویسد و فرهنگ خویش را به نسل بعد منتقل کند. چندزبانه بودن یک امتیاز است؛ اما فراموش کردن زبان مادری، یک خسارت فرهنگی جبران‌ناپذیر خواهد بود.

راهکارهای تقویت زبان قزاقی

احیای زبان قزاقی، تنها با تصویب قانون امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند یک عزم ملی است.

نخست، مسئولان کشور باید خود پیشگام استفاده از زبان قزاقی باشند و در سخنرانی‌ها، نشست‌های رسمی و ارتباطات عمومی، این زبان را در اولویت قرار دهند. دوم، لازم است بودجه بیشتری برای تولید فیلم، سریال، مستند، انیمیشن، دوبله و برنامه‌های کودک به زبان قزاقی اختصاص یابد. سوم، آموزش زبان قزاقی باید برای همه شهروندان، اعم از قزاق و غیرقزاق، با روش‌هایی جذاب، کاربردی و استاندارد تقویت شود. چهارم، رسانه‌های ملی باید ساعات پربیننده را به تولیدات باکیفیت قزاقی اختصاص دهند تا زبان ملی در متن زندگی روزمره مردم حضور پررنگ‌تری پیدا کند. پنجم، دولت و بخش خصوصی باید از تولید کتاب، نرم‌افزار، بازی‌های رایانه‌ای، وبگاه‌ها، برنامه‌های تلفن همراه و فناوری‌های نوین، از جمله سامانه‌های هوش مصنوعی به زبان قزاقی، حمایت کنند. ششم، لازم است جایگاه زبان قزاقی در نظام اداری، اقتصادی و علمی کشور به‌گونه‌ای تقویت شود که دانستن این زبان، علاوه بر ارزش فرهنگی، مزیتی واقعی در اشتغال و پیشرفت اجتماعی نیز محسوب شود. و سرانجام، خانواده‌ها باید نخستین مدرسه زبان باشند؛ زیرا اگر زبان مادری در خانه زنده بماند، هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را از میان ببرد.

نتیجه‌گیری

مسئله زبان در قزاقستان، نزاع میان قزاقی و روسی نیست؛ بلکه مسئله ایجاد توازن میان هویت ملی و نیازهای زندگی معاصر است. هیچ انسان خردمندی مخالف یادگیری زبان‌های دیگر نیست. هرچه انسان زبان‌های بیشتری بداند، افق‌های گسترده‌تری پیش روی او گشوده می‌شود. اما زبان مادری، ریشه وجود انسان است. درختی که ریشه‌هایش خشک شود، هرچند شاخه‌های بلندی داشته باشد، دیر یا زود فرو خواهد افتاد.

اگر زبان قزاقی تنها زبان احساسات، شعر و خاطرات باقی بماند و زبان علم، اقتصاد، فناوری و مدیریت، زبان دیگری باشد، شکاف میان هویت و زندگی روزمره هر روز عمیق‌تر خواهد شد. قزاقستان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آن است که زبان قزاقی نه فقط «زبان هویت»، بلکه «زبان علم، مدیریت، رسانه، اقتصاد و آینده» باشد. تحقق این هدف، تنها با همکاری دولت، نخبگان، رسانه‌ها، نظام آموزشی، خانواده‌ها و همه شهروندان امکان‌پذیر است.

در نهایت، آینده‌ای موفق از آنِ ملتی است که بتواند میان پاسداشت زبان مادری و بهره‌گیری از زبان‌های بین‌المللی تعادل برقرار کند؛ زیرا زبان‌های دیگر پنجره‌هایی به جهان‌اند، اما زبان مادری، خانه‌ای است که هویت یک ملت در آن زندگی می‌کند.

 

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب